خرید اینترنتی کتاب و نوشت افزار

رنگ ها جیغ می کشند!

«یک روز عصر قدم زنان در راهی می رفتم؛ در یک سوی مسیرم شهر قرار داشت و در زیر پایم آبدره. خسته بودم و بیمار ایستادم و به آن سوی آبدره نگاه کردم؛خورشید غروب می کرد. ابرها به رنگ سرخ، همچون خون، درآمده بودند. احساس کردم جیغی از دل این طبیعت گذشت، به نظرم آمد از این جیغ آبستن شده ام. این تصویر را کشیدم. ابرها را به رنگ خون واقعی کشیدم. رنگ ها جیغ می کشیدند. این بود که جیغ از سه گانه ی کتیبه پدید آمد.»

جملاتی که خواندید از زبان خود ادوارد مونک، خالق اثر جیغ(1893) بود. اگر با سبک های اکپرسیونیسم آشنایی داشته باشید، می دانید که در این سبک، هنرمند در تلاش است که به جای به تصویر کشاندن عینیات، هیجانات و احساسات ناشی از آن واقعیت را ترسیم کنند. در تمامی تابلوهای مونک صداقت و شفافیت در بروز احساسات درونی به خوبی دیده می شود. مثل تابلوی خاکسترها. اما در «جیغ» بیش از هر چیز سعی شده است که از اصول فنی و نمایشی زیبا در جهت انتقال معانی استفاده کند.

درواقع به همین خاطر است که با تماشای این اثر، احساساتی چون ترس، اضطراب و انزوا را حس می کنید.

شاید برایتان جالب باشد که ادوارد مونک نیز مانند برخی از نوابغ از بیماری پانیک یا همان هراس رنج می برد. حملات ناشی از پانیک بارها و بارها او را در خلق آثار بی نظیرش کمک کرد که به خلق چند شاهکار تمام شد.

اختلال روانی مونک در اصل ارث رسیده از خانواده اش بود. حتی خواهر او نیز به دلیل اختلالات روانی در یک بیمارستان روانی بستری شده بود. به گفته ی خود ادوارد مون شاید دلیل اصلی آن رفتارهای پدرش بود. رفتار های خشن و تنبیه مداری که درخصوص تمام افراد خانواده به کار برده می شد.

این هیجانات و ترس های اضطرابی در تابلوی شب پرستاره ی ون گوگ هم دیده شده است تا جایی که او را نیز مبتلا به اختلالات حاد روانی می دانند. و این آثار را حاصل و برخاسته از حملات جنون آن دو می دانند.

با نگاهی به سری فیلم های جیغ اثر وس کریون قطعا متوجه المانی خواهید شد که بسیار به تصویر این تابلو شباهت و نزدیکی دارد. ماسکی که قاتل مخوف این فیلم ها برچهره دارد، زن یا مردی است با آرواره ای کشیده و چشمانی باز که از شدت جیغ پره های بینی اش باز شده است.

در هردو تصویر جنسیت جیغ زننده مشخص نیست. در تابلو فردی بدون مو و نحیف و اسکلتی و در فیلم هم شخص نقاب دار با شنل سیاهی که بر دوش دارد شخصیتی را به نمایش می گذارد که جنسیتش قابل تشخیص نیست. همین فراجنسیتی بودن این دو المان دلیلی است که این دو آثار را در سطح جهان محبوب کرده است.

ماسک این قاتل بیش از بصری بودن صداهای مخوف جیغ را در ذهن و خیال شما به تصویر می کشد. جیغ هایی هر چند ساکت، اما پرقدرت و ترسناک.

وس کریون برای نشان دادن اوج ترس توانسته است با الهام گیری از این تابلو به خوبی تصویری پر سر و صدا و دلخراش را به نمایش بگذارد. او غالبا در آثارش برای صدا و تصویرهایی که یادآور صداهای ذهنی مان هستند مهارت خاصی به خرج می دهد. شاید خالی از لطف نباشد اگر بدانید او پیش از کارگردانی، نخستین فعالیت هایش تدوین صدای فیلم در نیویورک بود. به همین خاطر است که با صداها توان بازی کردن دارد، حتی به صورت بصری.



تابلو جیغ سینما سبک های نقاشی معرفی کتاب



مطالب مرتبط

نامۀ ابراهیم گلستان به آیدین آغداشلو
پیکاسو را بهتر بشناسیم
راز نقاشی های سپهری در چیست؟





نظرات کابران باهوک ریویو