خرید اینترنتی کتاب و نوشت افزار

جهان بینی منحصر به فرد خیام

آن قصر که جمشید در او جام گرفت

آهو بچه کرد و روبه آرام گرفت

بهرام که گور می گرفتی همه عمر

دیدی که چگونه گور بهرام گرفت

ما خیام را شاعری خردمند و دانا می شناسیم با جهان بینی منحصر به فرد. در اغلب رباعیات خیام  سستی و ناپایداری زندگی مورد اشاره قرار گرفته است. شاید گاهی این اشارات کام ما را تلخ کند. شاید خوشی های مان را تحت تاثیر قرار دهد. اما او هیچ گاه مخالف شادی و کامجویی از زندگی نبوده ، بلکه به شادی های عاقلانه و باشکوهی که در خور فطری انسان است ، توجه خاصی نشان داده . خیام همواره انسان را از سرخوشی های آنی و گذرا که پایه و اساس پوچی دارند برحذر داشته، خوشی هایی که با غفلت و عیاشی به دست می آیند.

شاید شما هم تا به امروز گمان می کردید که گور در این رباعی به معنای قبر بوده ،اما امروز با وجوهات دیگری از معنای این بیت رو به رو خواهید شد:

در ایران پیش از اسلام شکار و خوراک گوشت گراز بسیار مرسوم بود، به طوری که در آیین مهر شکار گراز بسیار پسندیده و مورد استقبال بوده است. گاها برخی از مفسرین به جای گراز  گورخر را دارای معنی تلقی کرده اند. در حالی که اگر به طاق بستان های دوره ی ساسانی نگاهی بیندازید در نقوش برجسته شکارگاه، تصویری از گورخر نمی بینیم.

با مراجعه به شاهنامه ی فردوسی نیز می خوانیم که تهمینه در پرسشی از رستم، می پرسد تو همانی هستی که می گویند خوراکت یک گراز است و شمشیرت موجب صاعقه در آسمان می شود:

به تنها یکی گور بریان کنی

هوا را به شمشیر گریان کنی

در تفسیر بعدی گور به عنوان دخمه ، گوردخمه یا همان غار تعبیر شده است. این بیت اشاره به علاقه ی شدید بهرام برای شکار گور( گورخر یا گراز) دارد.  بهرام سالیان سال شکار از تفریحاتش بوده و در آخرین شکار خود به دنبال گور به داخل غاری می رود اما جستجوی او برای یافتن گور ، سرانجام او را در میان غار گم می کند.

یکی از تفاسیری که بر کلمه ی گور  وجود دارد این است که یزدگرد اول پس از پادشاهی به دلیل خوی نرم  و مهربانی که داشت، به سایر ادیان اجازه ی دفن مردگانشان را داد. این در حالی بود که زرتشتیان این مساله را موجب ناپاکی و آلودگی خاک می دانستند، و از آن جایی که بهرام از سنگدل های تاریخ شاهنشاهی ایران بود پس از تاجگذاری دستور می دهد که مردگان را از گور بیرون آورند. از این رو یکی از معانی بهرام گور را به بهرام گور کن اتلاق کرده اند.

اما در تفسیر دیگر ؛گور را باتلاق معنا می کنند. بهرام در سال 439 میلادی هنگامی که در جریان شکار با اسب به دنبال گور می رفت، در منطقه ی جرقویه اصفهان در باتلاقی گیر افتاد و همان جا ناپدید شد.

اما در خصوص کلماتی مثل "روبه" یا "رو، به" تفاسیر و معانی زیادی آمده است. در بعضی معانی روبه (روباه) را صحیح می خوانند.

در قصر و دربار جمشید آنقدر نظم و قانون حکمفرما بود که اگر آهو بچه دار می شد، هیچ گاه هیچ روباهی حق شکار کردن بچه ی آهو را نداشت. این بدان معناست که در دربار جمشید نظم و سلطه چنان برقرار بود که حتی غرایض حیوانی اجازه ی خودنمایی نداشتند. زیرا شکار روباه، بچه آهوست. اما با این حال حق تعرض به آن را نداشت.

اما در تفسیر دیگر، اشاره به ویرانی دربار جمشید می شود. زیرا روباه و آهو هر دو در مناطق ساکت و آرام زندگی می کنند. آهوان برای زایمان به جایی نرم احتیاج دارند( اشاره به ویرانی و تلی از خاک بودن کاخ جمشید دارد) و روباه نیز برای زندگی در توده ی خاک حفره هایی می سازد.

تفسیر پایانی کلمه ی روبه همان رو، به است که پایان و سرگذشت آهورا نشان می دهد. آهو پس از زایمان در این مخروبه آرام و قرار می گیرد.



رباعیات خیام بهرام گور معرفی کتاب شعر فارسی








نظرات کابران باهوک ریویو

پربازدید ها