خرید اینترنتی کتاب و نوشت افزار

حاصل پنجاه سال ترجمه

از محمد قاضی: «من در ترجمه همیشه در نظر داشته ام كه خوانندۀ كتابم نیز مانند خودم دلباخته و شیفته دفاع از آزادی و دموكراسی و حقوق بشر و پیروی از حق و حقیقت و مبارزه با خرافات و موهومات باشد .این را وظیفه هر انسان قلمزن می دانم كه حتماً در همین راه قلم بزند و چیز بگوید یا بنویسد. من به مترجمی كه این تعصب را داشته باشد می گویم: مترجم متعهد».

محمد قاضی در سال 1292 در مهاباد زاده شد. او خالق آثار بیشماری از جمله : شازده کوچولو، دن کیشوت و نان و شراب است. پدرش میرزاعبدالخالق قاضی، امام جمعۀ مهاباد بود و پس از فوت دختر و دو فرزند پسرش که هر دو محمد نام داشتند، بار دیگر صاحب پسر سومی شد و به دلیل علاقه ای که به آن اسم داشت، مجددا نام محمد را برای او انتخاب کرد؛ اما این بار معجزه ای شد و این محمد زنده ماند تا تبدیل به یکی از فرهیختگان ایران شود.

محمد قاضی آموختن زبان فرانسه را در مهاباد آغاز کرد و در سال 1308 با کمک عمویش که از آلمان فارغ التحصیل شده بود، به تهران آمد و در سال 1315 از مدرسه دارالفنون دیپلم ادبیات گرفت. از دهۀ بیست تا پنجاه سال بعد، بسیاری از آثار ادبی جهان را به فارسی ترجمه و منتشر کرد.

او از برجسته ترین مترجمان ایران در یک سده اخیر بوده است. نخستین گامش در راه ترجمه، اثری کوچک از ویکتور هوگو به نام «کلود ولگرد» بود؛ که پس از آن، ۱۰ سال کار ترجمه را رها کرد. در سال ۱۳۲۹ پس از آن که یک سال ‌و نیم برای ترجمۀ «جزیره پنگوئن‌ها» اثر آناتول فرانس، زمان صرف کرد، به سختی ناشری برای این کتاب پیدا کرد، اما سه سال پس از ترجمۀ آن، به دلیل شیوایی و موضوع متفاوت کتاب، آناتول فرانس از ردیف نویسندگان بی‌­مخاطب که کتابشان در بازار ایران خاک می خورد، درآمد.

در سال  1333 بود که کتاب «شازده کوچولو» نوشتۀ آنتوان اگزوپری را ترجمه کرد که بارها تجدید چاپ شد. با ترجمه کامل «دن کیشوت» اثر مشهور سروانتس بین سال های 36 و 37، جایزۀ بهترین ترجمۀ سالِ دانشگاه تهران را ازآنِ خود کرد. او همچنین پس از دوران بازنشستگی آثاری چون: «ماجراجوی جوان» اثر ژاک ژروند، «زوربای یونانی» اثر نیکوس کازانتزاکیس، «بی خانمان» از هکتور مالو، «پولینا، چشم و چراغ کوهستان» از آناماریا، «داستان کودکی من» و «پنج قصه از آندرسن» را ترجمه و چاپ کرد. او در مقدمۀ کتاب هایش تحلیل های جالبی می آورد که آثارش را نزد مخاطب جذاب تر می کرد. مثلا در مقدمۀ زوربای یونانی آورده بود: «من زوربای ایرانی هستم».

محمد قاضی در ۱۳۵۴ به بیماری سرطان حنجره دچار شد و هنگامی که برای درمان به کشور آلمان رفت، بیماری، تارهای صوتی و نای او را گرفته بود و پس از جراحی، به ‌علت از دست دادن تارهای صوتی، دیگر نمی‌توانست سخن بگوید و از دستگاه خاصی برای حرف زدن استفاده می‌کرد؛ با این وجود به دلیل علاقه ای که به کارش داشت، ترجمه را ادامه داد و ترجمه‌های جدیدی از او تا آخرین سال حیاتش انتشار می‌یافت. وی پنجاه سال ترجمه کرد و نوشت و نتیجه تلاشش، شصت و هشت اثر اعم از ترجمۀ ادبی و آثار خودش به زبان فارسی است. او بیشتر از زبان فرانسوی به فارسی ترجمه می‌کرد و همچنین آثاری را از روسی و کردی به فارسی برگرداند.

محمد قاضی همیشه می‌گفت: «مرگ من آن روز خواهد بود که نتوانم ترجمه کنم و امیدوارم که آن روز به این زودی‌ها فرا نرسد.» و به راستی همین طور هم بود. بعد از پایان ترجمه «راز اقلیم آسمانی» اثر میکاوالتاری، کتاب «نوحه درون» را به همراه احمد قاضی ترجمه کرد و ٤٨ ساعت بعد از پاکنویس آن ترجمه در بامداد بیست و چهارم دی ١٣٧٦ به دیار باقی شتافت.

این استاد دربارۀ آثار پرشمار خود می گوید: « اگر حجم كارم در این سی و چند سالی كه به كار ترجمه روی آورده ام بیش از اندازۀ معمول به نظر می رسد، این خود دلیلی بر پركاری معجزه آسای من نیست بلكه حكایت از كم كاری دیگران می كند و همین خود می رساند كه من در وظیفه ای كه به عهده گرفته ام، اگر احتمالا كوتاهی نكرده ام، شق القمر هم نكرده ام.

من به هیچ وجه ادعا نمی كنم كه مترجم بزرگی هستم و یا در این رشته از هنر ادبی به پای بزرگوارانی چون دكتر پرویز ناتل خانلری و دكتر ابوالحسن نجفی و دكتر مصطفی رحیمی و نجف دریابندری و... می رسم، ولی منكر نیستم كه با دارا بودن ذوق و قریحه شعری و به كار بردن آن در كار ترجمه، در برگردان ظرایف ادبی خارجی به فارسی و در انتخاب واژه های شیرین و آهنگین فارسی مترادف با واژه های خارجی آن، ذوق و سلیقه خاصی نشان می دهم كه موجب شده است كارهایم در چشم و دل خوانندگان عزیز آشنا با ظرایف زبان فارسی، شیرین و دلنشین جلوه كند».

او هرگز از روی تفنن و سرگرمی یا به سفارش ترجمه نمی کرد. قاضی عقیده داشت، کتاب باید روشنگر باشد، واقعیت‌های زندگی و راه و رسم انسانیت را به همگان بیاموزد. کتاب هایی که او انتخاب می‌کرد با موضوعاتی به نفع مردم محروم، دموکراسی، صلح و دوستی میان ملت ها و برآورده کردن نیازهای جامعه همراه بود.



محمد قاضی مترجم شاهزاده و گدا شازده کوچولو دن کیشوت نان و شراب








نظرات کابران باهوک ریویو