خرید اینترنتی کتاب و نوشت افزار

گلستانی نهان بیخ گوشمان

 

پرپر می‌شد جنگل اگر ...

با نزدیک شدن به تعطیلات نوروز، با سفری کوتاه به نزدیکی پایتخت، بوستان و گلستان را پیاده تورق کنید.

شاید این‌گونه بود که سر و پای گربه‌ام را گرفته باشند و کشیده باشند در دل هم. بچه‌گربه‌ای ساخته‌اند که خزرش آمده در دل زاگرس و جنوبش پهن شده کنار کتف گربه و دریاچه‌هایش هم‏چنان در دل جنگل‌های شمالی‌اش آب دارند. بچه‏ گربه‌ای که در دل خود مرزهایی دارد، ورای مرزهای ساختگی‌اش از چین تا ورای چین. اسمش را گذاشته‌اند باغ ملی گیاه‌شناسی، چنان‏که در خاورمیانه نظیر نداشته باشد. دور نیست، نو نیست، تنها آمدوشدها را آسان گرفته‌اند. پیش از این باید با نامه‌نگاری از دانشگاه و مدرسه پای به این باغ می‌گذاشتید و اکنون دیگر با خرید یک بلیت می‌توانید در باغ‌هایی قدم بزنید که شمالش خزر است و جنوبش نخل و گز و صندل. می‌شود دست دوستی را گرفت و وارد باغش کرد؛ آن وقت است که به قول قاسم هاشمی‌نژاد: «پرپر/ می‌شد/ جنگل/ تا با تو/ می‌نشست/ در دهن/ یك پَر/ از این/ كاهو. »

 

از عرش تا فرشِ گیاه

قصد که سفر باشد؛ شاید گز نکرده هم بتوان رسید. چنان‌که سوار بر متروی تهران-کرج می‌توان به قصد سفر در ایستگاه ایران‏ خودرو پیاده شد و آزادشهر را هدف کرد برای دیدن باغی که نزدیک نیم‌قرن است در جوار تهران لم داده و به رهگذران راهی نداده است. هنوز مدتی نیست که راه باز کرده‌اند که مردم نیلوفر آبی ببینند و سرو شیراز و گونه‌هایی از چین و اروپا و آمریکا. از در ورودی تا اولین مجموعه‌ای از گیاهان که جلوی چشم‏مان ظاهر می‌شود راه چندانی نیست؛

باغ ملی، مجموعه‌ای است که متناسب با اهمیتش شناخته نشده است. هرچند با اقدام تازه مسوولان آن در نحوه بازدیدهای عمومی باید امیدوار بود که مردمان عاصی از شلوغی و دود و ترافیک پایتخت از این پس گروه‏ گروه به سمت آن روانه شوند. تنوع گونه‌ها در نگاه نخست، شگفت‌انگیزترین چیزی است که در این باغ به چشم می‌آید؛ بیش از سه هزار نوع گیاه. از درخت و درختچه گرفته تا گونه‌هایی که مشابه آن‏ها را تاکنون ندیده‌اید و نمی‌توانید در تصورات‏تان از گیاه، نامی رویش بگذارید. این باغ هر ساله با بیش از 250 باغ گیاه‏ شناسی در دنیا تبادل بذر می‌کند.

این‌جا چندین گروه مجموعه گیاه می‌بینید که سه گروه اصلی آن رویشگاه‌های داخلی، رویشگاه‌های خارجی و مجموعه‌های موضوعی است.

مجموعه رویشی خزر، از زیباترین مجموعه‌های موجود در این باغ است که از سال 1351 با 64 گونه درختی و درختچه‌ای از 29 تیره گیاهی ایجاد شده است. کمی آن طرف‌تر مجموعه رویشی زاگرس است، با مساحت سه هکتار که 42 گونه چوبی و 30 گونه علفی دارد. شگفت‌انگیزتر از همه اما مجموعه رویشی البرز است که اگر دل‏بسته شط و آفتابید، آن‌سوتر گل‏خانه‌ای است فرش شده از گیاهان جنوبی ایران.

 

عطش اگر بر باغ نشست، چه نامش دهیم؟

چه بی‏خیال می‌گذرد بر من، «این برهنه‌وار لمیده/ در سایه‌ی مادیانش/ بر شن/ ورا سرو بخوان/ سرو» با چای تازه، این‌سوتر چند دریاچه پر از آب و آن‏ سو برکه‌های کوچکی پر از ماهی‌ها؛ دور تا دورِ نیلوفر تک‏ افتاده‌ای می‌چرخند. چایمان را می‌خوریم و زمزمه می‌کنیم: «فردا درختی ست/ شاخه‌ها تنیده به سوی ماه/ این‏که می‌سُرد و سَرد/ روی عتیقِ شیب‌های نرم/ حال چه زیبا تنهاست.»

