خرید اینترنتی کتاب و نوشت افزار

نامزدهای جایزه ادبی احمد محمود

نامزدهای جایزه ادبی احمد محمود

نامزدهای جایزه ادبی احمد محمود

دومین دوره ی جایزه ی ادبی احمد محمود امسال در دو بخش رمان و جایزه ی ادبی مشغول به کار است و برندگان نهایی این جایزه امرو، سیزدهم دی ماه در تالار شهناز خانه ی هنرمندان اعلام خواهدشد.

نامزدهای این جایزه در بخش رمان بدین شرح است:

 «آتش زندان» از ابراهیم دمنشناس-نشر نیلوفر

«آلوت» از امیر خداوردی-نشر نگاه

«بند محکومین» از کیهان خانجانی- نشر چشمه

«راهنمای مردن با گیاهان دارویی»از عطیه عطارزاده- نشر چشمه

«سرزمین عجایب» از جعفر مدرس صادقی- نشر مرکز

 

و نامزدهای بخش داستان کوتاه:

«با شب یکشنبه»از محمدرضا صفدری- نشر نیماژ

«جای خالی مار» از احسان نصرتی- نشر چشمه

«خدا مادر زیبایت را بیامرزد» از حافظ خیاوی- نشر ثالث

«روی خط چشم» از پیمان هوشمند زاده- نشر چشمه

«زخم شیر»از صمد طاهری- نشر نیماژ

 

در این مقاله قصد داریم نگاهی اجمالی به برخی از کتاب هایی که در دور نهایی راه یافته اند، بیاندازیم.

مردن با گیاهان دارویی، عنوان رمانی است که عطیه عطار زاده آن را در قالبی نو و تازه نگارش کرده است. این کتاب از نگاه دختر جوانی است که چشمانش نمی بیند و در خانه به همراه مادرش به خشک کردن و ترکیب و آماده سازی گیاهان دارویی مشغول است. او توانسته با استفاده از حواس دیگرش، به درک جذابی از محیط پیرامون خود برسد. او همه چیز را با گیاهان می سنجد.همه چیز را در ساختار و وجوه گوناگون این گیاهان می شناسد. او که هیچ جنگی با دنیایش ندارد، به خوبی توانسته خود را با شرایط محدودش وفق دهد و از آن بهترین بهره ها را ببرد:

«هروقت گرفتار افکار دردناکى مى شوم که مثلا چرا بورخس نیستم و تا کى باید عمرم را صرف جدا کردن برگ رازقى از ساقه و کوبیدن گل زر هاون کنم، یاد این حرف مادر مى افتم که اگر یاد بگیرم معناى همین کارهاى کوچک را بفهمم، زندگى حقیقى یا همان چیزى که روحِ سارى در جهان مى نامدش، درونم به راه مى افتد. دیگر مهم نیست بورخس باشم یا نباشم. حتا اگر ساعت ها بى حرکت گوشه اى بنشینم، در بودنم روى زمین و حتا کوبیدنِ رازقى در هاون، در روحى شریکم که بورخس هم بخشى از آن است و آن وقت، من بورخسم.»

توصیف جزییات و شرح دقیق آن چه که اتفاق می افتد از زبان یک نابینا ، بزرگترین حسن این کتاب است که در کمتر داستانی دیده می شود.

آلوت به قلم امیر خداوردی است. این کتاب از پس جالب بودن و فراتر از آن برآمده است. این داستان اثری سمبلیک است که در آن نمادها حرف می زنند و جغرافیا و زمان دقیقی وجود ندارد.همین امر سبب می شود که برداشت های مخاطبین از آن، کاملا متفاوت از یکدیگر باشد.

این کتاب به دور از شعارزدگی، تعصبات دینی، جهل مردم ، ظلم و ستم استعمار و اندیشه ها و تفکرات خودمقدس پندار تکفیری ها، همگی در کنار هم جمع می شوند و قصد فتح اصفهان را می کند؛ این کتاب قرار بود در ابتدا فتح اصفهان نامگذاری شود؛ که البته اصفهان استعاره ای از ایران است.

