خرید اینترنتی کتاب و نوشت افزار

چرا باید مینیمالیست باشیم؟

مطمئن هستم بارها واژه مینیمالیسم به گوشتان خورده است. واژه‌ای که در زبان فارسی ساده‌گرایی، حداقل‌گرایی یا هنر کمینه ترجمه شده است. اما با هر واژه‌ای که مینیمالیسم را ترجمه کنیم، چه در هنرهای تجسمی و موسیقی، چه در معماری و ادبیات و چه در سبک زندگی، یک معنا و مفهوم مشترک دارد: ساده‌گرایی و دوری از هرگونه پیچیدگی. بر همین اساس است که در ذهن بسیاری از ما مینیمالیسم و مینیمال بودن، با تصور داشتن اتاق کوچکی همراه با دیوارهای سفید و حداقل وسایل تعریف شده است و گاهی اوقات در ذهن ما همراه است با سخت‌ترین نوع زندگی. شاید دلیل این تصور این باشد که در مباحث معماری و هنر بارها با تصاویری روبه‌رو شده‌ایم که یک صندلی یا میزی ساده در گوشه‌ای از کادر به تصویر درآمده است یا هرجا که سخن از سبک زندگی مینیمال می‌شود بلاگرهایی را می بینیم که هرکدام با کمتر از پنجاه وسیله در سال زندگی می‌کنند یا به پوشیدن یک کفش در سال اکتفا می‌کنند که این هم برای افراد خوش‌پوش و باسلیقه می‌تواند ترسناک باشد. از این رو سبک زندگی مینیمال گاهی در میان مردم به اشتباه تعریف شده است.

هربار در جمعی از دوستانم صحبت از مینیمال بودن می‌شود از من می‌پرسند چگونه می‌توانند با حداقل اشیا زندگی کنند یا با یک کوله‌پشتی مدام در سفر باشند، یا با داشتن فرزندان کوچک چطور خانه و زندگی درست و حسابی نداشته باشند؟ همیشه در پاسخ می‌گویم «معلومه که اینطور نیست. قرار نیست سبک زندگی مینیمال با خودش سختی به زندگی‌ها بیاره». نکته این است که  مینیمالیسم با هیچ کدام از موارد گفته شده به دست نمی‌آید. یعنی نمی‌توان گفت چون من در زندگی فقط دو تا لیوان دارم یا اصلا خرید نمی‌کنم پس یک انسان کمینه‌گرا هستم که البته خلاف این قضیه می‌تواند صحیح باشد. یعنی کسی که در راستای زندگی مینیمال قدم برمی‌دارد ناخودآگاه، خواسته یا ناخواسته به سمت زندگی ساده نیز کشیده می‌شود اما هدف این نیست که ما این سبک از زندگی را انتخاب کنیم و فقط به کم کردن وسایل اطرافمان بپردازیم. اما تکلیف تفکر ما در زندگی چه می‌شود؟ آن هم در دنیای شلوغ و بهم ریخته‌ای که با سرعت هرچه تمام‌تر به سمت فرهنگ مصرف‌گرایی حرکت می‌کند و مدام ضمیر ناخودآگاه ما را درگیر مباحثی می‌کنند که هیچ جایگاهی در زندگی حقیقی و آرامش عمیقی که به دنبال آن هستیم ندارند.

