خرید اینترنتی کتاب و نوشت افزار

مرا بخوانید.من نویسنده‌ام،نه یک ژانر

کارلوس فوئنتس،نویسنده ای دیپلمات لقب گرفت چرا که وی به واسطه ی شغل پدرش که ازدیپلمات‌های معروف مکزیک بود ازابتدای زندگی اش با دنیای سیاست آشنا شد.

شغل پدر و علاقه او  به نویسندگی دو موضوعی بود که زندگی و آینده او را تحت تاثیر خود قرار داد و وی را یکی از تحسین‌شده‌ترین چهره‌های ادبیات اسپانیولی‌زبان قلمداد کرد.روز تولدش در 11نوامبر 1928 در پاناما بود که با روز تولد بزرگانی چون: «داستایفسکی» و «وو نگات» برابر است. جالب است بدانید شروع دردهای مادرش در این روز و برای به دنیا آمدن او در سینما، در حالی اتفاق افتاد که مادر؛ مشغول دیدن فیلم« کولی ها »بود.

با وجود پدری دیپلمات خانواده ی وی، باید درکشورهای مختلفی زندگی می کردند. شغل پدر و تغییر مداوم محل زندگی وآشنایی ناخودآگاه با زبانهای مختلف و تجربه درفرهنگهای گوناگون گوشه ای از زندگی او را در دوران کودکی شکل ‌‌داد که زمینه ساز آینده و رویای فوئنتس بود. او دراین کشورها غیراز داستانهایی که مشهور بودند ودرهمه جا خوانده می شدند به کتابهای معروف آن کشورها هم علاقه نشان داد. نوشتن را ازکودکی شروع کرد. اما تصمیم اش برای اینکه یک نویسنده اسپانیایی زبان شود زمانی شروع شد که در شیلی زندگی می کرد و با شیوه نوشتاری پابلو نرودا آشنا شد و پس از آن مطالعه آثار بورخس را شروع کرد.

سرانجام خانواده کارلوس که تاقبل از 16 سالگی وی تنها برای گذراندن تعطیلات به مکزیک سفر می کردند، به مکزیک باز گشتنند. رافائل فوئنتس که در آن زمان مخالفتی با نویسندگی پسرش نداشت به او توصیه کرد که در کنار نویسندگی حقوق بخواند و کارلوس جوان پس از تحصیلات دانشگاهی و فارغ التحصیلی در رشته حقوق، شغل پدرش را ادامه داد و وارد دنیای سیاست شد و در چند کشوراروپایی مانند لندن، فرانسه،هلند، پرتغال، ایتالیا،به عنوان سفیر، نمایندۀ کشورش بود.

او به غیر از نویسندگی و سیاست در دانشگاههای مهمی چون «پرینستون»، «‌هاروارد»، «‌پنسیلوانیا»، «‌کلمبیا»، «‌کمبریج»، «‌براون» و «جورج میسون» ، تدریس کرد. اما از مقام سیاسی خود به عنوان سفیر، در حرکتی اعتراض آمیز به انتخاب رییس‌جمهورسابق مکزیک، به عنوان سفیراسپانیا، کناره گیری کرد.

فوئنتس که از بزرگترین نویسندگان آمریکای لاتین است. زندگی اش درمکزیک بیشتر به کار درمطبوعات و مصاحبه‌هایش می گذشت. اما نوشتن را درگوشه ای دنج از لندن در ساعات صبح تا ظهر و در آرامش تجربه می کرد. نوشته هایش تاثیرپذیری از جامعه مکزیک و شغل سیاسی اش بود و اکثر داستان هایش درمکزیک اتفاق می افتاد. او با سبکی که ویژه خودش بود داستانهایش را از رویدادهای تاریخ معاصر می نوشت و درنوشته هایش ،دغدغه های مکزیک و شرایط و مسائل اجتماعی و سیاسی این کشور برای او در اولیت بود . فوئنتس تنها نویسنده رمان و داستان کوتاه نبود بلکه ازاو مقالات سیاسی ،ادبی و سینمایی هم درمجلات اسپانیایی زبان منتشر می‌شد.

این نویسنده مطرح اسپانیایی زبان اولین رمانش را در29 سالگی به نام «وقتی هوا صاف است» نوشت. در این کتاب با نثری جدید، وسبک رئالیسم نقدی برمکزیک بعد ازانقلاب دارد. کتاب «آسوده خاطر» نیز با همین نگاه و مضمون نوشته شده است.

بسیاری از کتابهای فوئنتس درایران هم به چاپ رسیده است که دراین میان عبدالله کوثری بیشترین سهم را دربین مترجمان دارد. او درمصاحبه هایش می گوید« طوری عاشق فوئنتس شدم که به برادرم در آمریکا گفتم، درباره فوئنتش برای من اطلاعات جمع‌آوری کند. اتفاقا همان روزها، فوئنتس دردانشگاه برکلین سخنرانی داشت و برادرم بعد از جلسه، موضوع را به اوگفت و او هم کتاب گرینگوی پیر را برایم امضا کرد و فرستاد. به این ترتیب بود که تصمیم برای ترجمه کتاب‌های آمریکای لاتین جدی ترشد و در این حوزه ماندم».

هر چند که تا کنون، آثار این متفکرآمریکای لاتین برنده جایزه نوبل نشد. اما بعد از درگذشتش دراین حوزه جایزه‌ای به نام وی راه‌ اندازی شد، و برنده نخستین دوره آن «ماریو بارگاس یوسا»، نویسنده‌ پرویی بود. با وجود ارزشمند بودن جایزه نوبل اما او هرگز هیچ چشم داشتی به این جایزه نداشت او می‌گفت: «دوست ندارم از من مجسمه بسازند زیرا که پرنده‌ها روی مجسمه من خرابکاری خواهند کرد؛ دوست دارم تصویرم بر روی تمبرها چاپ شود تا بعد از مرگ، عکسم موجب ارتباط مردم با هم شود».



کارلوس فوئنتس نویسنده معرفی کتاب



مطالب مرتبط

برتولوچی؛ امپراتور سینمای ایتالیا
منع قانونی در  چاپ و  فروش  کتاب
همراه با؛  روز کتاب و کتابخوانی





نظرات کابران باهوک ریویو