خرید اینترنتی کتاب و نوشت افزار

تانگوی آل پاچینو

تانگوی آل پاچینو

تانگوی آل پاچینو

 با تماشای فیلم «عطر خوش زن» حس کردم چه‏قدر دل‌ام برای نوشتن از رقص تنگ شده. کم‏تر کسی است که سکانس تانگوی «آل‏پاچینو» در آن فیلم را به‌یاد نداشته باشد؛ وقتی‏که مثل نابینایی واقعی، یک دست جام باده و یک دست زلف یار، چنان هنرمندانه میانه میدان را گرفته بود و می‏رقصید. البته که در هنر آل‏پاچینو شکی نیست اما اگر از حضور او فاکتور بگیریم، خود آن موسیقی که به رقص‏اش آورده بود، دنیایی جداگانه است. دنیایی نه‌تنها به‌اندازه سکانس «عطر خوش زن» به‌یادماندنی که به قد و قواره فیلم‌های بزرگ دیگری مثل «فهرست شیندلر» و «فریدا».

Por una Cabeza یا «فقط با یک‌سر» نام این قطعه محبوب سینما است. موسیقی‏ای که بسیاری آن ‏را به‌اشتباه به «آستور پیاتزولا» بنیان‏گذار تانگوی نوین نسبت می‏دهند اما در اصل ساخته‌وپرداخته «کارلوس گاردل»، آهنگ‏ساز آرژانتینی-فرانسوی است و برای فیلم قدیمی‏اش «تانگو بار» و اسبی ساخته‌ شده که در یک مسابقه شرکت می‏کند. شعر این قطعه موسیقی، عشق به زن را با استرس‏ شرط‏‏بندی روی یک اسب مقایسه می‏کند، البته از زبان کسی که زندگی‏اش عاشقانه به اسب گره خورده است.

این موسیقی نسخه‌‏های مختلفی دارد که با حفظ خط ملودی و حال‌و‌هوا، هریک کار خودشان را می‏کنند. نمی‏توانم بگویم کدام‏یکی از این نسخه‏ها شنیدنی‏تر هستند؛ چراکه هریک به‌تنهایی آن‏قدر حرف برای گفتن دارند و سبک‏و‏سیاق‏شان برای تکان دادن آدم منحصربه‏فرد است که بهتر آن است، با هم مقایسه نشوند. اما نسخه‏ای که در فیلم عطر خوش زن اجرا می‏شود بی‏نظیر است. همراهی ویولن، آکاردئون و پیانو فضای عجیب، رمانتیک و پرشوری را ایجاد می‏کند و نوازنده‏ها گویی تمام توان‏شان را به‌کار می‏گیرند تا شنونده اگر هم تنهاست و همراهی برای تانگوی‌اش ندارد، به خود تکانی بدهد. حتی به‌وفور دیده شده سرسخت‏ترین و عصا‌قورت‌‏داده‏‌ترین شنونده‏ها هم دست‌کم سری به‌همراهی قطعه تکان می‏دهند و نه آشکارا اما در خیالات‏شان به فکر اجرای بهترین تانگوی دنیا به همراه دوست‏داشتنی‏ترین‏شان هستند چون این موسیقی، موسیقی رقص است نه چیز دیگری. به‌همین‌دلیل هم نوازنده‏ها سرسختانه بر سر موضع‏ آن می‏ایستند و نمی‏گذارند شنونده طور دیگری به آن نگاه کند و مثلا با آن مدیتیشن کند ، راه برود و رانندگی کند.

اما نسخه مشهور دیگری که از این قطعه اجرا شده، به‌دست «ایتزاک پرلمان»، نوازنده چیره‏دست و شهیر ویولن و با رهبری خارق‏العاده «جان ویلیامز» فقید بوده است؛ نسخه‏ای که رقص‏اش کم‏تر است و شکوه‌اش به‌دلیل حضور ارکستر بزرگ و تک‏نوازی خیره‏کننده پرلمان بیش‌تر. در این ورژن صدای ویولن و تکنیک بی‏بدیل پرلمان قلب آدم را مرتعش می‏کند و او را میخ‏کوبِ قطعه. آن‏چنان که چون احتمال به‌رقص‏آمدن کم است، شنونده بارها‌و‌بارها شنیدن آن را تکرار کند و هربار به کشف تازه‏ای از نوازندگی این نابغه ویولن برسد.

اما موسیقی این‌طور است که حتی اگر خارق‏العاده‏ترین نوازنده‏ها با بهترین تنظیم به اجرای دوباره یک قطعه بپردازند باز هم حلاوت اصلی، در قطعه اولیه یافت می‏شود. نسخه اولیه هرچه‏قدر هم ضعیف باشد باز هم حس نوستالژیک، آن را قلم‏دوش می‏کند و نمی‏گذارد جایگاه مهم‏اش را در میان نسخه‏های رنگارنگ از دست بدهد؛ به‌خصوص اگر پشت خلق اولیه‌اش داستانی نهفته باشد؛ مثلا آوازی و خط‌و‌خشی که اصالت‌اش را فریاد بزند.

«آلفردو له‏پرا» رفیق گرمابه‌و‌گلستان کارلوس گاردل و خواننده این موسیقی در فیلم تانگوبار است که با لحنی گیرا شعر این قطعه را درباره عشق، اسب و معشوق می‏خواند و صدایی که می‏شنوید از حدود 80سال پیش به گوش‏مان می‏رسد. اما شاید خاطر رقصنده‏تان مکدر شود، اما دل‌ام نمی‏آید بگویم که این دو، یعنی کارلوس گاردل و آلفردو له‏پرا در همان سالی که این قطعه را جاودانه می‏کنند در یک حادثه هوایی جان‏شان را از دست می‏دهند و جهان می‏ماند با نسل‏هایی که این موسیقی را در اذهان‏شان ثبت می‏کنند.

نویسنده: مریم طهماسبی



موسیقی موسیقی متن فیلم سینما آل پاچینو عطر خوش زن








نظرات کابران باهوک ریویو