47 سال پیش این باغ 145 هکتاری با سه ‏هزار گونه از گیاهان، ملی شد. باغ صخره‌ای، گیاهان دارویی، پوشش قاره‌ای آمریکا، آربراتوم، باغ سیستماتیک، قطعات نمایشی، رویشگاه آذربایجان و قفقاز، پوشش گیاهی اروپا، باغ چین و ژاپن، جنگل تفریحی، گل‏خانه‌ها و نهال‏ستان، باغ میوه و بخش‌های دیگری که باغ شدند. هر باریوم اما گنجینه‌ای است از نمونه‌های گیاهان خشک با ۲۴۷هزار نمونه گیاهی. باغ گل محمدی، بلوار لاله و قاره آمریکاست که از هوش می‌بردتان .وظیفه باغبان اما تنها نگهداری و تکثیر نیست، صادرات است و تحقیق و مشاوره درباره هر آنچه دیگر نیست و تنها در ادبیات و متون مانده است؛ چون سرو چمانی که میل چمن نمی‌کند.

این باغ، مدت‌هاست به طراحان باغ‌ها و پارک‌ها و بوستان‌های شهری و شهرداری‌ها مشاوره می‌دهد. آن‏ها به طراحان و سازندگان فضاهای سبز شهر می‌گویند که چه نوع گیاهی برای کجا مناسب‌تر است.

مثلا این‌که سپیدار یا افرا را با توجه به اقلیم، ترافیک، و آب‏ وهوا بکارند یا نه! از این روست که باغ گیاه ‏شناسی ملی ایران تنها به عنوان موزه‌ای برای تماشای بازدیدکنندگان شناخته نمی‌شود و از آن می‌توان به عنوان موسسه‌ای تحقیقاتی در راستای مشاوره‌دهی به دیگر پروژه‌‌ها نیز یاد کرد. منطقه رویشی تورانی (بوته‌ها و کویرهای ایران)، منطقه رویشی هیمالیا (با کاج‌ها و کوه‌ها)، آذربایجان قفقاز (با درختچه‌ها و دشت‌ها و گل‌ها) و باغ میوه‌های بومی ایران، گل‏خانه گیاهان گوشتی ‏پیازی چه سبز نشسته‌اند این روزها.

تصاویر اما به همین‌جا ختم نمی‌شود و تاریخ دارد از خود این باغ؛ ییلاقی برای آن‏ها که از ابتدا راه داشته‌اند. تاریخی از آن‏هایی که نام‌شان بر سنگی نشسته و آن‏هایی که هیچ نامی از خودشان به جای نگذاشته‌اند. آلاچیق‌های سرپوشیده ییلاقی مخصوص آنانی بوده که نمی‌توانستند «سیزده» را در محیط‌های جمعی‌تر «به‏ در» کنند و در آلاچیق‌های مجهز به ‏در شده‌اند و درختانی که دستی در مناسبتی، بر خاک نشاندتشان؛ یکی مخصوص بالاترین مقام کشور و دیگری مربوط به دوره‌های مختلف ریاست‌جمهوری به دست رییس دولت؛

درخت اما چه می ‏داند که چگونه شده است درخت؟ سبز است و سایه‌دار و گاهی مربوط به قطعه‌ای که چین نامیده شده و گاه خزر. بهشت را نباید دست کم گرفت و از دست داد؛ بهشتی محصور در برج‌های منطقه 22 که نگرانی باغبانش تکمیل برج‌هاست. آن‏ها که آب را دیگر جرعه‌ای به باغ نمی‌دهند و خوان را بر باغ تقسیم نمی‌کنند. باغبان نگران عطش درخت‌هاست. عطشی که می‌توان بر قله البرز باغ آن را در سال‌های نه‏چندان دور با نگاهی به برج‌ها رصد کرد. عطشی که اگر به باغ نشیند دیگر عطش نیست، نابودی است.

همه چیز مهیاست، اگر قصد سفر دارید و دل آن ندارید همه طبیعت ایران را جرعه ‏جرعه بنوشید. می‌توانید در بهترین فصل باغ، ایران را در نگاهی سر بکشید و سیراب شوید از هر آن‏چه ندیده بودید.

باغ اگر این‌گونه است، چه عبث گشته بودم این سال‌ها در تک ‏درختان نارس و خشک. دل بیرون‏ شدن نیست، اما وقت تنگ است. تنها ساعتی شاید بتوان در خیل درخت‌ها و گل‌های باغ گشت و لمید. شاید از صبح تا ساعت پنج عصر، اما غنیمت است دل ‏دادن به باغ در هوای بی‌دم تهران. اگر اهل سفرید و وقتتان بی‌وقت کارهای روزانه است، دل به باغ دهید و در آن قدم بزنید. چای بنوشید. ناهار بخورید. گذر کنید و شعر بخوانید به یاد آن‏چه رفت و ... هرگز نرفت.

 

نویسنده: نگار حسینخانی

 

 

 

 

 



گردشگری گیاه شناسی



مطالب مرتبط

پر پیچ و خم به سوی طبیعت سبز
کهنه کار، اما همچنان پایدار
 این دسرهای روسی  را از دست ندهید





نظرات کابران باهوک ریویو

پربازدید ها