خرید اینترنتی کتاب و نوشت افزار

عشق های صاعقه وار، روابط حقیقی نیستند!

اگر با قلم اوریانا فالاچی آشنا باشید شاید بتوانید حدس بزنید کتابی که از آن حرف خواهم زد، چه مفاهیمی را مطرح خواهد کرد؛ 

پنه لوپه به جنگ می رود؛ ماجرای دختر 26 ساله ی ایتالیایی است که برای یک سفری کاری به آمریکا می رود. او به شهری می رود که در نوجوانی عاشق یکی از اهالی آن شهر بوده است. اما این عشق ناکام رها شده بود. او در نیویورک ریچارد را پیدا می کند و رابطه بینشان از سرگرفته می شود.

از طرفی هنوز چند ماه نیست که جوانا  و مرد جوان ایتالیایی، فرانچسکو وارد رابطه شده است. اما عشق قدیمی، او را فراموشکار می کند.

این که چرا این نام برای کتاب انتخاب شده است، بر می گردد به داستان های اساطیر یونان. پنه لوپه نام همسر باوفای ادیسه بود. زمانی که ادیسه به جنگ تروا می رود، پنه لوپه بیست سال به او وفادار می ماند. با وجود خواستگاران و سینه چاکان فراوانی که داشت، هرگز به فراموشی ادیسه تن نمی دهد. پنه لوپه برای خلاص شدن از اصرار ها و پافشاری های خواستگارانش، وعده می دهد که هر وقت پارچه ی توری ای که مشغول بافتنش است، به اتمام برسد، به یکی از خواستگارانش جواب مثبت می دهد. اما چون قصد نداشت بافتن تور را تمام کند، هر چه در روز می بافت، هنگام شب می شکافت.

برخلاف پنه لوپه، جوانا برای بازیابی احساسات فروخورده ی خود به ماندن در کنج خانه و انتظار تن نمی دهد.

فرانچسکو که می داند در دل جوانا چه می گذرد، هنگام رفتنش به او می گوید: تو ادیسه را در خاطرم زنده می کنی که به فتح دیوارهای تروا می رود. ولی عزیز من تو ادیسه نیستی، پنه لوپه هستی. می فهمی یا نه؟ نباید به جنگ بروی. خودت را با بافتن تور مشغول کن. چرا نمی فهمی؟ زن نمی تواند مرد باشد.

در این کتاب علاوه بر جنس دوم نشان دادن زنان حتی در جوامع متمدن، به مفاهیم سرمایه داری و تجملات نیز اشاراتی می کند.

جوانا در نامه ای که از نیویورک برای فرانچسکو می نویسد می گوید: «خانه ی تو آنجایی نیست که در آن متولد میشوی ، خانه تو آنجاست که وقتی به عقل میرسی و میتوانی تصمیم بگیری که چه چیز را دوست داری و چه چیز را دوست نداری ، خودت برای بقیه ی سالهای عمرت انتخاب میکنی».

جوانا پس از سفر به آمریکا با اندیشه های سرمایه داری و ارزش های مادی چنین جوامعی رو برو می شود. چیزی که در ابتدای امر چنین به نظر نمی رسید.

در واقع موضوع دومی که فالاچی در این کتاب به آن اشاره کرده است، سرد و بی روح بودن آدم های این شهر است. چون برای پول زندگی می کنند و برای تجملات مشمئزکننده می جنگند:

«ما یه مملکت بدون سایه روشن هستیم! همه چی اینجا یا سفیده یا سیاه! مردم همه چی رو بدون سایه روشن می بینن! همه چی یا سفیده یا سیاه مطلقه! نمی خوام روزی که می فهمین چیزی که الان به چشتون یه بهشت سفیده، یه جهنم سیاه باشه».

 

اوریانا فالاچی بیش از هرچیز شهرتش را مدیون قلم جسور و صریحش در زمینه جنگ و سیاست است. بیشتر نوشته های اوریانا فالاچی یا درمورد جنگ است، یا مصاحبه هایی جنجالی با بزرگان تاریخ معاصر بوده است. از آنجایی که فالاچی از نه سالگی طعم جنگ (جنگ جهانی دوم) را به خوبی چشیده است و به عنوان چریک ضد فاشیسم در این جنگ فعالیت داشته است، خیلی دور از ذهن نیست که بیشتر نوشته های او از جنگ و درباره ی جنگ باشد و حتی رمانش را هم به جنگ بکشاند.

زن و جنگ دو مفهومی است که در تمام آثارش از آنها سخن به میان آورده است. عنوان اصلی این کتاب هم،« پنه لوپه در جنگ است»، می باشد. اما به این دلیل که با نام « پنه لوپه به جنگ می رود» برای فارسی زبانان شناخته شده است، از همان عنوان برای کتاب استفاده شده است.



نویسنده معرفی کتاب پنه لوپه به جنگ می رود اوریانا فالاچی








نظرات کابران باهوک ریویو

پربازدید ها