خرید اینترنتی کتاب و نوشت افزار

پنجره‌ای به سوی گلستان

چند سالی است هر شب با هم کتاب می‌خوانیم؛ از داستان‌های کوتاهی که گاه در یک شب سه-چهار تا می‌خواندیم تا رمانی که حدود یک ماه طول می‌کشید. بسیاری از داستان‌های کوتاه هانس کریستین آندرسن -در مجموعۀ ۱۱۰ قصه از هانس کریستین آندرسن-، رمان‌های کودک و نوجوان مثل بچه‌های راه آهن، نجیب‌زاده کوچک، آخرین گودال، خانه کوچک، بابالنگ‌دراز، هایدی، سنگ صبور، دختر نارنج و ترنج و ... را خواندیم.

بچه‌هایم الان ده ساله و هشت ساله‌ هستند. پس از چند سال داستان‌خوانی، بهشان پیشنهاد دادم که گلستان سعدی را بخوانیم. پیش از آن با سعدی کمابیش آشنا بودند. سرمشق‌های خط تحریری را از اشعار سعدی می‌نوشتم. گمان می‌کردم که از گلستان استقبال نشود. متن، متن کهن بود و بسیاری از کلمات برای بچه‌ها و حتی بزرگتر‌ها نا‌آشنا. گاهی صورتی نصیحت‌گونه داشت و گاه عناصر دنیای قرن هفتم برای بچه‌های امروز ناملموس بود. توقف سر هر جمله برای توضیح واژگان و بعد فهم جمله خسته‌کننده است. به هر صورت با همه این مشکلات و مشکلات دیگر بر آن شدیم که گلستان را بخوانیم.

از باب هشتم شروع کردیم؛ در آداب صحبت. از اول شروع نکردیم. دیباچۀ گلستان، متن سختی است. پر است از آرایه‌های ادبی و واژگان غریب. «گردش روزگار عیش ربیعش را به طیش خریف مبدل نکند» باب هشتم را از این جهت انتخاب کردیم که پاره‌پندهای کوتاه و آهنگینند و کودک به سادگی می‌تواند در ذهنش بسپارد. «سخنی که دانی دلی بیازارد تو خاموش تا دیگری بیارد.» همۀ باب هشتم را نخواندیم؛ پاره‌هایی  را خواندیم که ساده‌تر و قابل فهم بودند. یکی دو بار من می‌خواندم. واژه‌های جدید را توضیح می‌دادم. بعد از بچه‌ها می‌خواستم متن را بخوانند و گاهی وسطش ازشان می‌پرسیدم. روز بعد، پاره‌ها و حکایت‌های شب‌های گذشته را با هم مرور می‌کردیم.

در همین باب هشتم، درباره نترسیدن از پرسش «امام مرشد محمد غزالی را رحمة‌الله علیه پرسیدند چگونه رسیدی بدین منزلت در علوم. گفت: بدانکه هر چه ندانستم از پرسیدن آن ننگ نداشتم.» آداب گفتگو با دیگران، نقدپذیری «متکلم را تا کسی عیب نگیرد، سخنش صلاح نپذیرد» و ... را خواندیم.

خواندن گلستان یا متن کهن دیگر با کودکان، با همۀ‌ دشواری‌هایش کودک را با متن نامأنوس قدیم آشنا می‌کند. متون کهن بخش قابل توجهی از میراث علمی و فرهنگی ماست و فهم متن کهن، دسترسی به میراثی گرانبهاست. از این جهت، خود گلستان را خواندیم نه بازنویسی‌های امروزی گلستان را حتی اگر دشوارتر و کندتر بود. طبعاً‌ دایرۀ واژگان کودک آرام‌آرام بیشتر و بیشتر می‌شود.

گلستان علاوه بر اینکه متنی کهن است و آشنایی با متن کهن به خودی خود ارزشمند است،‌ متنی تربیتی نیز هست. «که سعدی هر چه گوید پند باشد» داستانی را نقل می‌کند، گوشه‌ای از زندگی انسانی را به تصویر می‌کشد و راستی و درستی رفتار را نشان می‌دهد. سعدی تلاش می‌کند در حکایت‌هایش به گونه‌ای سخن گوید که سخنش مثل شعار شود و در ذهن بماند و ضرب‌المثل شود. می‌توان تلاش سعدی در گلستان را علاوه بر تصویرسازی از رخدادهای مختلف زندگی انسانی، شعارسازی برای تربیت دانست. شعاری که در یاد می‌ماند و حک می‌شود و می‌شود قانون و قاعدۀ زندگی.

این شعار‌های پندگونه از آن جهت که در ذهن می‌مانند، هم سودمندند و هم گاهی ناسودمند و حتی مضر. سعدی برای روزگار قرن هفتم است و پیش از دنیای مدرن. بسیاری از ارزش‌های گذشته، دگرگون شده‌اند. سعدی از تنبیه در تربیت دفاع می‌کند. «جور استاد به ز مهر پدر» یا مشورت با زنان را تباه می‌شمارد. «مشورت با زنان تباه است و سخاوت با مفسدان گناه» این واژگان می‌توانند شعار شوند؛ شعارهایی که با ارزش‌های زندگی امروز ناسازگارند. من بخشی از این‌ها را نخواندم و گذر کردم. اما همین نادرستی کلمات سعدی، بستر مناسبی برای رشد تفکر انتقادی کودک است. سعدی در گلستان نقش مربی را دارد. مربی‌ای که در طی قرن‌ها باقی مانده است و بزرگ است. کودک در برابر میراث کهنی می‌ایستد. می‌توان کلمات سعدی را نقد کرد و از کودک درستی و نادرستی‌اش را پرسید و به کودک این اجازه را داد که کلمات سعدی را که قرن‌ها می‌درخشد، نقد کند و نپذیرد. مرزهای باریکی دارد. باید بزرگی سعدی را حفظ کرد و خطایش را نیز گفت و نپذیرفت.

پس از باب هشتم، باب هفتم را خواندیم. در تأثیر تربیت. پس از آن، حکایت‌هایی را که شیرینی بیشتری داشت، از باب‌های دیگر انتخاب می‌کردیم و می‌خواندیم. مانند حکایت غلام عجمی در کشتی، کاروانی در زمین یونان بزدند، ناخوش آوازی به بانگ بلند قرآن همی خواند و ... پس از آنکه با متن گلستان آشنا شدند، بعد از یکی دو ماه، دیباچه را خواندیم و از سختی‌های شیرینیش گذشتیم.

آشنایی با متن کهن، دایرۀ‌ واژگان را بالا می‌برد. ساخت متفاوت کلام و جمله را آموزش می‌دهد. به کمک نرم‌گفتاری می‌آید. مثلاً می‌خواهید به کسی که در میان کلام دیگری پریده است اعتراض کنید. کلمات عادی، نوعی از تندی را دارند. اما می‌توان با خواندن «میاور سخن در میان سخن» آن تندی و سختی کلام را زدود و مهم‌تر از همه دروازۀ شهر میراث کهن ادبی-عرفانی و ... فارسی را بر ما می‌گشاید.

 

 

 

 







مطالب مرتبط

محبوب ترین موش دنیا
هیچکس قطعه گمشده کسی نیست
قصۀ دیروزها، راز فرداها





نظرات کابران باهوک ریویو

پربازدید ها