خرید اینترنتی کتاب و نوشت افزار

نقدی بر سرخپوست؛فیلم نیما جاویدی

سرخپوست نام دومین فیلم داستانی بلند نیما جاویدی است. این فیلم با بازی نوید محمدزاده، پری ناز ایزدیار، مانی حقیقی، ستاره پسیانی و آتیلا پسیانی در سال ۱۳۹۷ ساخته شده است. اگر ساخته‌ی پیشین نیما جاویدی را دیده باشید، بلافاصله در مواجهه با فیلم سرخپوست و یا حتی عکس‌های آن متوجه می‌شوید که این اثر فاصله‌ی زیادی با اثر قبلی کارگردان دارد. در ادامه با تحلیل و نقد فیلم سرخپوست با ما همراه باشید.

نقد فیلم سرخپوست

پیش از آن که به نقد فیلم سرخپوست بپردازیم لازم است بدانیم که سازنده‌ی این فیلم با ساخت اثر اول خود نشان داد که علی رغم تمام ایرادهایی که بر فیلمش وارد بود، دغدغه مند است.

او در ملبورن یک مسئله‌ی انسانی و اخلاقی به نام مسئولیت پذیری را به چالش کشیده بود. در نقد فیلم سرخپوست هم لازم است بگوییم که این اثر نیز مانند ملبورن دارای یک دغدغه‌ی اخلاقی است اما این دغدغه به شکل متفاوتی روایت می‌شود. 

شاید این بار فیلمساز خواسته تا توانایی خود را در شکل روایت داستانی و حتی مختصات فنی فیلم به نمایش بگذارد که البته تا حد زیادی هم موفق بوده است. این اتفاق شاید به این دلیل افتاد که عده ای درباره‌ی فیلم ملبورن اعتقاد داشتند که این کارگردان تنها تقلیدی صرف از آثار فرهادی انجام داده است. حال در ادامه بهتر است دست از حواشی برداشته و به نقد فیلم سرخپوست بپردازیم. سرخپوست روایت ماجرای یک روز در یکی از زندان‌های جنوب کشور است که در سال ۱۳۴۷ اتفاق می‌افتد.

این زندان در حال تخلیه شدن است و رییس زندان در همان روز تخلیه متوجه ترفیع درجه اش می‌شود. شخصیت اصلی سرگرد نعمت جاهد (نوید محمدزاده) است که در این فیلم تلاش بسیاری شده تا بازی‌های پیشین خود را تکرار نکند. او در موقعیت بسیار دشواری قرار می‌گیرد و تقریبا تمام فیلم نگاه ویژه ای به وی و موقعیتش دارد. همراه شخصیت جاهد تعدادی از کارکنان زندان هستند که به هیچ وجه بر روی آن‌ها شخصیت پردازی انجام نشده است.

این نکته حائز اهمیت است که با اینکه آن‌ها دارای شخصیت‌های عمیق نیستند ولی تیپ‌های تکرار شده و پیش بینی شده هم نیستند.

 بلکه تعدادی انسان به غایت معمولی هستند که تنها پیرامون شخصیت اصلی می‌گردند. شخصیت مهم دیگر فیلم سرخپوست شخصیت زن مددکار (پریناز ایزدیار) است که به هیچ وجه مانند شخصیت‌های اصلی نه عمل می‌کند و عمق دارد. در مواجهه با فیلم سرخپوست مخاطب می‌تواند این سوال را داشته باشد که این زن که الگوی ساده‌ی همیشگی مددکار مهربان است، از کجا پیدایش شد؟ در این قیل و قال با آن لباس‌های اتو کشیده و ظاهر مرتب به دنبال درست کردن چه چیز است؟!

ماجرا همانطور که گفته شد در سال ۱۳۴۷ اتفاق می‌افتد، محل زندان اطراف روستایی محروم است. زن مددکار به خودی خود امری عجیب در این اقلیم و در آن تاریخ است. پس اگر قرار است که به این واقعیت بی اعتنا باشیم بهتر است در فضای خود داستان دلیل موجهی برای حضور وی و همچنین حضور قوی و پرصلابتی از آن داشته باشیم.

در این زندان که گویی دنیایی دیگر است و فضایش مانند فیلم‌های غیرایرانی است، گویی تنها سرگرد جاهد حضور دارد. سرگرد جاهد با تمام تضاد‌ها و کشمکش‌های درونی اش تنها است و دیگر شخصیت‌ها مانند اشباحی کم رنگ و پر رنگ گرد او جمع شده اند تا او درونیات خود را در مواجهه با آن‌ها و اتفاقات برون ریزی کند. 

گفتنی است که خود شخصیت سرگرد جاهد نیز شخصیتی است که نظیرش به کرات به ویژه در آثار خارجی و بالخصوص در فضای زندان دیده شده است. او سرگردی جاه طلب و باهوش است که با احساسات خود تا حدی بیگانه است. او دلباخته‌ی تنها زن داستان شده است اما آن زن برخلاف خواسته و راه او قدم برمی دارد. این گره‌ی ظاهری داستان است ولی گره‌ی اصلی داستان جای دیگری بین منفعت و وجدان است که در اصل ماجرا جاری است.

در ادامه نقد فیلم سرخپوست نکته‌ی دیگر درباره‌ی شخصیت زن زندانی فراری است که کل داستان حول آن زندانی غایب می‌گذرد. اینکه داستان حول محور شخصیتی غایب باشد البته که جالب است اما آیا کافی نیز هست؟! زن شخصیت غایب که نقش آن را ستاره پسیانی ایفا می‌کند به همراه دختر کوچکش وارد داستان می‌شود. دلیل محکم منطقی برای حضور او وجود ندارد و انگار او به داستان می‌آید تا فضای سرد و سخت زندان را تلطیف کند و همچنین بر بیننده و شخصیت جاهد اثر احساسی بر جای بگذارد که با چند سکانس از شیون‌های او و کودک درمانده اش احتمالا موفق نیز شده است. در آخر با در نظر گرفتن کل فیلم از نظر فرم و محتوا می‌توان سرخپوست را یک تلاش برای روایت متفاوت داستانی قدیمی دانست که می‌توانست با شخصیت پردازی‌های عمیق تر و حتی نگاهی تازه تر تبدیل به اثری قابل تامل تر شود.

منبع: نت نوشت



نوید محمدزاده در سرخپوست فیلم سرخپوست جشنواره فیلم فجر سینمای ایران معرفی کتاب



مطالب مرتبط

عاشق نشوید، اگر توانید!
مرز خطرناک احساس های افراطی
هدیه ای برای جشن هالووین

پربازدید ها