خرید اینترنتی کتاب و نوشت افزار

مرز خطرناک احساس های افراطی

مرز خطرناک احساس های افراطی

مرز خطرناک احساس های افراطی

سارا مدیر حسابداری 28 ساله ای است که سابقه طولانی مشکلات میان فردی دارد. همکارانش در اداره او را شدیدا دمدمی و غیر قابل پیش بینی می دانند. برخی روزها شاد و سرزنده است اما روزهای دیگر خشم غیر قابل کنترل نشان می دهد. همکاران او از نگرش های بی ثبات وی نسبت به مدیران شگفت زده می شوند. او بین آرمانی کردن آنها و خوار شمردنشان در نوسان است. برای مثال او یک روز درباره ذکاوت مدیرش لاف می زند اما روز بعد او را به باد انتقاد می گیرد. همکارانش از او فاصله می گیرند زیرا از توقعات مداوم او برای توجه به تنگ آمده اند. او همچنین به خاطر روابط بی بند و بار جنسی با افراد گوناگون مرد و زن در اداره مشهور است. او چند بار برای دخالت های بیجا در زندگی خصوصی مراجعانش توبیخ شده است. یک روز بعد از گم کردن یکی از صورت حساب هایش به قدری آشفته شد که مچ دست خود را برید. این واقعه موجب شد که مدیر وی به او اصرار کند درصدد کمک حرفه ای برآید.

مثال بالا نمونه ای از شخصیت مرزی می باشد. در ادامه به بررسی و تعریف آن می پردازیم.

اختلال شخصیت مرزی: اختلال شدید و ناتوان کننده ای است که در یک تا دو درصد از جمعیت وجود دارد و در زن‌ها دوبرابر مردها شایع است. شخصیت مرزی از جمله بی ثباتی عاطفی، احساسات مزمن پوچی و پرخاشگری نامناسب و شدید، همگی نشانگر مشکلاتی در فرآیند پردازش هیجان می باشند

 در مرز روان نژندی و روان ‌پریشی قرار دارد و مشخصۀ آن‌ها ناپایداری حالت عاطفی، خلق، رفتار، روابط ابژه‌ای، و خودانگارۀ آن‌هاست.

افراد مبتلا به اختلال شخصیت مرزی اغلب دچار نوع خاصی از افسردگی می شوند که با احساس های پوچی و هیجان پذیری منفی متغیر، مشخص می شود. اگرچه آن ها به ندرت دیگران را آزار می دهند اما عمیقا تحت تاثیر رویدادهای میان فردی قرار می گیرند که اغلب افراد به راحتی آن ها را از سر می گذرانند. معمولا افراد مبتلا به این اختلال ناگهان روابط عمیق و پرتوقعی با دیگران برقرار می کنند و دیگران را به صورت کاملا خوب یا کاملا بد برداشت می کنند. خشم و خصومت از ویژگی های بادوام در مبتلایان به این اختلال به شمار می رود.

افراد مبتلا به اختلال شخصیت مرزی علاوه بر اینکه روابط آشفته ای دارند اغلب در مورد هویت خودشان یا اینکه واقعا چه کسی هستند دچار سردرگمی می شوند. عدم اطمینان آنها درباره اینکه کیستند به صورت تغییرات ناگهانی در گزینه های زندگی مانند برنامه های شغلی، ارزش ها، هدف ها، و نوع دوستان جلوه گر می شود. این سردرگمی هویت می تواند به نقطه ای برسد که آنها در مورد مرزهای مابین خودشان و دیگران دچار ابهام شوند. برای مثال آن ها در روابط نزدیک به سختی می توانند احساسات خودشان را از احساسات دیگران متمایز کنند.

احساس های افراطی افراد مبتلا به اختلال شخصیت مرزی می تواند به صورت خطرناکی به سمت تفکر خودکشی گرا سوق دهد. گاهی آن ها قصد ندارند خودشان را بکشند و این رفتار آن ها که خودکشی گونه نام دارد ژستی برای جلب توجه خانواده، معشوق، یا متخصصان محسوب می شود. در موارد دیگر امکان دارد آنها با چاقو یا تیغ عملا به خودشان صدمه وارد کنند که این نوعی پرخاشگری هدایت شده به سمت خود است. دیدن خون و درد جسمانی آن ها را مطمئن می کند که بدنشان محتوی دارد.

