خرید اینترنتی کتاب و نوشت افزار

من پیش از تو؛ خواندنی و مسحورکننده

من پیش از تو؛ خواندنی و مسحورکننده

من پیش از تو؛  خواندنی و  مسحورکننده

من پیش از تو عنوان رمان عاشقانه ای ست که جوجو مویز آن را نخستین بار در پنجم ژانویه ی 2012 در انگلستان چاپ کرد.

شخصیت اصلی این کتاب مانند باقی رمان های جوجو مویز حالتی سهل و ممتنع دارد. لوییزا کلارک 26 ساله ، در زندگی معمولی خود و در حاشیه، قهرمان بی بدیل زندگی خود است. کلارک جاه طلب نیست و پشت سر هم به خواهر کوچک تر خود می بازد. او برای کمک به امرار معاش خانواده در یک کافه ی کوچک کار می کرد. اما به تازگی همان کار را هم از دست می دهد. بعد از تلاش های نافرجام برای پیدا کردن کار جدید یک شغل جدید پیدا می کند. درواقع شغل جدید او، مراقبت و نگهداری  از ویل ترینر، مرد جوان ثروتمندی است که بر اثر سانحه ای فلج شده است.

این حادثه در یک روز بارانی اتفاق می افتد. درست چند دقیقه بعد از آن که ویل، اوقات خوبی را با دوست دخترش گذرانده بود. او در خیابان با یک موتورسوار تصادف می کند. در این صانحه، مهره های 4 و 5 ستون فقرات ویل دچار آسیب جدی می شود. همین امر موجب می شود که دست ها و پاهای او فلج شوند:

صدای گوش‌خراشی می‌آید، ویل نگاه می‌کند. صدای ناخوشایند بوق اتومبیلی است. تاکسی سیاه براق را مقابلش می‌بیند. راننده شیشه اتومبیل را پایین داده است. در گوشه‌ی میدان دیدش چیزی می‌بیند که نمی‌تواند به‌خوبی تشخیص دهد. آن چیز با سرعت باورنکردنی به‌طرفش می‌آید.

صورتش را به طرف آن برمی‌گرداند، بلافاصله متوجه می‌شود در مسیرش قرار دارد و به هیچ طریقی نمی‌تواند خودش را از سر راهش کنار بکشد. او با وحشت، دستش باز می‌شود، گوشی بلک‌بری رها می‌شود و می‌افتد زمین. فریادی می‌شنود که احتمالا از گلوی خودش خارج شده است. آخرین چیزی که می‌بیند دستکش‌های چرمی هستند و صورتی که داخل کلاه ایمنی است.

مراقبت از ویل بسیار مشکل است. او هنوز نتوانسته این حادثه را هضم کند. اما رفتارهای تلخ و آزاردهنده ی ویل ، نمی تواند لوییزا را خسته کند. ویل، پیش از این سعی داشته است که خودکشی کند. این حادثه موجب شده است که عشقش او را ترک کند. اما مدتی بعد لوییزا به او علاقه مند می شود.

طرفداران این رمان، آن را کتابی عاشقانه ای می دانند که احساسات را به خوبی درگیر می کند.  در حالی که مریم مفتاحی، مترجم این عنوان در خصوص این کتاب می گوید: شاید برخی فکر کنند که رمان من پیش از تو یک رمان عاشقانه است. اما من این تصور را ندارم. به نظرم یک داستان امیدبخش و سرشار از کشمکش های روحی و ذهنی است.

«من پیش از تو» اگرچه از پرفروش ترین های نیویورک تایمز محسوب می شود؛ اما مخاطبینی دارد که آن را نمی پسندند. آن ها این کتاب را با عناوینی مثل زرد، عامه پسند و دم دستی معرفی می کنند. زیرا به جز نقطه ی پایینی کتاب، اغلب اتفاقات و حوادث کتاب، قابل پیش بینی است. این که داستان حول محور دختر و پسری است که دختر از طبقه ی پایین و پسر از طبقه ی ثروتمندی است، شاید درظاهر کلیشه ای باشد، اما فکر و رفتار این دو جوان که بسیار بر روی هم تاثیرگذارند، آن را به یک رمان پرفروش تبدیل کرده است.

اما فیلمی که از روی همین کتاب اقتباس شد، با همین عنوان، به کارگردانی تیا شروک و با بازی امیلا کلارک و سم کفلین در سال 2016، بر پرده ی سینما به نمایش گذاشته شد.

این فیلم توسط شرکت سینمایی برادران وارنر ساخته شد و توانست  207/9 میلیون دلار از گیشه کسب کند.

مثل تمام فیلم های اقتباسی، توصیه می کنم، در ابتدا رمان را بخوانید سپس فیلم را تماشا کنید. زیرا در فیلم ها جزییات خیلی نمایش داده نمی شوند. درواقع زمان فیلم، این اجازه را نمی دهد. همین مساله ممکن است شما را ناامید کند که چطور کارگردان از جزییات توانسته است دست بکشد. اما به نظر چاره ای نیست.

نکته ی دیگر این که اگر درابتدا فیلم را تماشا کنید، سپس کتاب را بخوانید، دست و پای ذهنتان را برای تصویرسازی ها و تخیلات پیرامون شخصیت ها می ببندید. بنابراین توصیه ی همیشگی ما این است که نخست کتاب را مطالعه کنید، سپس فیلم را ببینید. آن وقت احساس نزدیکی بیش تری نسبت به شخصیت ها خواهید داشت.

هر چند این فیلم به خوبی توانسته است که شخصیت های کتاب را با ویژگی های خودشان، به شما نمایش دهد، اما اگر کتاب را بخوانید، حتما متوجه خواهید شد که جوجو مویز به خوبی می داند که چطور یک رمان پرفروش بنویسد. او نویسنده ای انگلیسی است که به مدت یک دهه به صورت پاره وقت روزنامه نگاری کرده است. اما از سال 2002 تصمیم گرفت که به صورت تمام وقت کتاب بنویسد.

رمان «من پیش از تو» ی او به بیش از 28 زبان ترجمه شده است.

در ادامه، نظرات نشریات مختلف را در خصوص این رمان می خوانید:

آسوشیتدپرس: بعضی کتاب ها را نمی توان زمین گذاشت. پیشنهاد ما این است که این کتاب را همراه با یک جعبه ی دستمال کاغذی بخوانید.

نشریه ی آمریکایی(پابلیشرز ویکلی) : رمانی خواندنی، مسحورکننده و منطبق با نیازهای دنیای امروز.

مجله ی (بوک پیج ) : این کتاب به ما می آموزد که هیچ وقت برای زندگی کردن دیر نیست.

نیویورک تایمز: نویسنده ی کتاب، خواننده را در موقعیتی قرار می دهد که اشک ریزان بخواند و جلو برود.

مجله ی ( گود هاوسینگ) : بخوانید و اشک بریزید.



کتاب من پیش از تو جوجو مویز معرفی کتاب نقد کتاب



مطالب مرتبط

بزرگترین سخنور مشرق زمین
عاشق نشوید، اگر توانید!
ردپای ادبیات بر پرده سینما





نظرات کابران باهوک ریویو

پربازدید ها