خرید اینترنتی کتاب و نوشت افزار

در شب های پاییز، سریال جنایی ببینید/2

در شب های پاییز، سریال جنایی ببینید/2

در شب های پاییز، سریال جنایی ببینید/2

محسن ظهوری/ غرق شدن در دنیای رمزورازها و حل كردن معماها، یكی از بهترین تفریحاتی است كه انسان اختراع كرده. این اختراع را می‌توان در ساخت انواع بازی تا دنیای قصه و فیلم و سریال دنبال كرد. قصه جنایی در این میان، بهترین ظرف برای بروز این جذابیت است. چند سالی است كه سریال‌سازی در جهان به‌شدت رونق گرفته و پس از موفقیت سریال‌هایی چون «بدبیاری»، «كارآگاه حقیقی» و «كشتن»، ساخت این‌گونه سریال‌ها هر سال بیش‌تر از سال قبل می‌شود. شبكه‌های مختلف بی‌بی‌سی البته در این میان میدان‏دار هستند و عمده فعالیت خود را در ساخت سریال به این ژانر جذاب اختصاص داده‌اند. برای همین هم در این مطلب سعی كرده‌ایم تا سریال‌های موفق این ژانر را معرفی كنیم تا در صورت دست‏رسی، بتوانید شب های پاییز را با هیجان و التهابی منحصربه‌فرد بگذرانید. سعی شده در این فهرست، سریال‌هایی انتخاب شوند كه جدای از جذابیت‌شان، طولانی هم نباشند و حداكثر در دو یا سه فصل تمام شوند. البته در میان آنها، دو سریال طولانی هم انتخاب شده تا شاید كسانی را كه برای اولین‌بار پای سریال می‌نشینند، به دیدن قصه‌ای دنباله‌دار جذب كند. در مطلب پیش با 5 سریال که برای تماشا در شب های بلند پاییزی جان می دهند، آشنا شدیم. این بار هم به سراغ 5 سریال جذاب دیگر رفته ایم:

6. رازهای خانواده بدبخت

قتل و آدم‌ربایی در سریال «بالای دریاچه»، رازهای یك شهر دورافتاده را برملا می‌كند

تب‏وتاب سریال كه بالا گرفت، «جین كمپیون» هم وارد این ماجرا شد؛ كارگردان شناخته‏شده سینما كه فیلم «پیانو»ی او نخل طلای كن و بهترین فیلم‏نامه غیراقتباسی اسكار را گرفته و تمام فیلم‌هایش تاكنون موردتوجه عموم و منتقدین قرار گرفته است. خود كمپیون می‌گوید خواستم خودم را در سریال‌سازی محك بزنم و حالا آن‏قدر از این تجربه خشنودم كه دلم می‌خواهد همین راه را ادامه دهم. البته تماشاگران هم از ساخت سریال «بالای دریاچه» (Top of the Lake) او بسیار راضی بوده‌اند؛ سریالی جنایی و پررمزوراز كه داستان آن در شهركی دورافتاده در نیوزلند می‌گذرد؛ دختر 12ساله بارداری ناپدید می‌شود و كارآگاه «الیزابت ماس» با بازی فوق‌العاده «رابین گریفین» را وارد ماجرا می‌كند. الیزابت كه پس از سال‌ها برای استراحت به محل زندگی خود آمده، در پی راز ناپدید شدن این دختر درگیر ماجرای مخوفی از باندهای تولید مواد مخدر و مشكلات خانوادگی اهالی شهر می‌شود. او با عشق قدیم خود دیدار می‌كند و شهر دوباره برای او مثل كودكی‌هایش زنده می‌شود؛ همان شهری كه در آن عاشق شده و به او تجاوز شده بود. الیزابت ماس در این پرونده انگار می‌خواهد گذشته خود را بیابد و آن را حل‏وفصل كند، اما ماجرا همیشه آن‌طوری نیست كه تصور می‌شود و همین هم این سریال كوتاه را بسیار جذاب می‌كند.