خیلی از افراد مبتلا به اختلال شخصیت مرزی بیشتر اوقات شدیدا عصبانی هستند. آنها حتی بدون عمل تحریک آمیزی از کوره در می روند. معمولا آغازگر خشم آنها این احساس است که توسط معشوق یا آدم مهم دیگری طرد شده یا مورد بی توجهی قرار گرفته اند.

استرس برای افراد مبتلا به اختلال شخصیت مرزی خیلی مشکل آفرین است.آسیب پذیری آنها در شرایط استرس زا تشدید می شود و باعث می گردد تا حد پارانوئید بودن به دیگران مشکوک و بی اعتماد شوند.

نشانه های اختلال شخصیت مرزی

۱) عزت نفس پایین

همه ی ما در درون خود یک فرد منتقد داریم، اما افراد با اختلال شخصیت مرزی دائماً با شک و تردید فراوان، از درون به مبارزه با خود می پردازند. این افراد دارای عزت نفس فوق العاده متزلزل هستند، بنابراین برای شناسایی هویت خود به شدت به ستایش و تایید خارجی وابستگی دارند. این بیماران حس پایین تر بودن نسبت به سایرین و کامل نبودن دارند و ممکن است برای جبران این احساس از اعمال و رفتار دیگران تقلید کنند چرا که استقلال و اعتماد به نفس آنان مختل شده است.

2) اجتناب از تفکر در مورد آینده

این که شما تمام زندگی خود را با جزییات برنامه ریزی نکنید کاملاً طبیعی است، ولی اکثر مردم حداقل اهداف و آرزوهای کلی برای آینده ی خود دارند. افراد با اختلال شخصیت مرزی اغلب فاقد هر گونه جهت گیری برای آینده هستند. آنها معمولاً خواسته ای برای آینده ی زندگیشان و برنامه ریزی خاصی برای کارها و اهداف خود ندارند.

۳) نداشتن حس همدردی

در افراد با اختلال شخصیت مرزی، حس دیدن خود از بیرون و دیدن دیگران از درون وجود ندارد. به عبارت دیگر، این افراد فاقد حس خود آگاهی و حس همدردی می باشند. آنها متوجه این موضوع نیستند که رفتارشان چه تاثیری بر دیگران خواهد گذاشت، بنابراین وقتی که از کنترل خارج شوند درکی از این که باعث استرس و ناراحتی اطرافیان خود می شوند ندارند.

این مشکل باعث می شود این افراد رابطه ی احساسی بلند مدت موفقی نیز نداشته باشند.

۴) روابط آشفته

مبتلایان به اختلال شخصیت مرزی پی در پی خود را در روابط خشونت آمیز فیزیکی و یا احساسی می یابند. در بسیاری موارد، آنها به سوی شرکایی جذب می شوند که امیدوار هستند بتوانند نیازهایی که در کودکی آنها برآورده نشده را ارضا کنند. این تمایل اغلب منجر به ماندن آنها در روابط سمی می شود. آنها همچنین در روابطشان بیش از حد نیازمند و غیر قابل اعتماد هستند. در واقع اضطراب شدید این افراد از ترس از دست دادن نزدیکانشان باعث می شود به دست خود کاری کنند که واقعاً اطرافیانشان را از دست بدهند.

۵) اضطراب شدید

همه ی ما ممکن است هر از گاهی بسته به شرایط مضطرب شویم، اما اضطراب در بیماران اختلال شخصیت مرزی با احساسات شدید عصبی، تنش، وحشت و رفتارهای نامناسب همراه میشود. این احساسات اغلب به عنوان یک پاسخ فوق العاده حساس به رفتار و اقدامات دیگران به وجود می آید. بیماران این اختلال احتیاج شدیدی به دوست داشته شدن و مورد توجه قرار گرفتن دارند و عدم پاسخگویی به این نیاز، آنها را بسیار مضطرب می سازد.

