خرید اینترنتی کتاب و نوشت افزار

10 حقیقت جالب درباره جی دی سلینجر

جروم دیوید سلینجر با نام اختصاری جی دی سلینجر از نویسندگان مطرح آمریکاییِ سال های اخیر است که زندگی خود را تا حد امکان خصوصی نگه داشت و پس از اینکه با چاپ رمان ناطور دشت در کانون توجهات قرار گرفت، علنا از ظاهر شدن در اماکن عمومی خودداری می کرد. بنگاه انتشاراتی راندوم هاوس در سال 1999، ناطور دشت را به‌عنوان شصت ‌و چهارمین رمان برتر قرن بیستم معرفی کرد.

با 10 حقیقت جالب دربارۀ جی دی سلینجر آشنا شوید :

1. والدین جی دی سلینجر، نمی خواستند او نویسنده شود. پدرش دوست داشت او وارد کنندۀ گوشت شود. خودِ او به شمشیربازی مشغول بود و میل شدیدی به بازیگری داشت و همچنین مشتاق بود کتاب هایی را برای طرفدارانش امضا کند که دربارۀ نقش آفرینی او نوشته شده باشد.

2. پدرش، سلینجر را نسبت به علایقش دلسرد کرد و او را در سال 1937 به مدت ده ماه به وین فرستاد. او رابطۀ نزدیکی با خانوادۀ میزبان مخصوصا با دختر خانواده برقرار کرد؛ که اولین رابطۀ عاشقانۀ او از اینجا نشات گرفت. در سال 1945، طی حادثه ای آن دختر و کل خانواده اش به قتل رسیدند و او سوژۀ کتاب سلینجر در سال 1974با عنوان: «دختری که می شناختم» شد.

 

3. سلینجر در سال 1942 به ارتش پیوست. حین زمان خدمتش در ارتش، با ارنست همینگوی ملاقات کرد. آن دو رابطۀ خوبی با یکدیگر برقرار کردند. همچنین سلینجر بخش عمدۀ کتاب ناطور دشت را طی دوران جنگ نوشت.

 

4. سلینجر پس از تلاش ناموفقش برای چاپ رمان ناطور دشت، به نیویورکر رفت؛ جایی که اخیرا یک داستان کوتاه دربارۀ شخصیت هولدن کالفیلد فروخته بود. نیویورکر به گزیده ای از رمان ناطور دشت جواب رد داد و آن ها به او گفتند شخصیت کالفیلد غیر قابل باور است.

 

5. با چاپ نهایی و موفقیت آمیز ناطور دشت، سلینجر کم کم مشهور شد و انتظارها نسبت به چاپ کتاب های بیشتری از او بالا رفت؛ اما سلینجر در برابر درخواست خوانندگان و طرفدارانش مقاومت می کرد.

 

6. بسیاری از او به عنوان یک آدم وسواسی یاد می کردند و اتفاق های باورنکردنی مربوط به او را دنبال می کردند. مثلا یکی از این اتفاق ها؛ حذف کردن عکس سلینجر از تمام نسخه های شخصی کتاب هایش، توسط خود او بود.

 

7. سلینجر در سال 1965 از انتشار هر کاری دست کشید و تا سال 1980 هیچ مصاحبه ای انجام نداد. او چندین تابلوی «جرم ورود غیر مجاز» را بر سر در مستغلاتش نصب کرد و با این کار افرادی که به خود اجازه می دادند با تفنگ در املاک او قدم بگذارند، را تهدید کرد.

 

8. سلینجر شماره تلفن واقعی خود را در صفحۀ 414 کتاب نامه های گمشده به جویس مینارد این گونه نوشت : محض اطمینان از هرچیزی شماره تلفنم را می نویسم: 44258-576-603.

 

9. با مرگ او در سال 2010، دستورالعمل هایی برای چاپ پنج نسخۀ دستنویس منتشر نشده از سلینجر پیدا شد که تا سال 2015 اجازۀ چاپ آن توسط نویسنده، صادر نشده بود.

 

10. افراد زیادی ادعا می کنند سلینجر فردی گوشه گیر بوده است. اما قضیه به همین سادگی نیست؛ زیرا او اغلب بیرون از منزل بود که این خلاف موضوع را نشان می دهد و مکررا دیده شده بود که در یک کافه کنار دوستانش در حال صحبت است. سلینجر برای خودش زندگی می کرد و به شدت کمال گرا بود. او از اینکه در معرض عموم باشد لذت نمی برد که همین باعث می شد کسانی که او را نمی شناختند، به او لقب گوشه گیر بدهند.

منبع : killadj



کتاب نویسنده ناتور دشت جی دی سلینجر








نظرات کابران باهوک ریویو

پربازدید ها