خرید اینترنتی کتاب و نوشت افزار

زندگی ماری آنتوانت

ماری آنتوانت، در سال 1769 به درخواست مادرش که امپراتیس* اتریش بود راهی کشوری میشد که با ازدواجش بتواند صلح و دوستی را بین کشورهای همسایۀ اروپا به ویژه فرانسه و اتریش که در سال‌های اخیر میانۀ خوبی با یکدیگر نداشتند، به ارمغان بیاورد. ماری در ابتدای ورودش به فرانسه با استقبال خوبی از طرف مردم مواجه شد، آن‌ها آمده بودند که از نزدیک ملکۀ آیندۀ فرانسه را ببیند. اما در آن زمان چه کسی می‌دانست که او را در آینده منفورترین زن پاریس خطاب خواهد شد. درباریان در بدو ورود ماری به کاخ، با او برخورد خوبی نکردند چرا که می‌خواستند او تمام لباس و دارایی‌های اتریشی خود را کنار بگذارد و لباس درباریان فرانسه را به تن کند. این شروع تلخی برای دختر جوان اتریشی بود که خبر از آینده‌ای پرتلاطم می‌داد.  

پس از گذشت یک سال، زمانی که ماری  تنها 15 سال داشت در مراسم با شکوهی رسما همسر ولیعهد فرانسه و وارد کاخ ورسای شد. رسم و رسوم دربار برای او که بدون فکر و در بعضی مواقع سبک‌سرانه رفتار می‌کرد بسیار زجرآور بود. همسرش، لوئی شانزدهم، هم در رفتار با ماری سرد و بی‌تفاوت بود و این موارد او را بسیار خسته و دل‌آزرده می‌کرد. ماری دختری پر شور و هیاهو بود که می‌بایست بقیه عمرش را با پسری بسیار کم‌حرف و خجالتی سپری می‌کرد. تا سال‌ها بعد از ازدواج آن‌ها، خبری از عشق یا محبت خالصانه میان آن‌ها نبود. به این ترتیب بود که او خودش را سرگرم رقص و لباس و مهمانی‌ها می کرد و شاهزادۀ جوان هم  مشغول دگرمی‌های خودش، مانند شکار و قفل‌سازی بود.

تا اینکه چهار سال پس از آن با مرگ پادشاه فرانسه، ولیعهد پادشاه و ماری ملکه فرانسه شد و این آغازی بود برای زندگی ماری آنتوانت 19 ساله و خوش‌گذران که گمان می‌کرد دیگر دوران سختی‌هایش به پایان رسیده است. او چهار سال بعد صاحب فرزندی دختر شد و به تدریج در دربار جایگاه ویژه‌ای برا ی خود پیدا کرد. مهمانی‌های مجلل او به همراه دوستانش، لباس‌ها و جواهرات پرزرق و برق و تجملی، او را از مردمی که بیرون از کاخ در فقر و سختی به سر می‌بردند بسیار دور کرده بود.

در فرانسه فقر و گرسنگی بیداد می‌کرد و اختلاف طبقا‌تی روز به روز بیشتر می‌شد. درباریان بی‌توجه به اعتراض‌هایی که کم‌کم منجر به انقلاب کبیر فرانسه می‌شدند، به خوش‌گذرانی و ولخرجی‌های خود ادامه می‌دادند. تا سرانجام اعتراضات شکل گسترده‌ای به خود گرفت و سال‌ها زندگی را برای شاه و ملکه به جهنم تبدیل کرد. پس از سرنگونی سلطنت، ماری آنتوانت به همراه شوهرش لویی شانزدهم، خواهر شوهرش شاهزاده الیزابت و دو فرزندش در قلعه‌ای مخوف به نام  تامپل زندانی شدند.

 پس از اعدام لویی شانزدهم و جدایی ماری آنتوانت از پسر 7 ساله‌اش، در روز 16 اکتبر سال 1793 در پی محاکمه‌ای در میدان شهر، سر ماری به دست انقلابیون با گیوتین از بدن جدا شد و زندگی پرشور و ماجرای این ملکۀ جوان را پایان بخشید .این خلاصه‌ای از سرگذشت ملکه فرانسه است که تا کنون مورد توجه بسیاری از نویسندگان و فیلمسازان قرار گرفته است، انقلابی که ملکه و تمام شکوه و جلال بزرگ‌ترین سلطنت اروپایی را در خود فرو برد.

*امپراتور مونث







مطالب مرتبط

بزرگ ترین پایان ها برای اسطوره ها
برازنده ی نامی چون؛ گرگ‌های نقاشی ‌شده
پرنده های افسانه ای





نظرات کابران باهوک ریویو

پربازدید ها