خرید اینترنتی کتاب و نوشت افزار

شاعر خطۀ جنوب

«نگاهها چه ظالمانه جای کلمات را گرفتهاند 

سکوت چه قدر جای صدا را»

منوچهر آتشی با مجموعه اشعارش، «آهنگی دیگر» به «آواز خاک» جنوب افزود. او اولین «حادثه بامداد»، زندگی‌اش  را در 2 مهر 1310  در روستای دهرود از دشتستان، بوشهر آغاز کرد و «اتفاق آخر»  شعر و  زندگی‌اش را 29 آبان 1384در  بیمارستان مهر تهران تمام کرد.

منوچهر آتشی تحصیلات دوران ابتدایی را به دلیل شورش‌های آن زمان در بوشهر سپری کرد. از کودکی قرآن و گلستان سعدی را یاد گرفت، و در دوران ابتدایی تحصیلش شاگردی نمونه بود. از کودکی به شعر و شاعری علاقه‌مند بود چنان که در پایان یکی از یادداشت‌هایش می‌گوید: «شعر من آواز مستمر وجود من است.»

حال و هوای روستا نتوانست او را پایبند شهر کند و پس از گذراندن سال ششم به چاهکو برگشت و آنجا بود که اولین تجربۀ عشقی خود را تجربه کرد. عشق پاک و ساده او را که زمینۀ شعر گفتن نیز داشت، شاعر کرد. اما سرانجام نداشتن این عشق و بیماری دختر، باعث شد که رد پای این احساس در تمام  شعر های آتشی دیده شود.

منوچهر آتشی، پس از گذراندن تحصیلات دبیرستان، ادامه تحصیل را در دانشسرای عالی ادامه داد. اشعارش را در دبیرستان به صورت کاغذ دیواری و سپس در مجلۀ فردوسی چاپ کرد. او بعد  ازفارغ‌التحصیل شدن ، در کنار تدریس در بوشهر و تهران و قزوین به فعالیت‌های دیگر فرهنگی نیز اشتغال داشت. وی ترجمه و روزنامه‌نگاری و مسوولیت ویراستاری را در یک مرکز انتشاراتی به عهده داشت.

آتشی یکی از آخرین شاگردان نیما یوشیج بود. اشعار او غنی با لحنی حماسی هستند که گرما و طبیعت جنوب نیز بی‌شک در آن تاثیر به سزایی داشت. اشعار آتشی از دهه 40 تا 60 به سبک نیمایی و دو دهۀ آخر عمرش به شعر سپید روی آورد. آثار زیادی از او به جای مانده و مجموعه اشعارش در انتشارات نگاه به چاپ رسیده است.












نظرات کابران باهوک ریویو