خرید اینترنتی کتاب و نوشت افزار

هرچه کمتر، بهتر

 مینیمالیسم یا ساده‌گرایی مکتبی فکری است که پایه و اساسش بر سادگی و روش‌های دور از پیچیدگی‌های معمول فلسفی بنیان گذاشته شده است. مینیمالیسم جنبشی مدرن است که تلاش می‌کند سادگی را به سبک زندگی افراد وارد کند و در عرصۀ اندیشه و هنر هم به بیان موضوعات به روش‌های ساده و مفید و مختصر بپردازد. مینیمالیسم بعد از جنگ جهانی دوم رایج شد و دورۀ اوج آن هم به دهۀ 60 و 70 میلادی در میان هنرمندان آمریکایی برمی‌گردد. مینیمالیسم را در زبان  فارسی، به «ساده‌گرایی»، «کمینه‌گرایی»، «هنر کمینه» یا «هنر موجز» برگردانده‌اند.

اکنون برایتان مختصر توضیح می‌دهیم، که این سبک در زندگی و هنرهای مختلفی چون معماری، موسیقی، مد، نقاشی، عکاسی و ادبیات چگونه نمود پیدا می‌کند و  افراد و هنرمندان با چه روش‌هایی این سبک را در زندگی و آثار خود نشان می‌دهند.

زندگی کردن به روش مینیمالیسم طی سال‌های اخیر در آمریکا، اروپا و به تدریج در ایران طرفداران خاص خود را پیدا کرده است. طرفداران این سبک، جایگاه اجتماعی افراد را بسته به میزان تملکشان نمی دانند، بلکه آن را وابسته به این می‌دانند که هر فرد تا چه حد به اصول اخلاقی خود پایبند باشد و بتواند سرمشق دیگران قرار بگیرد. آن‌ها با جامعۀ مصرفی و غارت کردن  طبیعت مخالفند. با وجود اینکه تعریف دقیقی برای زندگی مینیمالیستی وجود ندارد و این ما هستیم که با هدف گذاشتن و مشخص کردن، این سبک برای خود و پشتکار و تلاشی که داریم تصمیم می‌گیریم که زندگی ساده چه معنایی برایمان دارد، می‌توان زندگی کردن به این روش را در دور بودن از تجملات و پرهیز از مصرف‌گرایی تعریف کرد. مینیمالیسم موضوع پیچیده‌ای نیست؛ اگر هنگام خرید هربار از خود بپرسید که «آیا من این را لازم دارم؟» و بعد تصمیم بگیرید، یا اگر راه‌های خلاقانه‌ای به جای خریدن در پیش بگیرید و از چیزی که دارید برای کار‌های دیگر هم استفاده کنید، یا اینکه چیزهای بی‌ارزش را دور بریزید و فضا را پاکسازی کنید، شما یک مینیمالیست هستید. پایبند بودن به این سبک زندگی احساس آزادی از حرص و طمع و آرامش ذهنی به ما می‌دهد تا در مدیریت زندگی و زمان بهتر عمل کنیم. مینیمالیست‌ها در انتخاب‌های خود آگاهانه‌تر عمل می‌کنند و فقط به چیزهایی که واقعا اهمیت دارد و ضروری است، توجه می‌کنند. در این صورت است که  می‌توانیم از مزایای کمتر داشتن و بهتر زندگی کردن به روش مینیمالیستی لذت ببریم.

مینیمالیسم آخرین جریان عمدۀ مدرنیستها است و همۀ آنچه بعد از آن آمده است را جریان‌های پست‌مدرنیسم می‌نامند. اکنون در ادامۀ مطاب قبلی دربارۀ مکتب مینیمالیسم، به تاثیر این جریان بر حوزه‌های مختلف هنری می‌پردازیم:

مینیمالیسم در معماری

در معماری و به طور کلی در طراحی‌ها، مینیمالیسم تحت تاثیر معماران و هنرمندان ژاپنی بود، چرا که این نوع نگرش با نوع دیدگاه سنتی مردم ژاپن کاملا جور در می‌آید. در این سبک معمار تلاش می‌کند تا با کنار گذاشتن پیچیدگی‌هایی که ذهن مخاطب را بیهوده به خود مشغول می‌کند، تنها با به کار بستن عناصر لازم اثر خود را در معرض دید مخاطب قرار دهد. مهندسان کوچک‌ترین تلاشی برای استفاد از جزئیات به منظور زینت دادن کار نمی‌کنند و سعی آن‌ها بر این است که با حداقل امکانات بیشترین بهره را ببرند. به دلیل کمی عناصر و عوامل تعریف‌کننده، محصول نهایی شباهت و نزدیکی بسیار بیشتری با ایدۀ اولیه معمار دارد. از معماران این سبک می‌توان از میس وندروهه،  تاداو اندو و آلوارو سیزا نام برد که تاثیر زیادی در این سبک داشتند.

مینیمالیسم در نقاشی

فرانک استلا نقاش آمریکایی از صاحب‌سبک‌های این هنر است و جملۀ معروف او دربارۀ نقاشی مینیمالیست‌ها این است: «همان چیزی را می‌بینید که می‌بینید»

یک اثر نقاشی مینیمال عمومآ از اشکال سادۀ هندسی تشکیل شده است که در آن تعداد بسیارمحدودی رنگ مشاهده می‌شود. آثار این نقاشان با استفادۀ رنگ حداقلی، و به کار بردن رنگ‌های خالص و اصلی و استفاده از خطوط خلق شده است. مینیمالیسم در نقاشی با کازیمیر مالویچ آغاز شد. وی سبک مینیمالیسم را با آثار ساده و هندسی آغاز کرد و کم‌کم کارش را توسعه داد و این سبک را کامل‌تر کرد.

 مینیمالیسم در سینما

سبک مینیمالیسم در سینما در اوایل دهۀ 60 میلادی مطرح شد. محدودیت در به کار بردن موقعیت‌های دوربین، تکنیک فی‌البداهه‌گویی بازی کردن از ویژگی‌های آن است. یکی از مینیمالیست‌های سینماگرای حال حاضر جیم جارموش می‌باشد. در ایران هم می‌توان به عباس کیارستمی و مانی حقیقی اشاره کرد.
 

مینیمالیسم درادبیات

نمی‌توان هر داستانی را صرفا به این دلیل که کوتاه است و حجم کمی دارد داستان مینیمالیست دانست. چرا که بسیاری از داستان‌ها به خودی خود کوتاه هستند. در ادبیات مینیمالیسم فقط عناصر و کلمات ضروری آن هم در کم‌ترین و کوتاه‌ترین شکل دیده می‌شود. با وجود اینکه کم حجم بودن اثر یکی از ویژگی‌های این آثاراست. اما نویسنده اصل مطلب و کلام را در داستانش با فشردگی و ایجاز کلمات، بیان می‌کند. نویسندگان بزرگی مانند تولستوی، داستایفسکی و... مقدمه را در داستان‌نویسی عنصری مهم و پلی برای ورود به داستان می‌دانند. در حالی که نویسندگان مینیمالیستی ادبیات داستانی را کوتاه‌نویسی می‌دانند و مقدمۀ نوشتن و حاشیه را در داستان جایز نمی‌دانند.از نویسندگان بزرگ مینیمالیسم می‌توان به ریموند کارور اشاره کرد.

 

 

 

 

 

 



مینیمالیسم چیدمان مینیمال



مطالب مرتبط

نامۀ ابراهیم گلستان به آیدین آغداشلو
پیکاسو را بهتر بشناسیم
راز نقاشی های سپهری در چیست؟





نظرات کابران باهوک ریویو

پربازدید ها