خرید اینترنتی کتاب و نوشت افزار

راز ماندگاری چشمهایش

 به مناسبت سالروز تولد بزرگ علوی بر آن شدیم که از محبوب‌ترین رمان این نویسنده بزرگ بگوییم. سوالی که مطرح می‌شود این است که بین این همه داستان چرا کتاب چشمهایش بزرگ علوی تا کنون توانسته در قفسه های کتاب فروشی‌ها هنوز طرفداران خود را در این سبک از داستان داشته باشد. به راستی راز ماندگاری این کتاب در چیست؟

بسیاری از منتقدان این کتاب را هم ردیف با رمان‌هایی مانند بوف کور و تنگسیر و شازده احتجاب می نامند هر چند که این نویسنده بزرگ معاصر تحصیلاتش را در غرب گذرانده بود و تحت تاثیر ادبیات غرب  نیز قرار داشت.

چشمهایش داستانی است که در آن عشق و سیاست ادغام شده با وجود آنکه چهره عشق در آن پر رنگ‌تر به رشته تحریر در آمده است.

داستان از ناظم مدرسه ای شروع می‌شود که می‌خواهد پس از مرگ استاد از تابلو پرده چشمهایش که در دوران تبعید به تصویر درآمده بود و راز های زیادی در خود داشت، پرده بر دارد.  با شناختی که او از استاد داشت کشیدن چنین تابلویی با آن چشمان زیبا که حس های متضادی از فریبندگی و معصومیت را در خود داشت، سوالهای بی جوابی را برایش مطرح می‌کند؟ اینکه چه ارتباطی می تواند بین تصویر این چشمها و استاد وجود داشته باشد؟! او پس از یافتن مدل نقاشی این تابلو می خواهد بیشتر بداند و اینجاست که فرنگیس راوی ادامه داستان می‌شود.

داستان از دو راوی، روایت می شود و بارزترین اشخاص در آن از یک طرف استاد نقاشی است که اهداف و مبارزاتش مهتر از هر چیزی برای او است؛ و از طرفی دیگر فرنگیس دختری مرفه که صادقانه دل به استاد می دهد و در این راه برای نجات او در مبارزاتش از هیچ کاری کوتاهی نمی‌کند.

تضاد و تناقضی که در بین این دو انسان بر سر عشق است و قالب درست رمان نویسی این اثر، داستان را برای خوانندگانش بسیار مهیج و جالب می‌کند. احساسی که به خواننده در این داستان می دهد با توجه به نوع برداشت آنها بسیار متفاوت است.

استاد ماکان که هنرش ابزاری برای مبارزات محسوب می‌شود، انسانی بسیار شجاع و دلیراست که تا پای جان بر سر اعتقادش پایبند می‌ماند. تابلوهایش هیچ نشانی از مدح و ستایش حکومت وقت ندارد و درست در برابر آن چهره های توده مردم را به زیباترین شکل ممکن به تصویر می‌کشد و هیچ وقت اصول و باورهای خود را تسلیم عشق نمی‌کند.آن هم در مقابل زنی که تمام عواطف و جوانب احساسی و ذهنی و وروانی خود را در این عشق نشان می‌دهد. سر انجام داستان زمانی که فرنگیس در میابد درمقابل این همه فداکاری و از خودگذشتگی اش در عشق به ماکان، او هیچ قدمی در این راه بر نداشت رنگ و بوی دیگری می گیرد.

 از نقاشی  تابلو چشمهایش برای ناظم مدرسه ماکان سخن می‌گوید: «این چشمها مال من نیست.»

خواندن کتاب چشمهایش با وجود تکرار و پرگویی های که در آن است  اما خلاقیت و پایه های محکم داستان نویسی را با  ترکیبی جالب از عشق و سیاست درخود دارد، و هیچ گاه شما را پشیمان نمی‌کند.

 اگر این کتاب را خواندید کدام شخصیت این داستان برای شما دلنشین و اثر گذار تر بوده است؟



کتاب نویسنده بزرگ علوی چشمهایش رمان عاشقانه



مطالب مرتبط

عاشق نشوید، اگر توانید!
ردپای ادبیات بر پرده سینما
نامزدهای جایزه ادبی احمد محمود





نظرات کابران باهوک ریویو