خرید اینترنتی کتاب و نوشت افزار

اختلال شخصیت ضداجتماعی

اختلال شخصیت ضداجتماعی

اختلال شخصیت ضداجتماعی

تام رهبر یک باند تبهکاران نوجوان بود که به شرورترین آدم محله شهرت داشت. او در یک خانواده آشفته بزرگ شده بود و مادرش با یک عده مردان خلافکار زندگی کرده بود که شدیدا در توزیع مواد مخدر و فحشا درگیر بودند. تام در 18 سالگی به خاطر کیف زنی وحشیانه و زخمی کردن زنی سالخورده زندانی شده بود. این اولین دستگیری از یک رشته دستگیری ها به خاطر خلافهایی بود که از قاچاق مواد مخدر تا ماشین دزدی و جعل کردن امضا و اسکناس گسترش داشتند. او در مقطعی بین دوره های زندان، با زنی در یک کافه آشنا شد و روز بعد با او ازدواج کرد. دو هفته بعد، وقتی که این زن از مشروبخواری مداوم تام و ارتباطهای وی با آدم های مشکوک شکایت کرد، تام او را کتک زد. وقتی که او حامله شد، تام وی را ترک کرد و از پرداختن هزینه نگهداری بچه خودداری کرد. اکنون او به عنوان قاچاقچی مواد مخدر و رهبر یک باند روسپی گری کودک، از آنچه انجام داده است اصلا پشیمان نیست و ادعا می کند که زندگی «یک فرمان هرز به من داده است».

هنگامی که اخباری درباره جنایت تکان دهنده ای می شنوید که مجرم آن سابقه طولانی رفتار جنایتکارانه دارد، شاید از خودتان بپرسید آیا چنین آدمی اصلا شعور اخلاقی دارد. احتمال دارد افرادی که مرتکب این جرمها می شوند، صفات شخصیتی داشته باشند که با تشخیص اختلال شخصیت ضداجتماعی سازگار باشند که با بی اعتنایی به معیارهای اخلاقی یا قانونی جامعه مشخص می شود.

اولین بار در سال 1801 فیلیپ پینل این اختلال را تشخیص داد و آن را نوعی دیوانگی دانست که طی آن، فرد در حالی که تفکر منطقی خود را حفظ می کند، رفتارهای تکانشی و حتی اخلالگر نشان می دهد. چند دهه بعد این اختلال جنون اخلاقی نامیده شد.

تعریف

اختلال شخصیتی است که در آن فرد نمی‌ تواند با موازین اجتماعی سازگار شود و در قبال رفتارهایش احساس گناه و اضطراب ندارد. مشخصه این اختلال، اعمال مداوم ضد اجتماعی یا خلاف قانون است، اما این اختلال مترادف با بزهکاری نیست. ICD-10 آن را اختلال شخصیت مردم ستیز (Dissocial personality disorder) نامیده ‌است.

آنها به این معروف هستند که در ابتدا فریبنده، مهربان، با ملاحظه و علاقه مند ظاهر می شوند. نسبت به وضعیت ظاهرشان حساسیت بالایی نشان می دهند، به عبارتی بسیار آگاه هستند که چگونه خود را برای دیگران جذاب تر سازند. از آنجا که قادر هستند باهوش، بذله گو و چرب زبان نیز باشند تأثیری که این اشخاص در اولین برخوردشان به جا می گذارند فوق العاده است. آنها به قدری در رابطه های خود ماهرانه عمل می کنند و می دانند چطور با شخص مورد نظرشان طرح دوستی بریزند که گاهی اوقات این توانایی آنها غیرعادی و خارق العاده به نظر می رسد. این اصطلاح قدیمی «گول ظاهر آدم ها را نباید خورد »  در مورد شخصیت ضد اجتماعی کاملاً کاربردی است و در برخورد با او خواهید دید اصلاً شبیه آنچه در ابتدا از خودش به نمایش گذاشته نیست.

ویژگی اساسی شخصیت ضداجتماعی که هیچ گاه تغییر نمی کند ، بی توجهی و پایمال کردن حقوق دیگران است. این الگوی رفتاری در مراحل اولیه زندگی اغلب در خردسالی شروع شده و تا آخر دوران بزرگسالی فرد ادامه می یابد. جذابیت دروغین، غیرقابل اعتماد بودن، قضاوت ضعیف و سطحی، فقدان احساس ندامت از انجام رفتارهای ناپسند برخی از ویژگی های خاص این اشخاص می باشد.

