خرید اینترنتی کتاب و نوشت افزار

پایان کلاه مخملی سینما

ناصر ملک مطیعی شامگاه دیشب در سن هشتاد و هشت سالگی درگذشت. یکی از بزرگ ترین ستارگان فیلم های پیش از انقلاب و بدنۀ سینمای ایران.

او که متولد فروردین 1309 خورشیدی تهران بود، سابقۀ بازی های درخشانی در سینمای پیش از انقلاب را داشت. در روزگاری که سینما رفتن مهم ترین تفریح مردم به شمار می رفت و شب جمعه های خیابان لاله زار شلوغ ترین مکان و پاتوق فیلم دوستان می شد، ناصر ملک مطیعی با سینما پیوند خورد. مسبب این پیوند پدرش بود که مالک سینما شرق در خیابان سیروس تهران بود. او در سن نوزده سالگی به هنرستان شبانۀ هنرپیشگی رفت تا به طور علمی در این رشته تحصیل کند. در همان جا بود که با ژاله علو آشنا شد و او برای تشویق ناصر ملک مطیعی از شباهت چهرۀ او با تایرون پاور هنرپیشۀ سرشناس آمریکایی به او می گفت.

نیمۀ دوم دهۀ بیست را می توان تولد دوبارۀ سینمای ایران دانست. زمانی که تکنولوژی های تازه به سینما وارد شده بود و این صنعت در حال تغییر و پیشرفت بود.

در بهمن ماه 1328دکتر اسماعیل کوشان اولین تهیه کنندۀ فیلم ناطق فارسی و موسس پارس فیلم (میترا فیلم) به همراه پرویز خطیبی تصمیم به ساخت فیلمی با عنوان «واریتۀ بهاری» داشتند. ناصر ملک مطیعی در همان زمان عکس و آدرس خود را به این موسسه فرستاد و پس از یک سال برای اجرای نقشی کوتاه در این فیلم پذیرفته شد. این اولین حضور او در سینما بود. واریتۀ بهاری را پرویز خطیبی به صورت نمایشنامه ای کمیک در سه پرده نوشته بود و در این فیلم بازیگران دیگری چون عزت اله انتظامی، تقی ظهوری و نصرت کریمی حضور داشتند. با آنکه در آن زمان و تا سال ها بعد امکان ضبط صدا سر صحنۀ فیلم وجود نداشت، صدابرداری «واریتۀ بهاری» سر صحنه و به واسطۀ تجهیزاتی که مهندس کامرانی خودش ساخته بود، صورت گرفت.

نیمۀ ابتدایی دهۀ سی، سال های رشد نخستین درام های خانوادگی سینما بود. «مهدی رئیس فیروز» جوانی که در آن روزها علاقمند به فیلمسازی بود و تنها بیست و یک سال داشت برای از دست ندادن فرصت فیلمسازی پیش روی «محسن بدیع» تهیه کنندۀ فیلم، بلوفی زد که فیلمنامه ای با مشخصات فیلم او آماده دارد و پس از استقبال بدیع، ناچار شد یک شب تا صبح مشغول نوشتن فیلمنامه ای شود که بعدتر فیلم آن تحت عنوان «ولگرد» ساخته شد. از آنجاییکه عوامل فیلم قصد داشتند از بازیگرهای تازه نفس و جوان استفاده کنند، از بازی ناصر ملک مطیعی در این فیلم استفاده شد. او برای بازی در این فیلم مبلغ هزار و پانصد تومان دریافت کرد و این اولین دستمزد او در صنعت سینما بود.

موفقیت فیلم «ولگرد» به اندازه ای بود که دکتر کوشان از ملک مطیعی خواست تا بازیگر نقش اول فیلم بعدی اش، «افسونگر» و در کنار ژاله علو و دلکش باشد. علی رغم نقدهایی که به این فیلم وارد شد، اما نقش پررنگی در تبدیل ناصر ملک مطیعی به ستارۀ سینما داشت. سپس در فیلم های «گرداب» و «غفلت» نقش آفرینی کرد و نشان داد بهترین انتخاب کارگردانان برای ایفای نقش اول فیلم هاست. نقش آفرینی های او در فیلم ها گاها آموزنده بود و سبب می شد تا برخی افراد از کارهای خلاف توبه کنند و آن را انجام ندهند.

