خرید اینترنتی کتاب و نوشت افزار

نگاهی به فیلم بادبادک باز

نگاهی به فیلم بادبادک باز

نگاهی به فیلم بادبادک باز

فیلم بادبادک باز یا همان کاغذپران فیلمی است که در سال2006براساس رمان بادبادک باز  نوشته ی خالد حسینی ساخته شد. خالد حسینی در شهر کابل به دنیا آمد.مادرش معلم تاریخ و فارسی دبیرستان و پدرش اهل سیاست بود. تا اینکه در سال 1976 به عنوان دیپلمات وزارت خارجه افغانستان به پاریس فرستاده شد در نتیجه خانواده ی خالد، افغانستان را به مقصد فرانسه ترک کردند. چند سال بعد پدر خالد، بعد از کودتای کمونیستی  1980افغانستان، از این سمت عزل و درنتیجه آنها به ایالات متحده ی آمریکا پناهنده شدند. خالد حسینی در سال 1996 در رشته ی پزشکی از دانشگاه پزشکی شهر سندیگو فارغ التحصیل شد. او پس از انتشار رمان«بادبادک باز» در سال 2006 از سوی آژانس پناهندگان سازمان ملل به عنوان سفیر حسن نیت در زادگاهش، افغانستان معرفی و سال بعد طی سفری به افغانستان، بنیاد خالدحسینی را جهت کمک به افغان ها بنیان نهاد.

خالد حسینی با انتشار بادبادک باز، اولین قدم در عرصه ی رمان نویسی را برداشت. به نظر می رسد حسینی، پیش از این رمان، داستان دیگری را قلم نزده باشد. اما با همین رمان نگاه ملل غرب خصوصا آمریکایی ها به افغانستان را دستخوش  تغییر قرار داد. پیش از این کتاب، تنها نگاه آمریکایی ها به افغانستان،با پیش زمینه ای بود به نام یازده سپتامبر.حادثه ای که مقصر آن را طالبان افغانستان می شناختند. کمتر کتاب یا فیلمی بود که از این خاک سخن گفته باشد. تمام اطلاعات مردم آمریکا، اخبار و ارقام و آماری بود که از سوی شبکه های تلویزیونی منتشر می شد. به جرات می توان گفت که خود ما ایرانیها نیز بعد از خواندن این کتاب یا تماشای این فیلم نظرمان نسبت به این کشور تغییر خواهد کرد. کشوری که در همسایگی ماست و ما جز فلاکت از آن، چیزی نمی شناسیم.

بادبادک باز روایت تلخی از دودستگی های ملتی است که با جهل و تکبر های قومیتی به فجایع بزرگی چون روی کار آمدن طالبان یا کودتای کمونیستی دامن زدند. سال ها پیش افغانستان کشوری مستقل، با حاکمیتی قوی و مردمی فرهیخته و صلح جو، اسیر کج فهمی ها و دوگانگی هایی شد که نتیجه ی آن روی کار آمدن طالبانی جنگ طلب بود. همه ی اینها در این داستان از زبان امیر به تلخی بیان می شود.امیر کودکی است متمول و خوشبخت که در محله ی وزیر اکبرخان کابل زندگی می کند. حسن، یار غار امیر، کودکی است، هم سن وسال او که به همراه پدرش علی، در خانه ی پدری امیر خدمت می کنند.

امیر در سن 12 سالگی به یار وفادارش، حسن، خیانت می کند. این خیانت امیر، موجب می شود که حسن به همراه پدرش، علی، برای همیشه آن خانه را ترک کنند .اما سالها پس از خروج امیر و پدرش از افغانستان خبرهایی از وطن به گوش امیر می رسد که او را به زادگاهش می کشاند. در افغانستان با رازی مواجه می شود و در پی آن به دنبال برادرزاده ی نادیده اش به قلب طالبان می رود.

امیر پسربچه ای ضعیف و ترسو است که همیشه پشت سر حسن پنهان می شد. درحالی که حسن برای دوستش، دست به هر کاری می زد. او بارها به امیر می گوید: «جانم هزار بار فدایت.»

در خلال داستان متوجه خواهید شد که افغانستان تنها کشور خون و خونریزی نیست. بلکه مردم عاشق و پاک نیز در آن زندگی می کنند. بر همین اساس (بادبادک)، نماد صلح و عشق توانسته پرچمدار این مساله در این رمان باشد.

شاید در نگاه اول داستان را یک موضوع اسلام ستیزانه تلقی کنید؛ اما در روند داستان و مطالعه ی دیالوگ های داستان، برداشت شما به کلی تغییر خواهد کرد. زیرا در مورد اسلام و اعمالش چیزهای مثبتی در داستان ابراز شده است.

فیلم بادبادک باز در سال 2007 به نمایش عمومی درآمد. اما نمایش وسیع تر آن که به دلایل امنیتی برای بازیگران خردسالی که بومی و محلی بودند، دو ماه به تعویق افتاد. این فیلم در شهر کاشغر چین با هزینه ی 20 میلیون داری، فیلم برداری و تولید شده است. این فیلم در کشور افغانستان به دلیل برجسته شدن اختلافات قومی و پخش صحنه ی تجاوز به کودک، در فیلم، توسط دولت مرکزی افغانستان توقیف شد.

مارک فورستر، کارگردان آمریکایی این فیلم علاقه ی زیادی به اقتباس از کتاب دارد. او، به غیر از این فیلم، «در جستجوی ناکجاآباد»را در سال 2002 میلادی براساس نمایشنامه ی «مردی که پیترپن بود»، ساخت. او همچنین «جنگ جهانی زد» را از رمان پرفروشی به همین نام اقتباس کرد.

اگر قصد مطالعه ی این کتاب یا تماشای آن را دارید، تمام تصورات خود را از این همسایه ی مهجور، کنار بگذارید تا بتوانید با خیال راحت از این فرهنگ و اصالت غنی، شگفت زده شوید.



بادبادک باز خالد حسینی معرفی کتاب کتاب خوب



مطالب مرتبط

بزرگترین سخنور مشرق زمین
عاشق نشوید، اگر توانید!
ردپای ادبیات بر پرده سینما





نظرات کابران باهوک ریویو