 

7. رسانه‌ها افشا می‌كنند

سریال «ساعت» نقش رسانه را در افشای پشت‌پرده حوادث نشان می‌دهد

راه‌اندازی برنامه خبری یك‏ساعته بی‌بی‌سی در ژوئن سال 1956 میلادی، قصه اصلی سریال «ساعت» را شكل می‌دهد. سریالی كه این داستان را بهانه‌ای قرار می‌دهد تا نقش مطبوعات و رسانه را در پی‌گیری یك ماجرا نشان دهد. گرچه چندسالی است كه بسیاری از سریال‌های جنایی، عمده مشكلات پلیس را ورود مطبوعات به آن می‌دانند، اما در این سریال قرار است تا نقش مثبت رسانه را مرور كنیم. سریال «ساعت» (The Hour) ماجرای برنامه‌ای است یك‌ساعته كه فقط قرار است خبر و تحلیل پخش كند. آن‌هم در روزهای جنگ سرد، انقلاب مجارستان و بحران سوئز. در این بین قتلی نیز رخ می‌دهد و نظر خبرنگاری كنجكاو را به خود جلب می‌كند. سریال با بن‏مایه پلیسی پیش می‌رود و ما در كنارش از چگونگی شكل‌گیری یكی از مهم‌ترین برنامه‌های خبری شبكه بی‌بی‌سی سردرمی‌آوریم. اینكه وزرات امورخارجه بریتانیا چه‌طور در برابر پخش خبرهای واقعی از این برنامه مقاومت می‌كند و در نهایت چه‌طور این برنامه، تصاویر كتك زدن مردم به‏دست پلیس را در برنامه خود می‌گنجاند. همه این ماجرا و قصه عاشقانه درآن، برای دیدن این سریال كافی است، اما این سریال در كنار این موضوعات، هم‏چنان بحث قتل را پیش می‌برد تا بخش جنایی آن گرچه كم‌رنگ‌تر اما در زیر لایه‌های زیرین ماجرای راه‌اندازی شبكه خبری، كم‌كم قدرتمندتر و پررنگ‌تر شود تا در انتها به كلید اصلی ماجرا تبدیل شود.

 

8. قتل تو مجوز قتل من است

قاتل باهوش و نكته‌بین سریال «دكستر» در جایگاه قاضی نشسته است

پخش سریال «دكستر» (Dexter) باعث شد تا ساخت سریال‌های جنایی اولویتی دوچندان برای شبكه‌های تلویزیونی پیدا كند. «دكستر مورگان» پسربچه‌ای كه خود محصول خشونت است، در بزرگ‏سالی به قاتلی بی‏رحم تبدیل شده كه برای ارضای به‏قول خودش «نیروهای تاریك وجودش»، باید حتما یك انسان را قطعه قطعه كند. او از ناپدری‌اش آموخته كه مهار این نیرو تنها یك راه‌حل دارد؛ آدم‏كشی، اما این راه‌حل را باید در راهی درست خرج كرد. دكستر زیر نظر ناپدری خود كه پلیس قهاری است، آموزش می‌بیند تا بتواند قاتلینی را كه پلیس یارای گیر انداختن آنها را ندارد شناسایی كرده و آنها را بكشد تا هم حس درونی‌اش ارضا شده و هم شر یكی از آدم‌ بدها كم شود. این فیلم‏نامه ‌هالیوودی و دستمالی‌شده، در سریال دكستر به درامی جنایی و جذاب تبدیل می‌شود. دكستر در اداره پلیس كار می‌كند و هر روز با قتل‌های مرموزی طرف است. او آدابی برای كشتن قربانیان‏اش دارد و بدون ادله سراغ كسی نمی‌رود. او خود در جایگاه قاضی نشسته و خود هم اجراكننده حكم است، اما چیزی كه این سریال را جذاب كرده، داستان‌های گیرا و قاتلان منحصربه‌فرد آن است. كسانی كه هم‏چون خود دكستر درگیر نیروی تاریكی درون خود شده‌اند و به دست كسی مثل خود از بین می‌روند.