نویسنده در توصیف آلوت می گوید:

این رمان ، هم سیاسی، دینی و هم اجتماعی است. قهرمان اصلی آن روحانی بلندپایه ای است که با اعتقادات سلفی و تربیت کننده نیروهای انتحاری است.

نام این کتاب از آلوت بن هام بن هیم بن لاقیس بن ابلیس آمده است که در منابع روایی، شیطان زاده ای است که در ابتدا به خدا ایمان می آورد و از مسیر آبا و اجدادی اش عدول می کند.

توی كتابخانه‌ی بابام فقط همان صندلی راحتی دسته‌داری بود كه گفتم. میز نبود. نه میز بود، نه هیچ صندلی دیگری. این یك كتابخانه‌ای بود برای كتاب خواندن فقط، نه برای نوشتن. نه مشق نوشتن، نه قصه نوشتن، نه شعر نوشتن. من روی صندلی بابام می‌نشستم و كتاب‌های بابام را می‌خواندم و هر كتابی را كه بر می‌داشتم برش می‌گرداندم سر جای خودش... هرچه رمان بود خواندم و بعد از مدتی، مثل هركسی كه وقتی كه زیاد می‌خواند خیال می‌كند كه حتما باید یك چیزیی بنویسد، شروع كردم به نوشتن. اما خوبیش به این بود كه به جای این كه رمان بنویسم، شعر نوشتم. یك عالمه شعر نوشتم. سه چهار تا دفتر پر كردم...

این ها خطوطی از کتاب سرزمین عجایب نوشته ی جعفر مدرس صادقی است.

راوی این داستان زنی است که به پدرش عشق می ورزد. زیرا با وجود حشر و نشر با اهل ادب، چیزی نمی نویسد. او همیشه فکر می کند که پدرش یکی از آخرین نفرات نسلی است که فقط کتاب می خواند.نه قصه می نویسد. نه قصیده.او فقط یک عالمه کتاب دارد.او همه ی بعداز ظهر ها می رود داخل کتابخانه اش که پشت ساختمان بود؛ بر روی صندلی چوبی راحتی اش لم می داد و ساعت ها مشغول کتاب خواندن می شد.

این کتاب در حقیقت قسمت سوم یک سه گانه است . توپ شبانه و کافه ای کنار آب دو رمان پیشین صادقی است که اگر آن ها را خوانده باشید، جذابیت این رمان برایتان دو چندان خواهد بود.

نویسنده در این داستان به خوبی توانسته است در جلد راوی که زن است و از زبان او قصه روایت می شود؛ با نگاهی زنانه به رویدادها بنگرد. کلیت داستان با زبانی طنز و شوخ روایت می شود که از دیگر جذابیت های داستان است.

این کتاب ها در نظر سنجی بین حدود پنجاه نویسنده، منتقد، روزنامه نگار به این مرحله رسیده اند. بدین شکل که کتاب های مذکور هم از نظر میزان امتیاز معین و هم پراکندگی آراء بیشترین ها را به دست آورده اند. در مرحله پیش از نهایی ، ده رمان در اختیار سه داور نهایی قرار گرفته و از بین آن ها این پنج اثر به عنوان نامزهای نهایی معرفی شدند.

این پنج اثر(رمان و داستان های کوتاه) تنها چند روز است که به بخش نهایی این جایزه رسیده اند و باید دید که امروز کدام اثر، در بخش نهایی مسابقه، این جایزه را از آن خود میکند.



جایزه ادبی احمد محمود معرفی کتاب کتاب خوب



مطالب مرتبط

بزرگترین سخنور مشرق زمین
عاشق نشوید، اگر توانید!
ردپای ادبیات بر پرده سینما





نظرات کابران باهوک ریویو