۶) ترس مداوم از رها شدن

ترس تنها ماندن، طرد شدن و یا رها شدن از نشانه های اختلال شخصیت مرزی است. این ناامنی واکنش های غیر منطقی و رفتارهای حسودانه و پارانوئیدی را ممکن می سازد. رفتارهایی مانند چک کردن ایمیل و پیامک های شریک خود برای یافتن سرنخ هایی از طرد شدن. عدم امنیت حتی میتواند منجر به رفتارهای افراطی و عملی نیز بشود. به عنوان مثال یک بیمار شخصیت مرزی ممکن است به شریک خود بگوید اگر در زمانی که مقرر است زنگ نزند اقدام به خودکشی می کند.

۷) افسردگی

اختلال شخصیت مرزی اغلب با بیماری افسردگی اشتباه گرفته می شود. البته افسردگی در مبتلایان به این اختلال بسیار شایع است، ولی تفاوت این دو بیماری در این است که در اختلال شخصیت مرزی مبتلایان، افسردگی بسیار شدیدی را تجربه می کنند و دائماً فکر می کنند که هیچ ارزشی ندارند و هیچ چیز در دنیا برایشان مهم نیست.

۸) نوسانات خلقی مکرر

یک نمونه از نوسانات خلقی، افزایش ناگهانی تمایلات جنسی در مبتلایان به اختلال شخصیت مرزی است که باعث می شود با اختلال دو قطبی اشتباه گرفته شود. اما در اختلال دو قطبی، این تمایلات ممکن است یک هفته و یا بیشتر طول بکشد، در حالی که در اختلال شخصیت مرزی نوسانات خلقی به سرعت و در پاسخ به محرک های بیرونی رخ می دهد.

۹) خشم غیر قابل کنترل

برای افراد دارای این اختلال خشم و واکنش اغراق آمیز به رویدادها بسیار رایج است. به عنوان مثال اگر به جای ساعت ۷، ساعت ۷:۳۰ از خواب بیدار شوند ممکن است به شریکشان فحاشی و او را تهدید به ترک کنند. این افراد هیچ گاه خود را مسئول اشتباه خود نمیدانند و همواره دیگران را سرزنش می کنند.

۱۰) ناتوانی در کنترل اقدامات و ریسک پذیری

این افراد ممکن است به طور ناگهانی مبلغ هنگفتی از پولشان را بیهوده هدر دهند و یا رفتارهای جنسی پر خطر داشته باشند. آنها بسیار ریسک می کنند و متوجه پیامدهای اقداماتشان نیستند.

۱۱) افکار خودکشی

نرخ بالایی از ایده ها و تلاش های خودکشی مربوط به جمعیت مبتلایان به اختلال شخصیت مرزی می باشد. از جایی که این افراد بر اقداماتشان کنترلی ندارند، خطر اقدام خودکشی بیشتر تهدیدشان میکند. آنها خودکشی را یک دلیل منطقی برای رهایی از افسردگی و سایر مشکلاتشان می دانند.

روان ‌درمانی: در مورد روان‌درمانی افراد مبتلا به اختلال شخصیت مرزی که درمان انتخابی آنهاست تحقیقات بسیاری شده‌است. اخیراً دارودرمانی را هم برای نیل به بهترین نتایج، به این برنامه درمانی افزوده‌اند. روان‌درمانی برای بیمار و درمانگر به یک اندازه دشوار است. این بیماران به راحتی دچار واپس روی می‌شوند، تکانه‌های خود را مورد کنش نمایی قرار می‌دهند، و انتقالی پیدا می‌کنند که اعم از مثبت یا منفی، از دو حال خارج نیست: یا متزلزل است یا محکم و لایتغیر، و در هر دو حال روانکاوی این انتقال دشوار است. همانندسازی فرافکنانه هم ممکن است در انتقال متقابل مشکلاتی ایجاد کند، مگر آنکه درمانگر به این نکته واقف باشد که بیمار به‌طور ناخودآگاه دارد کاری می‌کند که درمانگر مجبور شود رفتار خاصی را کنش نمایی کند. دو نیم‌سازی به عنوان سازوکاری دفاعی باعث می‌شود که بیمار نسبت به درمانگر و سایر افراد دور و برش زمانی احساس عشق و محبت، و زمانی دیگر احساس نفرت پیدا کند. رویکردی معطوف به واقعیت مؤثرتر از تفسیر عمیق ناخودآگاه بیمار است.