 

9. طبیعت انتقام می‌گیرد

ساخت‌وساز بی‌رویه در منطقه‌ای طبیعی، اساس قصه سریال جنایی «فورتیتیود» است

زمین توسط انسان به خطر افتاده است؛ این هشدار محیط‌زیستی، دست‏مایه یك سریال جنایی درخشان شده است. سرایل «فورتیتیود» (Fortitude) كه فعلا یك فصل آن پخش شده، درباره مشكلاتی است كه از نابودی طبیعت توسط انسان شكل می‌گیرد. پیدا شدن اسكلت یك ماموت ماقبل تاریخ، ساخت یك هتل در محل زندگی خرس‌های قطبی و زندگی انسان در منطقه سرد قطبی اسكاندیناوی، از قصه‌هایی است كه در این سریال پابه‏پای هم پیش می‌روند تا مخاطب در جریان قتل عجیب‏وغریب یك پروفسور دیرینه‌شناس قرار گیرند. این حادثه در شهر كوچكی به نام فورتیتیود رخ می‌دهد؛ جایی كه فقط 700 نفر جمعیت دارد و تاكنون چیزی به جز آرامش و امنیت در آن جریان نداشته است. وقوع قتل مرموز پروفسور، باعث می‌شود تا رازهای این شهر كم‌كم برملا شوند. خرسی قطبی یكی از تازه‌واردان به این شهر را تكه‏پاره كرده و حالا این موضوع نیز به قتلی تمام‌عیار بدل می‌شود. اسرار تاریك و پنهان شهر كم‌كم رو می‌شود و آرامش شهر به هم می‌خورد. چیزی مرموز انسان‌ها را به كارهای جنون‌آمیز می‌كشاند؛ انگار طبیعت درصدد انتقام برآمده است و در این راه انسان را به‏جان انسان انداخته است. سریال فورتیتیود، با دست‏مایه قرار دادن مشكلات محیط‌زیستی، قصه‌ جذاب و گیرایی را روایت می‌كند كه برپایه انتقام طبیعت استوار شده است.

 

10. تاریكی تودرتو

ماجرایی پیچیده با شخصیت‌هایی منحصربه‌فرد، سریال جنایی «مسیر سایه» را جذاب كرده است

 

روایتی تودرتو از ماجرایی كه تا نیمه‌های سریال هم هنوز نمی‌دانیم چیست و چرا رخ داده؟ سریال كوتاه «مسیر سایه» (The Shadow Line) مخاطب را در مسیر سایه‌ای قرار می‌دهد كه انگار هزارتویی حل‌نشده‌ است؛ جایی مابین پلیس، دستگاه امنیتی، مزدوران بین‌المللی و شهروندان معمولی. چه‏كسی قاتل است و چه قتلی رخ داده؟ كدام جریان پشت همه این حوادث قرار گرفته و چه كسی همه اینها را رهبری می‌كند؟ «مسیر سایه» سریالی جذاب و پركشش است كه سردرآوردن از ماجرای آن كمی صبر می‌طلبد. سریال، كوتاه است و در كم‌تر از 10 قسمت به پایان می‌رسد، اما باید تمام حواس‌تان را به آدم‌ها و حوادثی كه رخ می‌دهد جمع كنید تا نكته‌ای را از دست ندهید. تمام این ماجراها قرار است نكته اصلی نهفته در سریال را آشكار كند. قصه‌ای كه با وجود شخصیت‌‌های متعدد و ماجراهای پیچیده‌اش، حول دو شخصیت اصلی می‌گذرد و به‏نوعی دوئل این دو با هم است؛ دوئلی كه تمام دستگاه‌های امنیتی بریتانیا را با خود درگیر كرده است. «مسیر سایه» از آن دست سریال‌هایی است كه گرچه سروصدای كمی به‏پا كرده، اما فیلم‏نامه و بازی‌های فوق‌العاده آن مخاطب را به‏شدت درگیر می‌كند. وقتی به قسمت‌های سه و چهار این سریال برسید، دیگر دل كندن از آن برایتان بسیار سخت خواهد شد.












نظرات کابران باهوک ریویو

پربازدید ها