خرید اینترنتی کتاب و نوشت افزار

گرسنگی را با تمام وجود بخوانید

گرسنگی را بخوانید. کتابی از خانم رکسانه گی، نویسنده ی پرفروش نیویورک تایمز. در این کتاب نویسنده از احساسات و درگیری های روانی شخصی خود بهره می برد تا دغدغه های ظاهری ما را از جنبه ای متفاوت به نمایش بگذارد.

او که از سرگذشت بدن خود با زبانی گرم و صمیمی صحبت می کند، رنج های که از گرسنگی و درگیری های ذهنی اش راجع به غذا داشته است را توضیح می دهد.

سال هاست ذهن درگیر الگوی های ثابت، یکسان و دیکته شده ی جامعه است.

ارزش و جایگاه این الگو به اندازه ای است که همه ی انسان ها درتلاشند که خودشان را با آن تطبیق بدهند. این الگوها به هیولایی شبیه شده اند که از ذهن آدم ها تغذیه می کند، رشد می کند و رفته رفته آن ها را بیشتر از پیش به یکدیگر شبیه می کند. این خوره ی فکری که به جان جامعه افتاده، در خانه ها و خیابان ها به عنوان ماهیت های جنسی، از نسلی به نسل بعد منتقل می شوند و کاملا شتابزده خود را در اذهان ته نشین می کنند.

گرسنگی بیانگر لحظات واقعی زندگی زنی بسیار چاق است. او بر مبنای اتفاقی، تصمیم می گیرد که بدن خود را به دژی محکم تبدیل کند تا کسی به او توجهی نکند. این کتاب می تواند به روی خواننده، دریچه ای باز کند از دنیایی که شاید هرگز با او روبرو نشده است. دنیایی که نشان می دهد چطور قربانی آن، روزگار می گذراند، جهان و آدم هایش را چگونه می بیند و با روح و روان آسیب دیده خود چه می کند.

این کتاب به شما اجازه می دهد تا خود را به جای یک فرد چاق بگذارید و ببینید دنیا برای این افراد چگونه است.مساله ای که شخصیت، هویت و دانش این افراد را نادیده می گیرد.

مطالعه ی این کتاب به شما می آموزد، چگونه به تفاوت های ظاهری احترام گذاشته و آن ها را طبیعی  قلمداد کنید.

رکسانه گی، نویسنده ی این کتاب، به عنوان فردی تحصیل کرده، استاد دانشگاه و نویسنده، سال ها بر روی این موضوع تحقیق، بررسی و مطالعه داشته است. او طی این زمان بسیاری از اتفاقات ناخودآگاه را خودآگاه کرده است و نسبت به آن آگاهی کاملی را ایجاد کرده است.

رکسانه گی، متولد اکتبر 1974،در اوماها است. او نویسنده ی مجموعه مقالاتی است که با عنوان «فمنیست بد»عنوان پرفروش ترین کتاب نیویورک تایمز را از آن خود کرده است. رمان «کشور اهلی نشده» او در زمره ی نامزدهای نهایی جایزه ی ادبی صلح دیتون قرار داشت. او در نشریاتی چو، مک سوئینیز، ویرجینیا کوارترلی ریویو، لس آنجلس تایمز، نیشن، رامپوس، بوک فروم و سلان نیز قلم زده است. « گرسنگی؛ سرگذشت بدن من»، را نیوشا صدر به فارسی ترجمه کرده است. او دلیل ترجمه ی این کتاب را ، ظاهری شدن ارزش ها می داند. چیزی که در جامعه ی امروز خود به ارزش فراگیر تبدیل شده است که می تواند عین یک هیولا تمام افراد جامعه را ببلعد.

رکسانه گی، در این کتاب با نگاهی پر از نقد به کودکی، نوجوانی و جوانی اش دست به قلم شده تا  نشان دهد چطور همه چیز با عملی خشونت آمیز علیه او، موجب تغییرات سهمگینی در بدن و زندگی اش بوده است. او تلاش کرده تا مخاطبان را با واقعیات، رنج ها و لذت های زندگی خود به عنوان فردی چاق، روبرو سازد.

لطافت کلام گی، او را به یکی از خوش قلم ترین نویسندگان نسل خود تبدیل کرده است. او حسی که سنگین بودن دارد ، آن هم در دوره ای که هرچه بزرگ تر باشی، کمتر دیده می شوی، به شکلی عمیق و تاثیر گذار به خوانندگان خود القا می کند.

رکسانه در این کتاب می نویسد که چطور برای کاهش وزن کوشش کرده اما نتیجه چیز دیگری بود:

پدرم همراهم به کلینیک کلیولند آمده بود. در اواخر دهه بیست سالگی ام بودم. ماه ژوئیه بود. بیرون، گرم بود و مرطوب و بسیار سرسبز. درون کلینیک، هوا سرد بود و ضدعفونی شده. همه چیز تروتمیز بود، ساخته شده از چوب گران قیمت و سنگ مرمر. پیش خودم فکر کردم، این جوری دارم تعطیلات تابستونیم رو می گذرونم.