دکتر کوشان تهیه کنندۀ فیلم «غفلت» که با اقامت در کشورهای اروپایی شاهد افتتاحیه فیلم های زیادی بود، در بهمن سال سی و دو در «سینما متروپل» برای این فیلم نمایش افتتاحیه ای در نظر گرفت و به این ترتیب ناصر ملک مطیعی نخستین ستارۀ تاریخ سینمای ایران بود که در نمایش افتتاحیۀ فیلمش حضور پیدا می کرد.

ناصر ملک مطیعی در طی دوران بازیگریش، بازی در نقش های متفاوت را هم تجربه کرد. می توان به نقش او در فیلم «چهارراه حوادث» اشاره کرد. او برای این نقش در ازای دریافت ماهی هزار تومان، متعهد به بازیِ دو فیلم در هر سال شد. ساخت چهارراه حوادث یک سال به طول انجامید و او با گرفتن دوازده هزار تومان در سال، بالاترین دستمزد را در میان بازیگران گرفت. او در این فیلم در کنار بازیگرانی چون ویگن و آرمان که توسط ساموئل خاچیکیان، کارگردان فیلم، به تازگی کشف شده بودند، ایفای نقش کرد و فیلم در سال سی و چهار به نمایش عمومی درآمد.

 

بعد از آن فیلم «طلسم شکسته» به کارگردانی سیامک یاسمی که داستانش فضایی روستایی داشت، به طور رسمی در بهمن ماه سال سی و هفت در جشنوارۀ فیلم کراچی و در تیر سال سی و هشت در جشنوارۀ برلین شرکت داده شد. در سال چهل و یک اولین کارگردانی فیلم «سوداگران مرگ» را به عهده گرفت و علاوه بر بازیگری کارگردانی سینما را هم تجربه کرد. او در این فیلم بر خلاف فیلم های رایج آن زمان، دوربین را از استودیو خارج کرد و در لوکیشن های واقعی فیلمبرداری کرد.

به عقیدۀ او فیلم می بایست از بطن زندگی مردم باشد تا آن ها با فیلم ارتباط برقرار کنند. کاراکتر ناصر ملک مطیعی در دل مردم جای خود را باز کرده بود. شخصیتی بامرام و معرفت که احقاق حق می کرد و محبوب دل ها شده بود.

شکل و شمایل او در کلاه شاپو و کت و شلوار به سبک لوتی ها، باعث موفقیت او در گیشه شد که در چند فیلم توسط کارگردانان استفاده شد و باعث تثبیت حضور این بازیگر کلاه مخملیِ سینما شد. سرانجام نوبت به فیلم «قیصر» می رسد و ناصر ملک مطیعی با همان کت و شلوار و کلاه و اخم معروفش از راه می آید. ترکیب بازی ناصر ملک مطیعی و بهروز وثوقی و موسیقی اسفندیار منفردزاده فیلم را به یکی از ماندگارترین صحنه های بازی او برای سالیان سال تبدیل کرد. همان زمانی که ناصر ملک مطیعی در نقش فرمان چاقو می خورد و فریاد می زند: قیصر کجایی که داداشت و کشتن... ، مسعود کیمیایی دیالوگ را می پسندد، روی ناصر را می بوسد و یکی از خاطره انگیزترین صحنه های سینمای ایران ثبت می شود.

سال چهل و نه خورشیدی برای او سالی پربار بود و در همان سال جایزۀ سپاس را به طور مشترک با بهروز وثوقی دریافت کرد. سپس در سال بعد مجددا جایزۀ سپاس را برای بازی در فیلم «سه قاپ» از آنِ خود کرد.

او پس از انقلاب از عرصۀ سینما که دلبستۀ آن بود، کنار گذاشته شد و اما در زادگاهش ماند و آن را ترک نکرد. او در عین حال که عاشق عالم بازیگری بود، به دلیل ممنوعیت حضور در سینما، شغل های مختلفی را امتحان کرد تا از این راه امرار معاش کند. از دایر کردن قنادی گرفته تا مشاور املاک و در نهایت تنها توانست در سال نود و دو در فیلم «نقش نگار» بازی کند. او امروز درحالی زندگی را بدرود گفت که حسرت حضور در سینما را هم با خود برد. حسرتی که چهل سال آن را به دوش کشید.



سینمای ایران ناصر ملک مطیعی








نظرات کابران باهوک ریویو

پربازدید ها