خرید اینترنتی کتاب و نوشت افزار

وقت استعفاست...

 

در این یادداشت از نشانه هایی می نویسم كه اگر در شغلتان با آن ها مواجه هستید، باید به طور جدی درباره ماندن در آن شغل یا ترک آن فكر كنید. ترک‏ كردن یک شغل لزوما به معنای ترک‏ كردن سازمان نیست؛ ممكن است شما گردش شغلی داشته باشید(به واحد دیگری در سازمان منتقل شوید)، یا ممكن است ارتقا بگیرید. اما این نشانه ها به شما اخطار می دهند كه یک جای كار می لنگد و بهتر است به فکر استعفا، گردش شغلی یا چانه زنی برای ارتقا باشید.

 

درود بر مكبث كه پادشاه خواهد شد

ممكن است این شرایط برایتان پیش آمده باشد كه یک پست سازمانی بالاتر خالی شده و شما انتظار دارید كه شما را منصوب كنند، اما افراد دیگری از داخل یا بیرون از سازمان آن شغل را می گیرند. یا ممكن است كه سازمان شما آن قدر كوچك باشد كه موقعیت های شغلی در آن بسیار محدودند و شما مطمئن هستید كه تا سال ها فرصتی برای ارتقا در آن سازمان نخواهید داشت. شما می بینید كه همکلاسی های قدیمی تان پله پله ارتقا می یابند و سرپرست و رییس و مدیر و معاون می شوند و شما نه تنها در چند سال گذشته هیچ ارتقایی نصیب تان نشده، بلكه حتی امید به دست آوردن آن را هم در آینده نزدیک ندارید.

اگر شما به این نتیجه برسید كه در شغل كنونی تان فرصتی برای ارتقا وجود ندارد یا ارتقای شغلی شما ناكافی و زمانبر خواهد بود، این نتیجه گیری می تواند نشانه ای باشد برای اینکه باید شغل تان را عوض كنید. اینکه ‏چقدر باید این نشانه را جدی بگیرید، بستگی به میزان جاه طلبی شما دارد. بعضی افراد بیش تر به دنبال ارتقای شغلی هستند، در مقابل بعضی دیگر چندان حوصله و انگیزه جنگیدن برای مناصب بالاتر را ندارند و ترجیح می دهند یک گوشه بنشینند و نان و ماست شان را بخورند. 

نمی خواهم مثل آن سه پیرزن در نمایش نامه مكبث وسوسه قدرت طلبی را در دل شما بیدار كنم، اما خوب است كه شما هم به فكر ارتقای شغلی باشید.

 

كار در دیزنی لند

تصویر ذهنی مطلوب  آدم ها از یك محیط كاری متفاوت است. شما هم سلیقه خاص خودتان را دارید؛ اما اگر محیط كارتان را نمی پسندید و اگر ارتباط مناسبی با همكارانتان ندارید، ممكن است این مسأله منجر به استعفای شما شود. ممكن است شما به دنبال یک محیط كاری پرانرژی و پرجنب و جوش باشید اما از بد روزگار سر از اداره ای درآورده اید كه همه در آن چرت می زنند. ممكن است شما فردی سنتی باشید و همكاران تان متجدد باشند یا برعكس. ممكن است همكارانتان سال ها سابقه

دوستی با هم داشته باشند و شما را میان خودشان نپذیرند. ممكن است محیط كار شما پرتنش باشد، ممكن است برخی خصوصیات فرهنگی در محیط كار باشد كه شما نمی پسندید (ریاكاری، چاپلوسی، زیرآب زنی و ...)

در نهایت شما زمان زیادی از زندگیتان را در كار سپری می کنید و اگر این محیط برای شما دلچسب نیست می تواند یکی از دلایل ترک ‏كردن كار باشد. قرار نیست محیط كار برای من و شما مثل دیزنی لند باشد، اما چه بهتر اگر باشد!

 

رییس بد

مشهور است كه می گویند «افراد شغلشان را ترك نمی کنند بلكه رییسشان را ترك می کنند».

به عبارت دیگر داشتن ارتباط خوب با رییس یکی از عوامل مهم ماندن یا نماندن در یک شغل است. ممكن است شما مهندس خوبی باشید، اما اگر رییستان از شما خوشش نیاید، می تواند طوری با شما رفتار كند كه انگار شما یک آدم بی مصرف هستید، كارمندی كه هر كاری انجام می دهد، پر از ایراد است، «اصلا صبر كنید ببینم، چه كسی این انگل را استخدام كرده است؟» تحمل چنین رییسی در كار دشوار است. گاهی نیز شما احساس می کنید كه رییستان لیاقت ریاست بر شما را ندارد. اگر شما حس كنید رییستان آدم بی سواد و بی کفایتی است كه فقط به اتكای شانس یا نفوذ پسرخاله اش توانسته موقعیتی بالاتر از شما بیابد، این دیدگاه منفی شما، چه درست باشد و چه نباشد، به تدریج تحمل او را سخت خواهد كرد.