برای شخصیت های ضداجتماعی بسیار عادی است که قانون را زیر پا گذاشته و هیچ ارزشی برای دستگاه قضائی قائل نباشند و به شدت بر این باورند که قانون برای سایر مردم است نه برای آنها. چنین اشخاصی حقوق و قوانین را بی اهمیت ، ابلهانه و دست و پاگیر تلقی کرده و به سادگی بر این باورند که قوانین برای زیرپاگذاشتن وضع شده اند. برای شخصیت های ضداجتماعی دو قانون طلایی وجود دارد که تفسیر آنها به این شکل می باشد : 

-قبل از اینکه دیگران بدی کنند من به آنها بدی می کنم! 

-هر کاری که بخواهم با بقیه می کنم! 

با دقت به زندگی این اشخاص می بینیم عملکردهای آنان که همه قانون شکنی و عدم پذیرش اصول جامعه می باشند اغلب منجر به دستگیری شان و یا پیامدهای بد دیگر شده اند. شخصیت ضداجتماعی در سنین کودکی و نوجوانی اقداماتی از این قبیل انجام داده اند: دزدی، دروغ گویی، تقلب، بدرفتاری و خشونت با انسان ها و حیوانات، آتش زدن، خسارت به اموال عمومی، به راه انداختن دعوا، مصرف مواد و چندین زد و خورد با مأموران دولت نیز در کارنامه شان وجود دارد.

معیارهای تشخیص اختلال شخصیت ضداجتماعی

الف) فرد تقریباً در همه جنبه‌های زندگی به حقوق دیگران احترام نمی ‌گذارد و آن‌ها را نقض می‌کند. این رفتار از ۱۵ سالگی شروع شده ‌است، و سه مورد (یا بیشتر) از موارد زیر آن را نشان می‌دهند:

1.فرد با پیش نگرفتن رفتارهای قانونی، هنجارهای اجتماعی را رعایت نمی ‌کند، و این موضوع را تکرار ارتکاب اعمال مجرمانه‌ ای که به دستگیری او منجر می‌شوند نشان می‌دهد.

2.مکار و فریبکار است، و این موضوع را دروغگویی‌ های مکرر، استفاده از نام ‌های مستعار، یا کلاهبرداری از دیگران به منظور سودجویی شخصی یا لذت بردن نشان می‌دهند.

3.فرد بدون فکر و بلافاصله بر اساس امیال ناگهانی خود عمل می‌ کند یا نمی‌ تواند از پیش برنامه‌ ریزی کند.

4.زود رنج، زودخشم، و تحریک پذیر، یا پرخاشگر است، و این موضوع را تکرار دعواها یا تهاجم‌ های فیزیکی نشان می‌ دهند.

5.با کارهای خطرناکی که انجام می‌دهد، ایمنی خود یا دیگران را رعایت نمی ‌کند.

6.تقریباً در همه امور بی مسئولیت است، و این موضوع را تکرار قانون‌ شکنی‌ها در محل کار یا رعایت نکردن مسئولیت‌های مالی نشان می‌دهند.

7.پشیمانی و عذاب وجدان ندارد، و این موضوع را بی‌تفاوتی او نسبت به ناراحت کردن دیگران، بدرفتاری با آنها، یا دزدیدن اموال آنها، یا تلاش برای توجیه این اعمال، نشان می‌ دهند.

ب) فرد حداقل ۱۸ سال سن دارد.

پ) شواهد موجود نشان می‌دهند که فرد اختلال سلوک دارد و شروع آن قبل از ۱۵ سالگی بوده ‌است.

ت) رفتار ضد اجتماعی صرفاً در طول اسکیزوفرنی یا اختلال دوقطبی روی نمی ‌دهند.

درمان

افراد مبتلا به این اختلال به راحتی تغییر نمی کنند، زیرا دلیلی برای تغییر کردن نمی بینند. اگر به متخصص بالینی مراجعه کنند به این علت است که دادگاه حکم درمان صادر کرده است.

متخصصان معتقدند این افراد فقط در صورتی رفتارشان را تغییر می دهند که متوجه شوند کاری که انجام داده اند غلط است. بنابراین هدف درمان این نیست که به درمانجویان کمک شود احساس بهتری کنند، بلکه این است که باید آنها را واداشت تا نسبت به خود و موقعیتشان احساس بدتری کنند.

متخصص بالینی از رویکرد مواجهه دادن استفاده می کند به این صورت که نشان دهد ظاهرسازی ها و سرهم بندی کردن های درمانجو را باور نمی کند. در این صورت است که گروه درمانی می تواند در این فرایند مفید باشد.







مطالب مرتبط

آغاز دوباره طبیعت با بر پایی  نوروز
نقش متفاوت زنان خوب پشت سَر، مردان موفق
15 فستیوال بزرگ 2019