خرید اینترنتی کتاب و نوشت افزار

ردپای ادبیات بر پرده سینما

کتاب یا فیلم کتاب جذاب ترند؟ طبق پژوهش های انجام شده در کشورهای پیشرفته آمار کسانی که مایلند ابتدا کتاب بخوانند و بعد فیلم اقتباس شده از آن را  تماشا کنند بسیار بالاتر از کشورهای در حال توسعه است. سالیان طولانی از باز شدن دریچه های دنیای بیکران ادبیات در هنر هفتم می گذرد ودر واقع سینما بخش مهم و پر حجمی از قصه ها و سناریوهای خود را وامدارعرصه ادبیات است. داستان ها یی که از نظر شخصیت پردازی، روایت فضاهای بکر، تخیل و تصویر سازی های بدیع، فیلمسازان زیادی را وسوسه می کند تا در این ارتباط بی واسطه بتوانند به موفقیت های چشمگیری دست یابند.

با این اوصاف همچنان درآمار کلی لذت جادویی خواندن کتاب دربسیاری از کشورها دررتبه بالاتری قراردارد چرا که با خواندن کتاب ذهن به جستجو و  کنکاو درتجسم شخصیت ها می پردازد و حس و ارتباطی که گاها در همزاد پنداری با شخصیت ها و یا بالعکس تنفر و انزجار از آنها می گیرد بسیار ملموس و لذت بخش تر از دیدن تصاویری است که آماده از مقابل چشم عبور می کند.

فیلم هایی که جوایز متعددی را از آن خود کردند و مخاطبین زیادی را به سمت گیشه های سینما کشاندند. فیلم های موفقی چون کشتن مرغ مقلد، ارباب حلقه ها،رمز داوینچی،سکوت بره ها،دختری در قطار،تاوان، پرواز بر فراز آشیانه فاخته ،جاده و ...

اما سوالی که همیشه مطرح می شود این است که آیا هنر هفتم برنده خوش شانس چنین ارتباطی است؟ یا اینکه ادبیات هم از این ارتباط سود برده است؟

بی تردید نمی توان از موفقیت چشم گیر تعدادی از این گونه فیلم ها به راحتی گذشت چرا که در بعضی از موارد این گرایش سینما به ادبیات نبود که توانست موفقیت و اعتبار را از آن خود کند. بعضا فیلم های موفقی نیز بودند که توانستند بسیار موفق تر از کتاب های منبع الهامشان به مخاطبین معرفی شوند. فیلم هایی که به واسطه موسیقی، جلوه های ویژه و مشخصا بازیگران خوبشان تقریبا نامی از کتاب بر جای نگذاشتند. از نمونه های بارز اینگونه آثار هم می توان از تغییر در پایان مه، باشگاه مشت زنی، جایی برای پیر مردها نیست، و بسیاری از موارد  مانند شاهکار دنیای سینما یعنی فیلم پدر خوانده نام برد.      

سالیان متمادی ادبیات کشورهای مختلفی دستمایه ساخت فیلم های زیادی بودند. اما در ادامه مطالب می خواهیم سری بزنیم به ادبیات آلمان و فیلم های اقتباسی موفقی که توانستند در سینما اعتبار خوبی را از آن خود کنند.  

«عطر»

فیلمی بر گرفته از کتاب پرفروش عطر نوشته پاتریک سوسکیند، که در سال 2006 به کارگردانی تام تیکور به نمایش درآمد و توانست مانند کتابش موفقیت خوبی کسب کند. داستان کودک فرانسوی فقیر نشینی  را با حس بویایی استثنایی نشان می دهد که پس از کشف این قدرت او را در مسیری قرار می دهد که با کشتن 13 دختر می خواهد به عطر اسرار آمیزی دست پیدا کند.

 

«آبروی از دست رفته»

کتابی که توسط نویسنده به نام آلمانی هاینریش بل نوشته شد و در لیست 1001 کتابی که باید قبل از مرگ آن را خواند، قرار گرفت. از این کتاب فیلمی با همین نام به کارگردانی فولکر شلوندورف ساخته شد.داستان زنی که در گیر توطئه های یک خبرنگار به قصد بالا بردن تیراژ روزنامه می شود. این خبرنگار  از آشنایی کوتاه و موقت او با یک مجرم تحت تعقیب سوءاستفاده و پس از دستگیر شدن زن توسط پلیس، او را دچار مشکلات زیادی می کند. این فیلم جو سیاسی حاکم بر آلمان فدرال را به تصویر کشید که جنجال زیادی نیز در پی داشت.

«طبل حلبی» 

فولکر شلوندورفف کارگردانی که به واسطه ساختن فیلم هایش استاد اقتباس ادبی لقب گرفت. کارگردان فیلم طبل حلبی با اقتباس از کتابی به همین نام و تألیف گونترگراس به شهرت و اعتبار جهانی دست یافت. وی نخستین جایزه اسکار بهترین فیلم غیر انگلیسی و جایزه نخل طلای جشنواره کن را برای  ساخت  فیلم طبل حلبی به دست آورد. این فیلم روایت داستانی جادویی با پشتوانه تاریخی و سیاسی زندگی پسری حساس و باهوش است. اسکار پسرک داستان با دیدن پلیدی های بزرگسالان تصمیم می گیرد که هرگز بزرگ نشود و تلاش می کند تا دیگران متوجه نشوند که عقل و حواسش به خوب کار می کند.

« در جبهه غرب خبری نیست»

فیلمی که بر اساس کتابش یک اثر ضد جنگی محسوب می شود ودر آن تلاش می شود تا با تصویری واقع گرایانه وتوصیف ریز جزئیات خونبار جنگ ، خاطرات جوانی را روایت می کند که همراه چند تن از همکلاسی هایش عازم جنگ آلمان در جنگ جهانی اول می شود. در این داستان جنگ چهره بارز و محور اصلی است. در سطرهای پایانی رمان، پیش از آن که پل در جنگ کشته شود، می‌گوید: «اگر در ۱۹۱۶ به خانه بر می‌گشتیم، شاید به خاطر رنج‌هایی که کشیده بودیم و قدرت تجربه، زمین و زمان را به هم می‌زدیم. حال آنکه اگر امروز برگردیم، موجوداتی خسته، شکسته، سوخته، سست و ناامید خواهیم بود و دیگر نخواهیم توانست راه و رسم زندگی مان را بشناسیم.» این فیلم  جایزه اسکار بهترین فیلم و بهترین کارگردانی را به وسیله لوئیس مایلستون در سال 1930 به دست آورد.



فیلم اقتباسی فیلم پدرخوانده فیلم عطر ادبیات آلمان معرفی کتاب



مطالب مرتبط

مرزی بین عشق و آزادی در کلام
من پیش از تو؛  خواندنی و  مسحورکننده
5کتابی که در حوزه ی دفاع مقدس باید خواند





نظرات کابران باهوک ریویو