خرید اینترنتی کتاب و نوشت افزار

کاراکترهای محصص، آدم های آشنای جامعه

متولد سال 1318 در شهر لاهیجان بود.پدرش قاضی بود و مادرش با هم نشینی هایی که با پروین اعتصامی داشت، دستی در شعر و شاعری نیز برده بود.در ابتدا در مسیر پدر حرکت کرد و در دانشگاه حقوق خواند. اما پس از فارغ التحصیلی به مدت یک سال در کتابخانه ی وزارتخانه ای مشغول به کار شد. اما در همان یک سال تمامی کتاب های کتاب خانه را خواند! و سپس استعفا داد و حقوق را رها کرد و به سمت و سوی هنر پیش رفت.برادرش در وصف استعداد او می گوید: سه ساله بود که به سینما بردمش.فیلمی با نام"بلای جان نازی ها". وقتی در منزل درباره ی فیلم از او سوال کردند چون تشریح ماجرا کمی برایش سخت بود، دست به کار شد و با نقاشی آن چه را دیده بود تشریح کرد.

ایراندخت محصص، خواهر اردشیر نیز کاریکاتوریست بود و از نظریه پردازان شاخص هنر. بهمن محصص پسرعموی اردشیر نیز در هنر دستی داشت به مجسمه سازی و نقاشی می پرداخت.

اردشیر محصص سالهای متمادی برای کیهان طرح می زد و صفحه ی هنر و اندیشه ی این روزنامه را مدیریت می کرد. احمد شاملو نیز از طرح های محصص در نشریه ی کتاب هفته بهره گرفت.

محصص کتاب های زیادی درخصوص هنر به جا گذاشت که از آن ها می توان به «اردشیر و صورتکهایش»، «شناسنامه»، « لحظه ها» ، «وقایع اتفاقیه»، « طرح های آزادی» ، «اردشیر و هوای طوفانی» و «تشریفات»اشاره کرد. برخی از آثار محصص چون «اردشیر محصص، تاریخی کوتا»و «زندگی در ایران» در سال 1944 در آمریکا توسط انتشارات میج، منتشر شد.

 تعدادی از طرح های محصص برای نشریه ی نیویورک تایمز بود که هم اکنون حدود 80 تا 100  اثر او در کتابخانه ملی آمریکا نگهداری می شود. در سال 2006 نیز مجموعه ای از آثار او در موزه هنرهای مدرن نیویورک به نمایش گذاشته شد. 

او در سال های پایانی عمر خود به ایران بازگشت و در سال های 1385 و 1386 در گالری همای تهران آثار خود را با نام های «اردشیر پس از سی سال»و «اردشیرستان» به نمایش گذاشت.

آن چه که اردشیر محصص و آثارش را جهانی کرد، نگاه تیزبینانه ی او و نقادانه ی همراه با طنز است که به انسان درگیر در فراز و نشیب های زمان و زمین داشت.

سال های هفتاد میلادی بود که در رستوران هتل نادری رفت و آمد داشت. شاید هفته ای یک بار. میزی را انتخاب می کرد و رومیزی را پس می زد و سفره ای کاغذی برایش پهن می کردند.سفره ای که از چسباندن چند تکه کاغذ به هم تشکیل شده بود. چند دقیقه ای به تماشای افراد حاضر در هتل می نشست و کارش را آغاز می کرد. جوانان و نوجوانان هنردوست شیفته ی کارش می شدند. اول به مداد طرحی کلی می زد. سپس با ماژیک پهن سیاهی طرح را جلوه می داد. این شیوه که اردشیر محصص به کار گرفت در هنر طنز تصویری فصلی جدید را گشوده بود. 

با نگاهی به آثار محصص در می یابیم که او نیز مانند دیگر کاریکاتوریستان زمانه پای طرح هایش به توضیح و تشریح اثر می پرداخت. اما پس از مدتی از این توضیحات کاسته شد و کم کم به عبارتی کوتاه و گاها بدون شرح بسنده می کرد.

اردشیر محصص در آثار خود علاقه به آثار پیکاسو، شاگال، یونسکو را به خوبی نشان می داد.

عمده ی مضامین آثارش به مسائلی مانند  گرسنگی و استعمار، جمعیت بی حد و حساب، اندوختن سلاح و بی عدالتی اشاره داشت. بروکراسی و جامعه ی مرد سالار از موضوعاتی بود که در آن زمان با طرح های محصص مورد نقد و بررسی قرار می گرفت. او با تاثیر پذیری از آثار توپور طرح هایی حجمی و با بیان تصویری قوی تری را قلم زد که جز او کس دیگری قادر به چنین هنرنمایی های بر روی کاغذ نبود. توپور و براد هلند نیز پس از جنگ جهانی دوم با هنر خود طغیانی کردند که بازخوردهای شفافی از جنگ و ویرانگری های آن به نمایش گذاشتند. بازخوردهایی که در آن زمان در هنرهای دیگر چون تئاتر و سینما پدیدار بود. محصص نیز با تکیه بر تجربیات چنین آثاری حین انتقاد از قدرت های جهانی زخم های جوامع آفریقایی را به تصویر کشید و یا به نقد مناسبات اجتماعی در ایران دست زد.

در سال های پایانی عمر محصص بیماری پارکینسون توانایی حرکتی و تکلمی او را به طرز چشمگیری کاهش داده بود. اما با این وجود تا آخرین روزها ی عمرش قلم را ترک نکرد و در سن هفتاد سالگی در 18 مهر 1387 در خارج از خاک ایران درگذشت.

 

احمد شاملو درباره ی اردشیر محصص می گفت: « اگر قلم عبید چاقوی جراحی است، قلم اردشیر نیز چنین است. برای من هر دوی آن ها ثبت کنندگان کاراکترهای جامعه هستند. نشان دهنگان حماقت ها، طمع ها، یالانچی پهلوانی ها، خودپسندی ها و .... آدم ها او آدم های آشنای جامعه اند.مائیم و همسایگانمان»