خرید اینترنتی کتاب و نوشت افزار

انتقام در فضایی عاشقانه

 امیلی برونته دومین خواهر از سه خواهر نویسندۀ برونته بود که در انگلیس به دنیا آمد و شهرتش را مدیون تنها رمان خود؛ «بلندی های بادگیر» یا «عشق هرگز نمی میرد» است. امیلی برونته دختری اسرارآمیز بود که تنها سی سال عمر کرد. خواهران برونته فرزندان پاتریک برونته کشیش فقیر و خشمگین بودند که احساسات و هیجانات فروخوردۀ خود را در قالب رمان به رشتۀ تحریر درآوردند. آن ها انسان های عصر ویکتوریایی انگلستان بودند. دورانی که پس از انقلاب صنعتی پیشرفت های علمی و صنعتی رشد می کرد و از طرفی بحران های اقتصادی به مردم فشار می آورد. امیلی فرزند پنجم از شش فرزند خانوادۀ برونته بود. مادرشان هنگام کودکی آن ها از دنیا رفت و تربیت آن ها به عهدۀ پدرشان افتاد.

دو خواهر بزرگ تر نیز هنگام نوجوانی از بیماری سل مردند. پدر سخت گیرشان به آن ها اجازۀ معاشرت با دیگر بچه های دهکده را نمی داد و ممنوعیت هایی برای اینکه مبادا به زندگی دنیوی دل ببندند، برایشان وضع کرده بود. بنابراین تخیلات سه خواهر در دشت ها و علفزارها، ایدۀ داستان هایشان را رقم زد. علیرغم فقدان آموزش رسمی، امیلی و خواهران و برادرش اما به طیف گسترده ای از مطالب منتشر شده دسترسی داشتند.

سه خواهر برونته پس از اینکه بزرگ تر شدند و توانستند با کار زندگی مستقلی برای خودشان بسازند، به بروکسل رفتند تا زبان فرانسه بیاموزند؛ اما با مرگ عمه شان به دهکده بازگشتند. زندگی آن ها فراز و نشیب عجیبی داشت.

همۀ فرزندان در جوانی در دنیا رفتند و شاهکارهای ادبی شان پس از مرگشان مشهور شد. بلندی های بادگیر رمانی از امیلی برونته است که در زمانی که زنده بود چندان مورد استقبال قرار نگرفت اما پس از آن به عنوان یک شاهکار ادبی با استقبال زیادی روبرو شد.

امیلی در سال 1838 هنگامی که بیست ساله بود، به عنوان معلم در مدرسه ای در منطقۀ هالیفکس مشغول به کار شد. سلامت جسمی او به خاطر فشار کاری 17 ساعته شکسته شد تا اینکه در آپریل 1839 به خانه بازگشت. پس از آن او به دختری تبدیل شد که در خانه می ماند و کارهای منزل را انجام می داد. امیلی بدون هیچ آموزشی زبان آلمانی را آموخت و پیانو می نواخت. اما امیلی دختری سرکش و پرشور و موجودی بود که با عقده های دوران کودکی بزرگ شده بود. تنها دوست او یک بولداگ بود که یک روز او را تا سر حد مرگ کتک زد.

بلندی های بادگیر همچون طبع نویسنده اش تند و سرکش است. پر از سختی و هیجان و توصیف عشق و نفرتی که خود امیلی برونته هیچ گاه تجربه نکرد. این کتاب را او در سال 1847 چاپ کرد که امروزه رمان کلاسیک شاخصی از دورۀ ویکتوریایی محسوب می شود. دورانی که اختلاف طبقاتی بیداد می کرد و زنان تحت سلطۀ بی چون و چرای مردها بودند. اکثر منتقدان ادبی تا اوایل قرن بیستم بر این باور بودند که کتاب «جین ایر» بهترین یادگار خواهران برونته است اما با گذشت زمان، «بلندی های بادگیر» نیز با استقبال گسترده ای روبرو شد و طرفداران زیادی پیدا کرد.

 به طوری که هر دو کتاب امروزه از برجسته ترین آثار کلاسیک ادبی به شمار می روند.

تاکنون آثار زیادی از جمله فیلم، تئاتر و آلبوم موسیقی از رمان «بلندی های بادگیر» اقتباس و الهام گرفته شده است.

روایت داستان

هیتکلیف نوزاد کولی و رها شده ای است که آقای ارنشاو او را به سرپرستی گرفته و بزرگ کرده است. پسر خانواده از ابتدا به دشمنی با او می پردازد. اما دختر خانواده آتش عشق او را در قلب خود می پروراند. مرگ آقای ارناشو و اختلاف طبقاتی و مخالفت پسر خانواده سببب می شود کاترین ارنشاو با ادگار لنیتون ازدواج کند. هیتکلیف سه سال پس از ناپدید شدنش با ثروت هنگفتی برای انتقام از این خانواده بازمی گردد. بازگشت او مساوی با سلب آرامش از دو نسل این خانواده است.

 رفتار هیتکلیف در تناقض با ظاهر اوست که شبیه یک نجیب زاده به نظر می رسد، اما حرکات ناپسندی از او دیده می شود. به طور کلی داستان، روایت ساکنان خانه ای است که روی یک تپه و در معرض باد ساخته شده و عشق آتشین و مشکل داری که میان هیتکلیف و کاترین ارنشا جریان دارد. عشقی که به سرانجام نمی رسد و باعث می شود هیتکلیف از کاترین انتقام بگیرد. بلندی های بادگیر راوی عشق و انتقام است با شخصیت هایی که آمیزه ای از لطافت و خشونت و مهر و کین هستند.

اگرچه این رمان جزوی از آثار برتر کلاسیک انگلیسی است اما در دهه های اخیر منتقدان مسائلی مانند نابرابری جنسیتی، ریاکاری و اختلاف طبقاتی ای که در مضمون داستان وجود دارد، را به چالش کشیده اند.

با همۀ این ها «بلندی های بادگیر» چنان شاخص و محبوب شد که امیلی برونته با آن به بلندی های ادبیات صعود کرده است.



معرفی کتاب امیلی برونته بلندی های بادگیر جین ایر








نظرات کابران باهوک ریویو

پربازدید ها