پس در همین ابتدای کار بگذارید تعریف درست و مشخصی از مینیمالیسم بدهم. مینیمالیسم یک ابزار است؛ ابزاری که به ما آزادی می‌بخشد. آزادی و رهایی از ترس، از نگرانی، از افسردگی و از همه مهم‌تر از فرهنگ مصرف‌گرایی که جامعه، بیزینس‌های بزرگ ، رادیو و تلویزیون و شبکه‌های اجتماعی به ما القا می‌کنند. در مینیمالیسم صحبت از آزادی واقعی قلب و روح ماست. یادم می‌آید پیش از آنکه به سمت این تفکر کشیده شوم بیش از یک سال بود که از خودم سوال‌های زیادی می‌پرسیدم. چه چیزهایی در زندگی برای من ارزش هستند؟ آیا می‌دانم دقیقا از زندگی چه می‌خواهم؟ یا هر بار که صحبتی در مورد اولویت‌های زندگی می‌شنیدم ذهن من درگیر این موضوع می‌شد که آیا من اولویت‌هایم را می‌دانم؟ آیا می‌دانم از صبح که بیدار می‌شوم دوست دارم چه کارهایی انجام بدهم و به دنبال چه چیزهایی می‌روم و آیا کاری که انجام می‌دهم در راستای اولویت‌های من است یا خیر؟ یا که نه بر عکس، من هم تحت تاثیر جامعه و زندگی ایده‌آل از نگاه دیگران، کار می‌کنم تا پول در بیاورم برای ماشین بهتر، خانه بزرگ‌تر و لباس‌های بیشتر و فهرست خریدی که هیچ وقت انتها ندارد و باز بیشتر کار می‌کنم تا پول بیشتری در بیاورم تا تمام مواردی را که گفتم بیشتر و بیشتر بخرم.

البته که مینیمالیسم هیچ مشکلی با مالکیت اشیا و وسایل در زندگی روزمره ندارد، مشکل آنجایی است که ما ارزشی بیش از آنچه که باید به وسایل می‌دهیم. برای مثال ما کار می‌کنیم تا ماشین جدیدی بخریم.  سلامتی خودمان، روابط خانوادگی و خیلی از علایق و رشد فردی را زیر پا می‌گذاریم، ساعت‌های طولانی فقط و فقط کار می‌کنیم تا در شغلی که هستیم و دوستش نداریم موفق باشیم و پول بیشتری به دست بیاوریم. البته که باز هم تاکید می‌کنم مینیمالیسم حتی مغایرتی با کارکردن، خرید خونه و داشتن زندگی امن ندارد اما مسئله آن نقطه‌ای است که هدف اصلی از زندگی برای ما ، بدست آوردن این تعلقات می‌شود و ما هیچگاه به آرامشی که قرار است در این خانه یا ماشین داشته باشیم تا در نهایت بتوانیم روابط بهتری با اطرافیان نزدیکمان برقرار کنیم دست نمی‌یابیم. 

در سبک زندگی مینیمالیسم می‌خواهیم آنقدر تعلقات زندگی را کم کنیم که معنای خود زندگی را درک کنیم. هر آدمی بسته به خصوصیات اخلاقی خودش می‌تواند تصمیم بگیرد که چه چیزی در زندگی برایش مهم‌تر است و چه چیزهایی اضافی هستند و می‌توانند حذف شوند. این موارد اضافی علاوه بر اشیا اطراف ما حتی در برگیرنده روابط اضافی، انسان‌هایی که آرامش ما را  برهم می‌ریزند و تفکرات منفی نیز می‌شود. واضح است که قدم اول در راه مینیمالیسم اصلا آسان نیست اما وقتی که این جریان را شروع کنیم کم‌کم این سبک از زندگی مسیر خودش را پیدا می‌کند و به سمتی می‌رود که صحیح است. پس وقتش است که نگذاریم جامعه، دنیای مادیات و این زندگی شلوغ اطرافیان، زندگی ما را هم در دست خودش بگیرد و اجازه ندهد طعم و لذت واقعی زندگی را بچشیم. وقتش است که خودمان بدانیم از زندگی چه چیزی می‌خواهیم و به همان سمت حرکت کنیم اما برای شروع، این جمله را تا مباحث بعدی مدام  از خودتان  بپرسید: زندگی من چقدر می‌توانست بهتر باشد اگر من وسایل کمتری داشتم؟

اینستاگرام نسیم خیر خواه



مینیمالیسم چیدمان مینیمال دکوراسیون داخلی



مطالب مرتبط

روز جهانی پوشیدن کفش های قهوه ای
نامۀ ابراهیم گلستان به آیدین آغداشلو
پیکاسو را بهتر بشناسیم





نظرات کابران باهوک ریویو

Majlesi Maede

  1396/09/07 01:07:45

عالی بود جواب خیلی ازسوالاموگرفتم ممنون..

2 0

پشنگپور مجید

  1396/09/08 20:20:58

عالی نسیم جان،جامع و کامل.

0 0

پربازدید ها