خرید اینترنتی کتاب و نوشت افزار

سکان رهبری هیجانتان را در دست بگیرید

هوش عاطفی، هوش احساسی یا هوش هیجانی (که ضریب آن با EQنشان داده می شود) شامل شناخت و کنترل عواطف و هیجانهای خود است. به عبارت دیگر، شخصی که EQبالایی دارد سه مولفۀ هیجانها را به طور موفقیت آمیزی با یکدیگر تلفیق می کند؛ (مولفۀ شناختی، مولفۀ فیزیولوژیکی و رفتاری.)

«رابطه هوش و هیجان»

-هیجان چیست؟ حالت عاطفی هشیاری یا خودآگاهی است که در آن مفاهیمی همچون شادی،غم، ترس، نفرت یا علاقه تجربه می شود.

-هوش چیست؟ مجموعه توانایی های شناختی که امکان کسب دانش و یادگیری و چگونگی حل مشکلات را فراهم می سازد.

- هوش هیجانی چیست؟ ترکیب دو حالت از سه حالت ذهن یعنی شناخت و عاطفه یا هوش و هیجان می باشد و شامل 4مولفه است :

1-تشخیص هیجانات، عواطف

2-استفاده از هیجانات، تسهیل اندیشه

3-درک و فهم هیجانات

4-مدیریت کردن هیجانات

«کاربردهای هوش هیجانی در زندگی»

هوش هیجانی به دلیل کاربردهایی که دارد، از جایگاهی ویژه برخوردار است. بخصوص در مورد کودکان،بسیار مفید می باشد. هوش هیجانی به کودکان کمک می کند تا در موقعیتهای تهدید کننده و خطرناک، واکنش مناسب تری برای نجات خود انجام دهند. همچنین با کمک هوش هیجانی می توانند به ریشه های غم و شادی در خود پی ببرند و آن را مدیریت کنند. حساسیت و هوش هیجانی بالاتر به کودکان کمک می کند تا نیازهای دیگران را درک کنند و حداقل با همدلی به آنها کمک کنند و با کنترل بر احساسات خود، حس مسئولیت پذیری را در خود تقویت کنند.

همچنین متون علم مدیریت بر این باور هستند که رهبران و مدیران با هوشهای هیجانی بالاتر، توان بیشتری برای هدایت سازمان تحت کنترل شان دارند. یافته های جدید نشان می دهد کارکنانی که دارای وجدان کاری و احساس وظیفه شناسی بالایی هستند. اما فاقدهوش هیجانی و اجتماعی هستند در مقایسه با کارکنان مشابهی که از هوش هیجانی بالایی برخوردارند، عملکرد ضعیف تری دارند.

چگونگی آموزش در کودکی والدین باید بیشتر از هر چیز به فکر داشتن اطلاعات درباره احساسات و هیجانات باشند. باید محیطی را ایجاد کرد که همه به بیان احساسات خود بپردازند. از بچه خواسته شود احساسات خود را نقاشی کند و یا به زبان بیاورد. احساس امنیت و فضای حمایتی نیز به این روند کمک خواهد کرد.

واقعیت آن است که کودکان، هیچگاه آنچه را که شما می گویید، انجام نمی دهند، اما همیشه در پایان آنچه را که شما انجام می دهید به انجام می رسانند. بنابراین، پیش از اینکه ما به کودک خود فکر کنیم که چگونه می توانیم، هوش هیجانی او را پرورش دهیم یا هیجانهای او را مدیریت کنیم، بهتر است؛ ابتدا به فکر فراگیری روشهایی برای مدیریت هیجانهای خود باشیم، آنگاه خواهیم دید که آنها چطور می توانند، عواطف و احساسهای خود را مدیریت نمایند.

برای پرورش هوش هیجانی و اجتماعی در فرزندان خود، نباید منتظر بمانیم که تنها خود آنها با ما ارتباط برقرار کنند. بلکه ما نیز باید محرکی برای برقراری ارتباط با آنها باشیم. هرچند این سخن، به این معنا نیست که آنها قادر به برقراری ارتباط نیستند. زیرا آنها درست از زمانی که به دنیا می آیند، بدون اینکه هیچ کلمه ای را بشناسند، می توانند با دیگران ارتباط برقرار کنند. والدین با صحبت کردن، مکث کردن، توجه کردن به بیان احساسها و هیجانهای نوزاد و کودک خود، دادن فرصت تمرین هیجانها به او در محیط بازی، ارائه الگوی تقویت و مشاهده ای و نوازشگری می توانند، سنگ بنای ارتباط اجتماعی و پرورش هوش هیجانی را در کودکان بنا کنند. عوامل مؤثر در هوش هیجانی سالووی توصیف مبنایی خود را از هوش هیجانی بر اساس نظریات گاردنردر مورد استعدادهای فردی، قرار می دهد و این تواناییها را به پنج حیطه اصلی بسط می دهد.