 

 

می خواهی خلبان شوی یا لاستیک فروش؟

آدم ها علایق متفاوتی دارند. برخی مشاغل فنی را دوست دارند، بعضی كارهای خلاقانه را بیش تر دوست دارند، بعضی افراد دوست دارند در مشاغلی باشند كه همراه با تعامل با آدم های دیگر است. اگر علایقتان را درست تشخیص نداده اید یا به اجبار شغلی را بر عهده گرفته اید كه باب طبع تان نیست، خوب است كه درباره تغییر شغلتان فكر كنید.

همۀ آدم ها از تغییر شرایط واهمه دارند اما خیلی وقت ها این ترس بی اساس است. این نكته طلایی را به خاطر داشته باشید: احتمال اینکه شما در شغل مورد علاقه تان موفق باشید بیش تر از احتمال موفقیت در شغلی است كه آن را از روی اجبار و ترس از بیکاری و بی پولی انجام می دهید؛ پس برای ترک كردن شغلی كه به آن علاقه ندارید دل و جرأت بیش تری به خرج دهید.

 

امروز چه چیزی یاد گرفتی؟

جایی خواندم كه اگر به جایی رسیدید كه می توانید تنظیمات شغلتان را روی اتوپایلوت بگذارید و نیمه خواب-نیمه بیدار كارتان را انجام بدهید، بهتر است به تغییر شغلتان فكر كنید.

وقتی شما شغل جدیدی را آغاز می کنید، نكات آموزنده زیادی برای شما دارد؛ اما پس از مدتی دیگر شما چیز جدیدی یاد نمی گیرید. با تكرار فعالیت ها، ظرایف كار را حفظ شده اید و آن شغل بیشتر از آن فرصتی برای اعتلای حرفه ای شما نخواهد بود.

 

به چالش جدید سلام كن

گاهی وقت ها شما خودتان متوجه کم شدن كارایی تان می شوید، گاهی وقت ها نیز همكارانتان یا رییستان این مسأله را می فهمند و به شما اطلاع می دهند. خبر بدی است كه شما دیگر مثل گذشته نمی درخشید. دیگر آن روزها كه با خلاقیت، نوآوری و تیزبینی كارهایی را انجام می دادید كه همه متعجب می شدند، گذشته است. نمره شما در ارزیابی عملكردهایی كه انجام می شود، پایین می آید، دیگر در جلسات مختلف صحبت از شایستگی های شما نیست و دیگر همكارانتان به شما حسودی نمی کنند. در سراشیبی افتاده اید و كاراییتان در حال كم شدن است. كاهش كارایی هم می تواند یکی از نشانه هایی باشد كه شما به تغییر شغل نیاز دارید. شما به یک چالش جدید نیاز دارید تا دوباره بتوانید توانمندی های خاک گرفته تان را از پستو بیرون بیاورید.

 

لعنت به صبح شنبه

آیا وقتی صبح از خواب بیدار می شوید زیر لب می گویید:

«اَه، دوباره باید برم سر كار؟»

آیا به دلیل فشار كار و تنش با همكاران دچار سردرد و اسپاسم عضلانی می شوید؟ مصرف سیگارتان زیاد شده؟ آیا مدام درباره شغلتان غر می زنید؟ آیا از اینکه مریض بشوید و توی خانه بمانید خوشحال می شوید؟ همه اینها علائمی هستند از اینکه جسم و روح شما در این شغل آزار می بیند. ممكن است بتوانید با تغییر برخی شرایط دوباره به وضع مناسب برگردید. مثلا برای كاهش فشار كاری چاره ای بیابید، یا همكارتان را كه شما آزار می دهد، سر جایش بنشانید و ...

اما اگر این شیوه ها موثر نبود و هم چنان جسم و روح شما علائم تكرارشونده ای را برای شما فرستادند، بهتر است این علائم را جدی بگیرید. سلامت شما مهم تر از كار شما است! كار باید به زیباترشدن زندگی شما کمک كند. نه دوران ما دوران مصر باستان است و نه شما بردگان مأمور ساخت اهرام ثلاثه اید. شما لیاقت یک شغل خوب را دارید. شغلی كه در آن صبح شنبه و شروع دوباره هفته برای تان كابوس نباشد.

 

صبر، صبر، صبر

در نهایت باید بگویم اگر تصمیم به استعفا گرفتید، بهتر است سنجیده عمل کنید. ببینید که آیا موقعیت مناسب جایگزینی در اختیار دارید؟ چقدر به حقوقتان وابسته اید؟ چقدر پس انداز دارید؟ چقدر طول می کشد شغل جدیدی بیابید؟

شاید بهتر باشد استعفادادن را تا پیداکردن شغل جایگزین عقب بیندازید. شاید بهتر باشد در همان سازمانی که اشتغال دارید واحد کاریتان را عوض کنید. فرمان زندگی تان را به دست خشم نسپارید. شجاع باشید و در عین حال صبور.

 

نویسنده: صادق نوابی

 







مطالب مرتبط

در مصاحبۀ شغلی چه سوالاتی بپرسیم؟
نقش کار آفرینی در جامعه
نجات محیط زیست با ظروفی از جنس برگ





نظرات کابران باهوک ریویو

پربازدید ها