هفت نفر دیگر در اتاق انتظار بودند-جلسه مشاوره ای برای جراحی بای پَس معده - دو مرد چاق، زنی که اندکی اضافه وزن داشت و همسر لاغرش، دو نفر با روپوش آزمایشگاه، و یک زن گُنده دیگر. همان طور که محیط اطرافم را بررسی می کردم، کاری را انجام دادم که افراد چاق در حین دیدن افراد چاق دیگر تمایل دارند انجام دهند - خودم را نسبت به دیگران اندازه گیری کردم. از پنج نفر گنده تر بودم، از دو نفر کوچکتر، دست کم، این چیزی بود که به خودم گفتم. در ازای ۲۷۰ دلار، بخش زیادی از روزم صرف شنیدن مزایای تغییر شدید آناتومی ام برای کاهش وزن شد. دکترها گفتند، این کار «تنها درمان مؤثر برای چاقی» است. آنها دکتر بودند. انتظار می رفت که بدانند چه چیزی برای من بهتر است. می خواستم که باورشان کنم.

روانپزشکی برای ما که گردهم آمده بودیم درباره اینکه چگونه خودمان را برای عمل آماده کنیم صحبت کرد، اینکه چگونه وقتی معده هایمان به انداره یک انگشت شست شد با غذا سازگار شویم، اینکه چگونه بپذیریم « افراد معمولی ای» (حرف از اوست، نه من) که در زندگی هایمان وجود دارند به دلیل اینکه به عنوان فردی چاق رویمان سرمایه گذاری کرده اند امکان دارد بکوشند تا کاهش وزن ما با شکست مواجه شود. متوجه شدیم که چگونه بدن هایمان دچار کمبود مواد مغذی می شوند، چگونه دیگر هرگز قادر نیستیم در عرض نیم ساعت پس از خوردن یا نوشیدن دوباره بخوریم یا بیاشامیم. اینکه موهایمان تُنُک می شوند، شاید هم بریزند. اینکه امکان دارد بدن هایمان مستعد سندرم دامپینگ شوند، وضعیتی که درک کردنش نیاز به تخیل زیادی ندارد. و البته، خطرات جراحی نیز وجود داشت. امکان داشت روی تخت جراحی بمیریم یا در روزهای پس از جراحی به دلیل عفونت هلاک شویم.

گرسنگی در سال ۲۰۱۷ نامزد بهترین کتاب سرگذشتنامه در سایت گودریدز شد.

فرقی نمی کند که چاقید یا لاغر.زشتید یا زیبا. زنید یا مرد. این کتاب را باید خواند تا حس و حال افرادی تحت تاثیر کلیشه های از پیش تعیین شده، که فکر می کنند، به هیچ دردی نمی خورند را درک کنید. کسانی که مدت ها دربرابر انواع خشونت های رفتاری سکوت کرده اند.

شاید فکر کنید که تنها بیماری و اضافه وزن است که سلامتی این افراد را تهدید می کند. اما باید بدانید که افسردگی بیش ازهرچیز مثل خوره وجود آنان را می خورد.این حس خود عامل دیگری برای افزایش وزن این افراد محسوب می شود. چون بسیاری از آنها برای مقابله با غم و ناراحتی خود به سوی غذا، این لذت بی پایان، روی می آورند. از این رو کاهش وزن برای چنین کسانی به یک امر محالی تبدیل می شود.

نویسنده درباره این کتاب و هدفی که در پی انتشار تجربیات خود داشته است می گوید:

نوشتن این كتاب سخت ترین كاری‌ست كه تا به حال انجام داده‌ام. اینكه خودم  در معرض آسیب‌پذیری بودم كارآسانی نبود. مواجهه با خودم و اینكه زندگی در بدنم چگونه بوده كار آسانی نبود، ولی این كتاب را نوشتم چون احساس كردم لازم است. در نوشتن سرگذشت بدنم، در گفتن این حقایق راجع به بدنم، حقیقت خودم و فقط خودم را به اشتراك می گذارم. درك می كنم اگر آن حقیقت چیزی نباشد كه دلتان بخواهد بشنوید. حقیقت من را هم ناراحت می كند. ولی همچنین می گویم، این كتاب قلب من است، چیزی كه از قلبم باقی مانده. در این كتاب شدت گرسنگی ام را نشانتان می دهم. در این كتاب، سرانجام خودم را رها می كنم تا آسیب‌پذیر و انسان باشم. در این كتاب، در آن رهایی كیف می كنم. ببینید كه تشنه چه چیزی هستم و حقیقتم به من امكان داد تا چه چیز را خلق كنم.



کتاب گرسنگی رکسانه گی معرفی کتاب نقد کتاب



مطالب مرتبط

عاشق نشوید، اگر توانید!
مرز خطرناک احساس های افراطی
شرح حال بیمار اوتیستیک





نظرات کابران باهوک ریویو

پربازدید ها