«شناخت عواطف شخصی»

خود آگاهی- تشخیص هر احساس به همان صورتی که بروز می کند- سنگ بنای هوش هیجانی است. توانایی نظارت بر احساسات در هر لحظه برای به دست آوردن بینش روان شناختی وادراک خویشتن، نقشی تعیین کننده دارد. ناتوانی در تشخیص احساسات واقعی، ما را به سردرگمی دچار می کند. افرادی که نسبت به احساسات خود اطمینان بیشتری دارند، بهتر می توانند زندگی خویش را هدایت کنند. این افراد درباره احساسات واقعی خود در زمینه اتخاذ تصمیمات شخصی از انتخاب همسر آینده گرفته تا شغلی که بر می گزینند، احساس اطمینان بیشتری دارند.

«به کار بردن درست هیجان ها »

قدرت تنظیم احساسات خود، توانایی و مهارت عاطفی است که برحس خود آگاهی متکی می باشد و شامل ظرفیت شخص برای تسکین دادن خود، دور کردن اضطرابها، افسردگیها یا بی حوصلگیهای متداول و پیامدهای شکست، است. افرادی که به لحاظ این توانایی ضعیفند، به طور دایم با احساس نومیدی و افسردگی دست به گریبانند، در حالی که افرادی که در آن مهارت زیادی دارند، با سرعت بسیار بیشتری می توانند ناملایمات زندگی را پشت سر بگذارنند.

«برانگیختن خود»

 برای جلب توجه، برانگیختن شخصی، تسلط بر نفس خود و برای خلاق بودن لازم است سکان رهبری هیجانها را در دست بگیرید تا بتوانید به هدف خود دست یابید. خویشتن داری عاطفی- به تاخیر انداختن کامرواسازی و فرونشاندن تکانشها -زیر بنای تحقق هرپیشرفتی است. توانایی دستیابی به مرحله غرقه شدن در کار، انجام هر نوع فعالیت چشمگیر را میسر می گرداند.

افراد دارای این مهارت، در هر کاری که بر عهده می گیرند بسیار مولد و اثر بخش خواهند بود.

« شناخت عواطف دیگران»

همدلی، توانایی دیگری که بر خود آگاهی عاطفی متکی است ، «مهارت ارتباط با مردم» است. افرادی که از همدلی بیشتری برخوردار باشند، به علایم اجتماعی ظریفی که نشان دهنده نیازها یا خواسته های دیگران است توجه بیشتری نشان می دهند. این توانایی، آنان را در حرفه هایی که مستلزم مراقبت از دیگرانند، تدریس، فروش و مدیریت موفق تر می سازد.

«حفظ ارتباط ها»

بخش عمدهای از هنر برقراری ارتباط، مهارت کنترل عواطف در دیگران است، مانند صلاحیت یا عدم صلاحیت اجتماعی و مهارتهای خاص لازم برای آن. اینها تواناییهایی هستند که محبوبیت، رهبری و اثر بخشی بین فردی را تقویت می کنند. افرادی که در این مهارتها توانایی زیادی دارند، در هر آنچه که به کنش متقابل آرام با دیگران باز می گردد بخوبی عمل می کنند، آنان ستاره های اجتماعی هستند.

«بحث و نتیجه گیری»

هوش هیجانی آموختنی و اکتسابی است و به  4دلیل از جمله :

سلامت جسم، ارتباط موثر، موفقیت و حل اختلافات و کشمکش های روزمره اهمیت زیادی دارد. می توانیم هوش هیجانی را با احترام گذاشتن به خویشتن، قاطعیت داشتن، تحمل کردن استرس، سنجش واقعیت، انعطاف پذیری و همدل بودن درخود تقویت کنیم.







مطالب مرتبط

بزرگ ترین پایان ها برای اسطوره ها
برتولوچی؛ امپراتور سینمای ایتالیا
منع قانونی در  چاپ و  فروش  کتاب





نظرات کابران باهوک ریویو