خرید اینترنتی کتاب و نوشت افزار

زادروز  اسطوره راک ایران

کوروش یغمایی که او را بنیان‌گذار و سلطان راک ایران لقب داده‌اند، موسیقی را از سن ده سالگی با ساز سنتور آغاز کرد. سپس با مهارت فوق‌العاده‌اش در نوازندگی گیتار و ترکیب موسیقی راک غربی با موسیقی فولکلور ایرانی، سبک راک ایرانی را در سال‌های پیش از انقلاب به وجود آورد. او که هم‌اکنون در ایران زندگی می‌کند و جزو معدود خوانندگانی است که بعد از انقلاب از ایران مهاجرت نکرد، پخش صدایش از سال 1358 شمسی به مدت هجده سال ممنوع شد؛ اما طی سال‌های اخیر موفق به تولید چند آلبوم موسیقی در ایران شد.

 

مجله‌ی بیلبورد، یک هفته نامه‌ی تخصصی مشهور موسیقی در دنیاست. این مجله با کوروش یغمایی و انتخاب او به عنوان یکی از 50 هنرمند راک اول دنیا، گفت‌و‌گویی کرده است که ترجمه‌ی کامل را می‌خوانید:

پدید آوردن ژانر نو در موسیقی دهه 70 ایران، چه حسی داشت؟


آلات موسیقی بسیار سخت به دست می آمد؛ یا نمی توانستم پیدایشان کنم یا اصلا موجود نبود. چون آلات موسیقی بسیار گران‌قیمت بودند، مجبور بودم آن‌ها را اجاره کنم که بعضا بعد از اجاره کردن می‌فهمیدم خراب است. حتی سیم گیتار پیدا نمی‌شد. یک بار به استودیو رفتیم و باید کل آهنگ را در یک اجرای همزمان ضبط می کردیم چون پول زیادی نداشتیم. اگر کسی خراب می‌کرد از استودیو تا بیرون دنبالش می کردیم.

برداشت شما از شرق در برابر غرب چیست؟

 همه راجع به شرق در برابر غرب و فرهنگ‌های جداگانه‌ی هرکدام حرف می‌زنند. اول اینکه زمین غرب و شرق ندارد و گرد است. این‌ها قرارداد و فرضیاتی است که جوامع برای خود پدید می‌آورند. من با این ایده که غرب در شرق نفوذ کرده یا اینکه یکی بر دیگری برتری هایی دارد، موافق نیستم.



به عنوان نمونه، هند تاثیر زیادی بر موسیقی غرب داشته است. در مورد ایران، سوال این نیست که غرب چگونه بر ایران تاثیر گذاشت. ما (ایرانیان) سازهای زیادی ابداع کرده‌ایم که هنوز استفاده می‌شوند ولی در نهایت این موسیقی است و به تمام بشریت تعلق دارد.

با نگاهی به گذشته، نقشِ موسیقایی را که بازی کرده اید، چگونه می بینید؟

 با استفاده از ملودی‌های غربی من گیتار را تبدیل به پایه‌ای از آوایی متمایز (اختصاصا) ایرانی کردم، در سطحی که برای مخاطب بین‌المللی هم جذابیت داشته باشد. من با بدیه‌نوازی این کار را انجام دادم. برای من موسیقی وقتی ارزشمند است که یک اروپایی، آمریکایی، اسپانیایی یا حتی یک عرب یا آفریقایی آهنگی را بشنوند و از آن لذت ببرند، حتی بدون درک شعر.

بسیاری از دوستان هنرمند شما ایران را ترک کردند، شما چرا ماندید؟

هر هنرمندی باید تاریخ خود و هویت فرهنگی خود را درک کند. باید حس هویت داشت. عشق من به تاریخ ایران به نوعی بیماری شبیه است. هر چه که ما ایرانیان داریم از موسیقی فولکوریکمان می‌آید. برای ما ایرانیان موسیقی از هنر آفریده شده و به صورت سنت های زبانی (سینه به سینه) به نسل های بعدی رسیده است.

 آنها آواهای زیبایی هستند که بر کاغذ پیاده نشده‌اند؛ بلکه از پدر به پسر رسیده‌اند. از دست دادن هر یک از این هنرمندان هم مانند از دست دادن گنجینه‌ای است که هیچ‌گاه دست یافتنی نیست. اگر از ایران رفته بودم مطمئنم که به نواختن موسیقی به صورت بین‌المللی می‌پرداختم، اما احتمالا فارسی اجرا نمی کردم.

مدت هاست اجرا یا ضبط و انتظار کارهایتان ممنوع بوده و فقط یک بار مجاز شده اید، این وضعیت چگونه است؟

 به نظرم کمتر مردی است که تاب و تحمل خاموش شدن صدای کارش و وارونه شدن رویایش را داشته باشد. در هیچ کلامی نمی گنجد. در این دوران بعضی از آهنگ‌هایم را با کاست چهار تراک ضبط کردم. خنده‌دار بود ولی من انجامش دادم. یک پرنده دست‌آموز خانگی هم که مجاز به پرواز نباشد، با گذشت زمان، پرواز را فراموش می کند. گرچه پرواز بخش جدانشدنی پرنده است و پرنده بدون پرواز پرنده نیست.

 

منبع: مجله اینترنتی برترینها



موسیقی موسیقی راک کوروش یغمایی خواننده



مطالب مرتبط

واقعیتی نهفته در آهنگ هتل کالیفرنیا
رکود موسیقی در مقابل  نو شدن شعر
پاییز طلایی در خاطرات فریبرز لاچینی





نظرات کابران باهوک ریویو

پربازدید ها