درمانگران از رفتار درمانی هم برای مهار تکانه‌ها و فورانهای خشم بیمار و برای کم کردن حساسیت او به انتقاد و طرد استفاده کرده‌اند. پرورش مهارتهای اجتماعی به ویژه با استفاده از تماشای مجدد فیلم ویدئویی رفتاری‌های خود، مفید است و باعث می‌شود که بیمار بتواند اثر اعمالش را بر دیگران ببیند و از این طریق، رفتار بین فردی خود را بهتر کند.

بیماران مبتلا به اختلال شخصیت مرزی اگر در محیط‌های بیمارستانی تحت روان‌درمانی فشرده هم فردی و هم گروهی قرار بگیرند، نتیجه خوبی به دست می‌آید. در این محیط‌ها همچنین کارکنان آموزش دیده‌ای که در مکاتب و رشته‌های مختلفی ورزیده‌اند، وجود دارند و با آن‌ها کار می‌کنند و در نتیجه آن‌ها از درمان‌های گوناگونی مثل کاردرمانی، تفریح درمانی و حرفه درمانی سود می‌برند. این برنامه‌ها خاصه زمانی مفید واقع می‌شود که محیط خانه بیمار به دلیل تعارضهای درون خانوادگی یا فشارهای روانی دیگری مثل بدرفتاری والدین، به توانبخشی بیمار ضرر برساند. در محیط حفاظت شده بیمارستان می‌توان برای بیمار مبتلا به اختلال شخصیت مرزی که بسیار تکانشی است و خودزنیهای فراوان می‌کند، محدودیت وضع کرد و او را تحت نظر قرار داد. مطلوب آن است که بیمار آن قدر در بیمارستان بماند که بهبود قابل توجهی در وی دیده شود و این در برخی از موارد، تا یک سال هم ممکن است طول بکشد. سپس می‌توان بیمار را مرخص کرد وا و را به نظام‌های حمایتی ویژه‌ای مثل بیمارستان‌های روزانه، بیمارستان‌های شبانه، و خانه‌های سر راهی سپرد.

رفتاردرمانی دیالکتیکی (DBT): در این روش دیالکتیکی به ترکیب کردن منظم عقاید متضاد با هدف آشتی دادن آن ها اشاره دارد. بنابراین راهبرد درمانگر این است که بین پذیرفتن درمانجویان آن گونه که هستند و مواجه کردن رفتار آزارنده آنها برای کمک به تغییر کردنشان نوسان کند.

دارودرمانی: برای مقابله با خصایص شخصیتی معینی که کارکرد کلی بیمار مبتلا به اختلال شخصیت مرزی را به هم می‌زند، دارو درمانی مفید است. داروهای ضد روان ‌پریشی برای مهار خشم، خصومت، و حملات گذرای روان ‌پریشی به کار می ‌رود. داروهای ضد افسردگی، خلق افسرده را که در این بیماران شایع است، بهبود می‌بخشد. مهارکننده‌های منوآمین اکسیداز (MAOIها) در برخی از بیماران برای میزان کردن رفتار تکانشی آن‌ها مؤثر بوده‌است. بنزودیازپین‌ها به ویژه آلپرازولام برای رفع اضطراب و افسردگی مفید است، منتها در برخی از بیماران با مصرف این دسته از داروها مهارگسیختگی دیده شده‌است. داروهای ضد صرع مثل کاربامازپین ممکن است کارکرد کلی برخی از بیماران را بهتر کند. داروهای سروتونرژیک مثل مهارکننده‌های انتخابی باز جذب سروتونین(SSRIs)  نیز در برخی از بیماران مفید بوده‌ است.



اختلالات روانی اختلال شخصیت مرزی معرفی کتاب



مطالب مرتبط

نقش متفاوت زنان خوب پشت سَر، مردان موفق
گاهی شاد و گاهی غمگین!
15 فستیوال بزرگ 2019

پربازدید ها