خرید اینترنتی کتاب و نوشت افزار

عشق و نفرت قدرت مشابه دارند

یک شب زمستانی بود و میرتل دانیج از پنجره ی اتوبوس به دنبال خانه ی مادرش می گشت. اخیرا برای مادرش نامه نوشته بود و وقتی پاسخی از او دریافت نکرد، تصمیم گرفت به او زنگ بزند.

رمانی که پیش رو دارید، با یک بازگشت آغاز می شود. اتوبوسی که در شبی مه آلود به دانگتار می رسد و زنی جوان از آن پیاده می شود. همین آغاز کافیست تا بدانید، قرار است سرگذشتی را مرور کنید که در دهکده ای کوچک در استرالیا کودکی یک دختر را نابود کرد.

25 سال پیش دختر 10 ساله ای، به نام تیلی دانیج را از دهکده ی دانگتار بیرون کردند. این دختر کوچک متهم به قتل همکلاسی خود بود.

25 سال گذشته است و حالا، تیلی برای مادر پیری که تمام زندگی اوست بازگشته. مالی مادر تیلی زنی پیر و افسرده ای است که مورد نفرت اهالی دهکده است. مردم اورا به چشم مادر یک قاتل می بینند. او تنها با یک خانواده ی فقیر از اهالی دهکده که گاهی، تد، پسر ارشد خانواده به او کمک هایی می رساند؛ در ارتباط بود.

با بازگشت تیلی، دانگتار به ولوله می افتد. 25 سال گذشته است. حالا او زنی است باهوش، زیبا و ماهر در دوخت انواع لباس های مد روز. تیلی با هدف مراقبت از مادرش از پاریس برگشته است. اما گویی توانایی هایش بیشتر از مراقبت از مادر پیر و لجباز است.

به قول تد او توان آن را دارد که مردم دهکده را تغییر بدهد. زنان دهکده به سراغ تیلی می آیند تا بهترین لباسی که مناسب اندام آنهاست را بدوزد. تیلی بدون کینه و نفرت این کار را انجام می دهد. تک تک آن ها را با زیبایی های زنانه شان آشنا می کند. او خوب می داند هر صورت و هیکلی، چه لباسی را نیاز دارد.

تیلی خود را مقصر این اتفاقات و خود را نفرین شده می داند. از وقتی که به یاد می آورد آن ها، او را مسخره کرده بودند. برای اذیت و آزار او و مادرش از هیچ کاری دریغ نکرده بودند. اما حالا تیلی آن ها را مقصر نمی داند، بلکه خود و بختش را برای این غم ها سرزنش می کند.

تد تنها کسی است که او را باور دارد. اما برای اثبات عشقش دست به کاری می زند که دوباره، تیلی ، شوم و نفرین شده به نظر می رسد. عشق و نفرت به یک اندازه برای تیلی دردسار ساز است. تا زمانی که خود را باور نداشته باشد، هر اتفاقی برای او نفرین حساب می شود:

عشق و نفرت قدرتی مشابه دارند. همان طور که می شود از کسی متنفر بود، این امکان هست که عاشق یک انسان طرد شده هم بود.

رزالی نویسنده کتاب« داستان یک خیاط»  متولد 13 ژانویه 1955، نویسنده و بازیگر رادیویی استرالیاست.با وجود این که، این اولین کتاب رزالی هم بود، اما او خوب می دانست چطور  طنز و کمدی را وارد رمانتیسم کند. کاری که از کمتر نویسنده ای بر می آید.

او این کتاب را طی 3 سال تمام کرد.

سال 2015 جوسلین مورهوس، فیلمی را بر اساس این رمان ساخت. کیت وینسلت، بازیگر نقش تیلی، بازی بی عیب و نقصی را از این کاراکتر ارایه کرد.

در این فیلم کیت ویلسنت به خوبی غرور، عشق، نفرت و انتقامی که در دل تیلی بود را به نمایش گذاشت.

اگر دوست دارید به فاصله ی چند برگ از کتاب، هم بخندید و هم گریه کنید؛ این کتاب پیشنهاد خوبی محسوب می شود. به علاوه تماشای این فیلم خالی از لطف نخواهد بود.



رزالی هم داستان یک خیاط کیت وینسلت فیلم اقتباسی معرفی کتاب



مطالب مرتبط

برتولوچی؛ امپراتور سینمای ایتالیا
منع قانونی در  چاپ و  فروش  کتاب
همراه با؛  روز کتاب و کتابخوانی





نظرات کابران باهوک ریویو