خرید اینترنتی کتاب و نوشت افزار

از عشق و چیزهای دیگر بخوانیم

در سال 1343 در اهواز متولد شد. کارشناسی را در رشتۀ عمران و کارشناسی ارشد خود را در رشتۀ زبان و ادبیات فارسی و هر دو مقطع را در دانشگاه شهید چمران اهواز به پایان رساند؛ اما اکنون در تهران سکونت دارد. نخستین داستان او با عنوان «دو چشمخانه خیس» در سال 1369 به چاپ رسید و در مجلۀ کیان نیز انتشار یافت. اولین کتابش با عنوان «عشق روی پیاده رو» شامل دوازده داستان کوتاه در سال 1377 به چاپ رسید و این شد نقطۀ شروعی برای فعالیت ادبی مصطفی مستور به عنوان نویسنده. او همچنین در زمینۀ ترجمه نیز فعالیت دارد و سه کتابِ «پاکت‌ها و چند داستان دیگر»، «سرشت و سرنوشت»، «فاصله و داستان های دیگر» را این نویسنده به فارسی برگردانده است. از کتاب های مصطفی مستور که بسیار مورد استقبال واقع شده اند، نیز می توان به «روی ماه خداوند را ببوس»، «چند روایت معتبر»، «استخوان خوک و دست های جذامی»، «عشق روی پیاده رو»، «من دانای کل هستم»، «حکایت عشقی بی قاف، بی شین، بی نقطه»، «من گنجشک نیستم»، «تهران در بعد از ظهر»، «سه گزارش کوتاه دربارۀ نوید و نگار» و «عشق و چیزهای دیگر» اشاره کرد.

تازه ترین رمان او «عشق و چیزهای دیگر» نام دارد که نوید تازه ای ست برای مخاطبان ثابت و مشتاق این نویسنده.

در این کتاب با نثری ساده و روان روبرو می شویم که در پیِ بازی با کلمات نیست. روایت هانی، جوان اهوازی که به تهران می آید و در پی تلاش برای ماندن در این شهر و جستجوی کار، به دختری علاقه مند می شود و در این راه با مشکلاتی بر سر راهش مواجه می شود. این کتاب داستان پرکششی دارد که به سادگی توصیف شده و خوانندۀ کنجکاو را به دنبال خود می کشد. روایت عشقی ساده اما پر ماجرا؛ که در انتهای داستان به بستن کتاب با یک شگفتی غیر قابل پیش بینی منجر می شود.

مصطفی مستور در این کتاب نخواسته داستانی صرفا عاشقانه خلق کند؛ بلکه بنا به گفتۀ خودش خواندن این کتاب به کسانی توصیه می شود که می خواهند زندگی را کمی جدی بگیرند و تنها به دنبال یک داستان عاشقانه نیستند.

پیش گفتار نویسنده که در ابتدای کتاب آورده شده است:

«فکر می کنم اگر پیش از مرگم کاری_کار مفیدی_ برای من باقی مانده باشد، نوشتن همین گزارش است. در واقع از این نظر فکر می کنم مفید است چون برای آن ها که دوست دارند زندگی را کمی جدی بگیرند،خواندن این گزارش دست کم پنج عبرت بزرگ به همراه دارد. من به یقین دربارۀ هیچ کدام از این عبارت ها حرفی نخواهم زد. چون هم حوصله اش را ندارم و هم توضیح این جور چیزها مطلقا کار جذابی نیست. با این حال، این کار به نظر من کاملا اخلاقی است. منظورم نوشتن چیزهایی است که اسباب عبرت دیگران شود. این را هم خوب می دانم که اخلاق و عبرت سال ها است از مد افتاده اند اما این موضوع ابدا اهمیتی ندارد چون، به قول مراد سرمه، این روزها دنبال مد رفتن هم از هم مد افتاده است».



کتاب نویسنده داستان کوتاه مستطفی مستور








نظرات کابران باهوک ریویو

پربازدید ها