خرید اینترنتی کتاب و نوشت افزار

هانا آرنت، فیلسوف یا نظریه‌پرداز؟

یوهانا آرنت در تاریخ ۱۴ اکتبر ۱۹۰۶ در خانواده‌‌ای یهودی در شهر هانوفر آلمان چشم به جهان گشود. تحصیلات ابتدایی و متوسطه‌‌اش را در شهر زادگاهش و سپس در کونیگزبرگ (در پروس شرقی) به پایان رساند. بعدها تحصیلات عالی خود را نزد استادانی چون بولتمن و هایدگر در دانشگاه ماربورگ در رشته‌های فلسفه، تئولوژی و زبان یونانی دنبال کرد.

در سال‌های میان ۱۹۲۵ تا ۱۹۳۰ پیوند عشقی و عاطفی عمیقی با استاد خود مارتین هایدگر برقرار کرد. ولی متاهل بودن هایدگر، دورنمای چنین پیوندی را تیره می‌ساخت. این پیوند به‌رغم تضادها و اختلاف نظرهای بعدی، دست‌کم به گونه‌ رابطه‌ای فکری ده‌ها سال ادامه یافت.

با برآمدن هیولای نازیسم و حاکم شدن سیاست یهودی‌ستیزی افراطی در آلمان، دورۀ پیگرد و دربه‌دری هانا آرنت نیز آغاز شد. او را یک‌بار پلیس مخفی رژیم نازی (گشتاپو) برای مدت کوتاهی بازداشت و سپس آزاد کرد. آرنت از بیم بازداشت دوباره، آلمان را ترک کرد و هفت سال در پاریس اقامت گزید. در آن شهر برای سازمانی فعالیت می‌کرد که کودکان بی‌سرپرست یهودی را به فلسطین منتقل می‌کرد. در سال ۱۹۴۰ با توجه به خطر اشغال فرانسه توسط آلمان، با همسرش به آمریکا مهاجرت کرد و در آنجا به تحصیل مشغول شد.

او به عنوان فیلسوف سیاسی پرآوازه شد، ولی خود ترجیح می‌داد که او را فیلسوف نخوانند. از مفهوم «فلسفۀ سیاسی» هم فاصله می‌گرفت و «نظریۀ سیاسی» را ترجیح می‌داد. آرنت در این باره گفته بود: «شغل من ـ اگر بتوان آن را چنین نامید ـ نظریه‌پردازی سیاسی است».

مهم‌ترین مشخصه‌های تفكر هانا آرنت را می‌توان در دو حوزۀ فلسفۀ سیاسی (بررسی ماهیت سیاست و حیات سیاسی بر مبنای روش پدیدارشناسی) و سیاست اخلاقی دسته‌بندی کرد. فلسفه آرنت به‌واسطه زندگی در یكی از پرحادثه‌ترین و هولناک‌ترین دوران‌های تاریخ كه بشر شاهد دو جنگ جهانی، جنایات نژادپرستانه، بمباران اتمی، جنگ ویتنام و دیگر وقایع خشونت‌بار بود، بسیار متاثر از این وقایع بود و به نوعی در واكنش و عكس‌العمل به این خشونت‌ها و در جستجوی راهی برای نجات و خوشبختی انسان‌ها شكل گرفت. فلسفۀ آرنت به‌واقع تبیین ویژگی‌های جهان مشترک انسانی با درنظر گرفتن تمایز و تشخص و هویت انسان‌ها در عین برابری آن‌ها است. آرنت سیاست و اخلاق را با هم در می‌آمیزد و قلمروی سیاسی را قلمرویی اخلاقی می‌داند كه شامل گفتار، عمل و آزادی انسان‌ها است. وی حقوقی برابر برای انسان‌ها در كردار و گفتارشان قائل است. از نظر وی حقوق بشر باید با هویت سیاسی انسان‌ها همراه باشد و در قلمروی سیاسی می‌توان جهان انسانی مشترک بنا نهاد.

ابتذال شر

هانا آرنت در سال ۱۹۶۱ به سفارش مجلۀ «نیویورکر» راهی اورشلیم شد تا از محاکمات آدولف آیشمن، یکی از بلندپایگان رژیم نازی و از سازمان‌دهندگان کشتار یهودیان در اردوگاه‌های مرگ گزارش‌هایی تهیه کند. این گزارش‌ها در کتابی به نام «آیشمن در اورشلیم» و با عنوان فرعی «ابتذال شر» منتشر شد و بحث‌های دامنه‌داری برانگیخت.

بسیاری از منتقدان این کتاب معتقد بودند که اطلاق واژۀ مبتذل به مسئول یک کشتار جمعی، گزینش درستی نبوده است. آرنت دربارۀ جنجالی که بر سر این کتاب پیش آمد گفته بود: «در یک مورد از من ناراحت شدند و من می‌توانم این ناراحتی را بفهمم. و آن اینکه من نمی‌توانم دربارۀ اطلاق واژۀ شر به آیشمن نخندم. نظر من این بود که آیشمن یک دلقک مسخره است. من ۳۶۰۰ صفحه بازپرسی پلیس را با دقت خوانده‌ام و درست نمی‌دانم چند بار به آن خندیدم. دیگران از این واکنش من ناراحت شدند».

شاعرانگی‌های آرنت

هانا آرنت عمدتاً به خاطر آثارش در زمینه‌ی فلسفۀ سیاسی یا گزارش‌هایی که از محاکمۀ آدولف آیشمن در اسرائیل انتشار داد یا عشقش به مارتین هایدگر شهره است، ولی شعرگفتن او هم موضوع پنهان و ناشناخته‌ای نبوده. بخشی از شعرها البته در نامه‌های او به هایدگر یا در کتاب «تاملات روزانه» او قبلاً انتشار یافته‌اند. حالا یعنی چهل سال پس از مرگ او، مجموعه‌ای از این شعرها به صورت مستقل در آلمان به بازار کتاب آمده است.

 












نظرات کابران باهوک ریویو

پربازدید ها